تبليغاتX
TOOP * 2005 * SOOPER_STAR
از شیر مرغ تا جون ادمیزاد


Web    Images    Groups    News    Froogle    LocalNew!    more »
 
  Advanced Search
  Preferences
  Language Tools


Advertising Programs - About Google قویترین سرچ

Make Google Your Homepage!

Make Google Your Homepage!

+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/28ساعت 22:59  توسط فرشيد  | 

Magoori.com-Banner-Exchange-System

Annuaire HentaiVotez pour moi

Top Best Of Manga HentaiVotez pour moivotez pour moi =^_^=


 
 
 

annuaire hentai
+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/28ساعت 3:49  توسط فرشيد  | 

v

عکسهای شیرزنهای ایرانی #2

v

عکسهای شیرزنهای ایرانی #1

v

عکسهاي بازيگران ايراني

v

کلی جیگر طلا !!! میگی نه ؟

v

عكس جديد از خانم جانت جكسون

v

يك دختر ايراني نفر اول دختر شايسته

v

عكس داغ داغ از خانم تارا رايد

v

اينجا رو بيبين زود كه الان ميره!!

v

عجب !!! شما ميدونيداين چيه ديگه؟؟؟

v

لینکدونی بالای 18 سال میخوای ؟

v

دوتاازمعروفترين خواندگان رپ امريكا

v

عكس جديد ار مايكل جكسون #2

v

خانم مشل هورن بازيگر سينما

v

اينم يك سگ پليس و بچه جديدش!!

v

وااااي كجا خورد مگه ؟؟ بد جاي خورد!!

v

بهترين جستجو گر براي ايرانيان

v

عكس جديد ار مايكل جكسون

v

اقاي چارليي شيين و خانم دينيس

v

ماشين جديد مزدا در سال 2005

v

اينو باش برا خودش داره حال ميكونه!!!

v

عكس جديد از خانم جنفر گارنير

v

جديد جديد از برد و جين!! داغ داغ....

v

يك مادل داغ داغ !! حال كنيد !!

v

اين بيبين كه شده ژاپني... ها ها

v

اينم يك سگ با چترش !!! هاهاها...

v

خانم جنفر لوپز و مارك انتوني.. حال كنيد!!!

v

خوشگلترین مادر دنیا انتخاب شد

v

نگاهي به اسكار سال 2005

v

یک فیلتر شکن قوی زود کلیک کن

v

سایت خوش هیکل های اینترنت !!!

v

سایت خوشگلهای ایرونــــــــــــــــــــی !!!

v

خانم سندرا در سن چهل سالگي

v

قوانین جدید برای ویزای دانشجویی

v

يك مادل داغ داغ !! حال كنيد !!

v

اينم از خانم كوچولو با دوتا سر !!

v

سایت خوشگلهای ایرونی

v

نگاه كن حال كن ماشينهاي سال 2005

v

تصويری از مراسم سوگواری روز عاشورا #2

v

تصويری از مراسم سوگواری روز عاشورا #1

v

تعدادي عكس از چيزهاي جديد سال 2005

v

بيبين حال كن!!! ديگه چي مي خواهي ؟؟

v

بهترين عكسهاي سال 2005

v

اينم يكي از هنر پيشهاي معروف هاليود

v

اينم يك ماشين باحال وخوشكل

v

اين همه مرغ وخروس براي چي ؟؟؟

v

اينم شد فوتبال يا عشق بازي

v

يك مدل جديد جديد!!! حال كن!!

v

بپر بيا !! داغ داغ از جنفر لوپز !!!

v

ياد بگيرييد شما !!!! به منم بديد !!!

v

اگه بچه باحالی کلیک کن

v

عكسهاي جديد از تيم ملي فوتبال ايران

v

اينم از روز عاشقان!!! منم مي خواهم!!!

v

اينم خانم جيسيكا سيمسون

v

بيبين پليس چيكار ميكنه ؟؟؟

v

تاپ مدلهای سال 2005 رو نگاه کنید !!!

v

--- بهترين سايت هاي دوست يابي ---

v

برووووو بابا!!! همش خوابيدي !!!

v

سري جديد عكسهاي بريتني سپيرز 2

v

سري جديد عكسهاي بريتني سپيرز 1

v

عكس داغ داغ از شكيرا

v

عكسهاي داغ از خانم جنفر !!

v

اين ديگه چيه !!! اين سگ يا ميمونه !!

v

يك سيستم جديد و باحال از ميكروسافت

v

بزرگترین سایت مانکنهای 2005

v

اينم چندتا عكس داغ از خانم امندا

v

چقدر تو زشتي؟؟ زن من مي شي؟؟؟

v

بيبين اين چي مي گه ديگه؟؟

v

اخه از چي ترسيدي بابا!!

v

اينم چندتاعكس خيلي باحال

v

سايت 24IR به روز شد.

v

کلی لینک باحال

v

مرسدس بنز 350 هزار دلاری

v

تازه تازه !! بيا حال كن !!

v

اينم يك عكس داغ داغ !!

v

وووووواي مردم ازخنده !! هاهاها

v

حالا چرا اينجا ؟؟؟ كمك كنم ؟؟

v

واي خدا !!!! عجب چيزي هست !!!

v

مدل جديد سال 2005

v

دختر کش ترین سایت امروز !!!

v

عكسهاي جديد جنفر لوپز

v

عکسهای زیبای ماشین جديد

v

اخه ادام حسابي اينجا چرا اخه ؟؟؟

v

واي واي!!! دختران جورج بوش !!!

v

خسته شدي!!!! حالا كه چي؟؟؟

v

واي واي!!! عكسهاي داغ شكيرا

v

اينهم از خانم تارا بازيگره داغ هاليوود

v

عکسهای جدید پرژن نایت پارتی # 2

v

بيبين چي كار كردي !!!!! حالا كه چي؟

v

تو چي مي خوري بابا!!!!

v

اجتماع جوانان ايراني در ديزين ديدنيه

v

چند عكس جديد از شادمهر

v

بابا !!! اسكيت بازي تو فضا!!!

v

ماشين جديد سال 2006

v

يك عكس جديد از مايكل جكسن

v

هه هه بچه ها اینوووووووووو

v

يك عكس جديد از Ashlee Simpson

v

قرعه کشی گرین کارد آمریکا

v

بهترين سايت هاي دوست يابي

v

يك سايت جالب براي جراحي

v

کلی لینک توپ برای شما

v

بزرگترین وب سایت موزیک ایرانی

v

داداشی تو هم بستنی میخوای؟!

v

جديدترين آنتي ويروس ها

v

سگ هاي تقلبي اونم از نوع گربه حيرت آوره

v

--- بهترين سايت هاي دوست يابي ---

v

عکسهای جدید پرژن نایت پارتی

v

اينم بيريتني اسپيرز

v

به به به!!! اينجا روبيبين !!!

v

اخه تو چرا رفتي ديگه!!!!

v

بابا بيا اينم بيريتني اسپيرز!!!

v

اينجا هم خانم ليما!!!

v

يك عكس توپ از شادمهر عقيلي

v

اينم جنفر لوپز ديگه چي ؟؟

v

كريسمس شد باز اين پيداش شد

v

سايت جديد براي موزيك

 

+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/28ساعت 3:14  توسط فرشيد  | 

دخترهای خوشگل  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 5:31  توسط فرشيد  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 5:23  توسط فرشيد  | 

www.farshid_2580@yahoo.com
موزيک

دریافت نرم افزار

گالري عکس
جدیدترین موزیک ها
چت نوشتاری
زیباترین کلیپ ها
کلمات اختصاری درچت
اموزش ساخت وبلاگ
اموزش هیپنوتیزم
طالع بینی شخصی
رادیو و تلویزیون
شخصیت در خواب
داستان
خطای مودم
فیلم های ایرانی
عکس های بازیگران
جوک و خنده
بازی
طالع بینی ازدواج
آشپزي
دیکشنری آنلاین
پيشگويي
خطای چشم
ساعت مرگ شما
دانلود فیلم
نام کد وشهرهای ایران
زیارت امام رضا
امداد ایدز
گروه خونی افراد
پزشکی و داروها
مخابرات و تلفن
درباره حج
متن کامل قران کریم
نهج البلاغه
داستان های پیامبران
کدهای جاوا
ملودی موبایل
بوت و کرک
دوربين هاي زنده
رادیو موزیک 24 ساعته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 5:16  توسط فرشيد  | 

سه بعدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:51  توسط فرشيد  | 


vگالري عکس هاي خفن .. ورود کودکان ممنوع !!
vجعبه موزيکال عشق ، بهترين هديه سال !!
vتوپ ترين جملات عاشقانه !!!
vورود آقايان اکيدا ممنوع !! لطفا کليک نکنيد
vهرکي اين سايت رو ديده بختش باز شده !
vگل پسر ها و گل دختر ها !! فقط ...
vعکسهای با حال واسه دختر و پسرهای ایرانی !
vكليپ های تووووپ!!!
vخفن ترين گاري عکس در ايران !!
vکجا اين همه مدل کامپيوتر جيبي ديدي ؟!
vجعبه موزيکال عشق ، بهترين هديه سال !!
vابتکار جوانان رشتي در مورد ازدواج
vتصاوير چهارشنبه سوري در تهران
vداستان و کتاب هاي رايگان براي دانلود
vفقط عکسهای توپ !!
vسايت آهنگ ها دات نت آپديت شد
vبزرگترين تالار بحث و گفتگو در ايران !!
vشب چهارشنبه سوري !! آخر صفا ...
vبابا کامپيوترت رو به روز کن تا کي نرم افزار قديمي ؟
vاين سايت هم به همه بيننده هاش عيدي ميده !!
vشکار قلب ها در سايت ...
vديکشنري آنلاين !! اوووف
vباحاش قهري ؟ بيا يه چيز يادت بدم !!
vتست IQ به صورت آنلاين کاملا رايگان !!
vکارت تبريک توپ واسه عشقت بفرست
vبه دوست پسرت شک داري ؟!
vسايت آهنگ ها دات نت آپديت شد
vگالري تصاوير بازيگران زيباي ايراني
vاوه اوه ، ميخواي هکر بشي ؟! بدو تو !!
v99 تاپ مدل 2005
vاين سايت هم به همه بيننده هاش عيدي ميده !!
vآخرین روزهای باقی برای خرید Host با تخفیف ویژه
vجعبه موزيکال عشق ، بهترين هديه سال !!
vبچه مثبت ها بيان ، خلاف ياد بيگرند !!
vاوووووف ، چقدر بازي آنلاين !!
vدنبال کليپ خفن ميگردي ؟! اينجا رو ببين
vزیباترین هنرپیشه های زن ایرانی !!!
vمي خواهي خداي کامپيوتر بشي ؟! حتما ببين
vگالري تصاوير هنرمندان ايراني \"توووپ\"
vبراي آنهايي که ميخواهند عاشق شوند !!
vبابا کامپيوترت رو به روز کن تا کي نرم افزار قديمي ؟
vوقتتو صرف كلاس نكن بيا از پرفسور ياد بگير...
vاعتماد به نفس اينجوري هم داريم !!
vجوک بخوان ، جوک بنويس .. آخرشه !!
vمیگن چهارشنبه سوری اینجا میترکه !!!
vهديه تهراني ، زيبا بروفه ، نيکي کريمي و ...
vجعبه موزيکال عشق ، بهترين هديه سال !!
vعاشق هاي تازه کار کليک کنن !
vواسه عيد خريد کردي ؟! بيا ببين چي ميدن ؟!
vعشق ، عشق ، کي قدرت رو ميدونه ؟!
vكجا اين همه مدل كامپيوتر جيبي ديدي. يه عيدي مناسب!!!
vفقط خانم هاي با سليقه \"بفرماييد\"
vبزرگترين دوست يابي دنيا \" بدو جا نموني!!\"
vبزرگترين آرشيو کتاب و داستان \"دانلود رايگان\"
vخفن ترين گالري عکس ، اوه اوه
vآموزش : هک ، اينترنت ، ترفند ، ...
vبه جاي عيدي از اين ها کادو بده !!
vعجب کلکلي ميکنن اين خانم ها !!
vجعبه موزيکال عشق ، بهترين هديه سال !!
vاين رو ببين کلي بهت آرامش ميده !!
vخانم هاي با سليقه ، بفرماييد تو
vکجا اين همه مدل کامپيوتر جيبي ديدي ؟!
vبه دوست پسرت شک داري ؟!
vبزردگترين آرشيو کد هاي جاوا اسکريپت
vعکسهای کنسرت گروه آریان در قطب !!!
vکليپ هاي خيلي خفن .. نبيني از دستت پريده !!
vزندگينامه افشين همراه عكس هايش
vبزرگترين سايت آموزشي ايران ، هک ، اينترنت ، ...
vنکته هاي همسر يابي اينترنتي !!
vسي دي آموزشي دانا براي كودكان دانا !!
vمخصوص خانم هاي با سليقه ، ورود آقايون ممنوع
vجعبه موزيکال عشق ، بهترين هديه سال !!
vحرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان هستند
vسايتي که هرگز قرارنيست فيلتر بشه !!
vورود آقايان اکيدا ممنوع !! لطفا کليک نکنيد
vبزرگترين سيستم دوستيابي در ايران
vآموزش : هک ، ياهو ، ايميل ،.. جا نمومني !!
vجنيفر لوپز هميشه يکي از اينها تو جيبشه !!!
vاوه .. به نظر تو اين سايت چرا فيلتر نشده ؟!
vچهارشنبه سوري بيا اينجا حالشو ببر !!
vوقتتو صرف كلاس نكن بيا از پرفسور ياد بگير.....
vاين سايت هم همين روز هاست فيلتر بشه !!
vآتيش سوزاندن خوبه ولي نه اينجوري !!
vخفن ترين جک هاي 2005 اوه اوه!
vبزرگترين گالري عکس هاي خنده دار (مخصوص بزرگسالان)
vآخرین اخبار سایت های خبری
vایولا ! به اینا میگن خوشگل !!!
vاوووووووف اين سايت رو حتما ببين !!
vبابا كامپيوترتو به روز كن تا كي نرم افرار قديمي؟!!
v$$$بهترين راه پولدار شدن. يه روش مطمئن$$$
v5 قانون طلايي براي عاشق کردن ديگران !!!
vوااای ميدوني سپاهان تو سايتش چيکار ميکنه ؟!
vبي خودنيست يک سري ها مجردي حال ميکنن !!
v100MB فضا با امکانات نامحدود فقط 23 هزار تومان
vگالري تصاوير هنرمندان ايراني
vزيباترين پادشاه سال با خانم هاي خوشگلش
vبزرگترين سيستم دوستيابي در ايران
vروشهاي فراموش كردن عشق قبلي!!!
vكـــــــــــــــــــــــــــامپيوتر جيبي ضد فرامــوشي
vبزرگترين سايت آموزشي ايران ، هک ، اينترنت ، ...
vراه و رسم عاشقي از اينجا شروع ميشه
vارائه اي نوين ازنصرت (معجزه در آموزش انگليسي)
vمی خوای خیلی سریع و راحت پولدار بشی؟
vخفن ترين گالري عکس (براي بزرگسالان)
vیک عکس توپ و خفن از جنیفر لوپز !!
vبيا بريم دات كام با لينك ها و عكس هاي جديد آپديت شد
vآموزش : هک ، ياهو ، ايميل ،.. جا نمومني !!
vراه و رسم عاشقي از اينجا شروع ميشه
vزيبا ترين تصاوير خدا !! از دستش ندين
vفکر میکنی این خانم چجوری پولدار شده؟
vکوچولوها کلیک نکنید
vهر کسی می خواهد پولدار بشه فقط اينجا را کليک کنه
vبزرگترين گالري عکس هاي خنده دار (مخصوص بزرگسالان)
vخفن ترين دوست يابي ايران
vآموزش : از دوشيدن شير مرغ تا کشيدن جون آدميزاد
vهمسر سفارشي چشم آبي در سه سوت
vپيچوندن دخترا خيلي هم سخت نيست
vکسب درآمد در منزل بدون نياز به تخصص
vبه کودکان خود از کودکی زبان انگلیسی را بیاموزید.
vسي‌دي زبان، تقويت حافظه و تست زني نصرت
vشادمهر عقيلي با دوست دخترش
vعکسهای خفن از بازیگران ایرانی !
vخوشگله دم در بده بیا تو!
vکلی عکس خنده دار
vعلائم علاقه مندي زنان !!
v20 قانون طلايي زندگي !!!
vچرا بيكاريد!؟؟! سي‌دي كـــــــــــــــار در منزل$
vآموزش زبـــــــــــــــــان ويژه كــــــــــــودكان
vیه سايت تـــــــــــــــــــوپ
v50MB فضا فقط 15 هزار تومان در تخفیف نوروزی
vبزرگترين سيستم دوستيابي در ايران  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:43  توسط فرشيد  | 

آرشيو مطالب آموزشي:
» سرعت كامپيوتر بسيار کند شده چه کنيم ؟
» برای Desktop خود Background متحرک بگذارید
» کلمات اختصاری در چت ...
» آشنايي با پسوند فايل ها
» آیا میدانید PDA چیست ؟
» آموزش ساده و سریع ساخت یک وبلاگ در بلاگ اسپات
» ارتباط صوتی و تصویری داخل شبکه بدون نیاز یه هیچ برنامه ای
» کوکی cookie چیست؟
» راهنمای ساخت وبلاگ
» IP Address چیست ؟
» جلوگیری از وارد شدن نامه‌هاي دوستان به پوشه
» آموزش خود هيپنوتيزم ساده Relaxation
» راه حل مشکل اشغالی خطوط
» آموزش تصويری بيليارد
» طرز ساختن ID ازطريق مسنجر ياهو
» اموزش نصب ويندوز xp
» چگونه يک دوربين ديجيتال مناسب بخريم؟
» Spam, Worm, Trojan چه فرقی با هم دارند؟
» نحوه انتخاب يک مادربرد خوب
» قبل, درحين زلزله وبعد از آن چه بايد کرد؟
» رهايی از دست کاربرهای مزاحم در Yahoo messenger
» آشنايي با انواع خطوط اتصال به اينترنت
» چگونه ایمیل فارسی بنویسیم؟
» عبور از پروکسی به سادگی
» آموزش پارتيشن بندي FDISK
» 13 روش براي بالا بردن امنيت در ياهو
» فعال کردن فارسی نويسی در ويندوز XP
» راهنماي خريد يك Laptop
» ده درس مهم که در زمينه تجارت اينترنتي
» تاريخچه اسامي شرکت هاي بزرگ کامپيوتر
» نحوه بدست آوردن IP افراد در Yahoo Messenger بدون ابزار
» چگونه هكر خود را شناسايي كنيم ؟!
» راهنمای خرید یک MP3 Player
» DSL چيست؟
» اینترنت؛ مزایا و مضرات
» از Yahoo ID خود بهترين استفاده را ببريد
» از yahoo!messenger بهترين استفاده را ببريد!
» گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت
» تبليغات اينترنتي در ايران
» عوامل مهم در انتخاب یک مانیتور سالم!
» لیست ایمیل های رایگان با ظرفیت های بالا
»  8 توصيه براي ايمني بيشتر رمز عبور
» چگونه کلمه هاي عبور خود را ذخيره کنيد؟
» چگونه ID ياهوي خود را از هکر پس بگيريد؟
» دو شاخص مهم شبکه، پهنای باند و ميزان تاخير
» مالتي بوت كردن PC
» آشنايي با Utility هاي اينترنتي!
» با دانستن IP يك شخص مثلا در چت چه كارهايي مي توان انجام داد؟
» System tray چيست؟
» دسترسی به کنترلهای ويندوز با Rundll32
» تبديل ساعت ويندوز به يك ساعت اتمي دقيق بدون نياز به نرم افزار خاص
» وب جهاني چگونه كار مي كند؟
» پاك كردن آدرس هاي URL اي كه در Address Bar ظاهر مي شود
» چگونه مي‌توان ارتباط يك شخص را با اينترنت قطع نمود؟
» افزايش حافظه Cache فايل سيستم در ويندوز ايكس پي
» راه های مصونيت از خطرات اينترنتی
» نحوه فعال كردن ويژگي Clear Type
» افزايش سرعت اينترنت در ويندوز XP Pro
» Shutdown كند و راه حل‌هاي موجود
» Whois چيست؟
» قواعد مهم در مورد شماره هاي IP
» مسدود کردن راه ورود صفحات تبلیغاتي ( Stop popup ads )
» ترفندهاي هكري
» ضبط صدا از منابع مختلف توسط Audio Record Wizard 3.97
» درباره‌ی گوگل
» حافظه Flash
» نحوه سرعت بخشيدن به عمل استارت در ويندوز XP
» آشنائی با پروتکل DNS
» نحوه چک کردن ایمیل های yahoo به وسیله outlook
» راهنماي جامع فارسي Scholar Google
» چگونه عكس خود را به شكل يك عكس قديمي و فرسوده تبديل كنيد؟
» آشنایی با انواع پسوندها در مورد دامنه های اینترنتی
» تنظيم اندازه حافظه مجازي در نسخه هاي مختلف ويندوز
» نحوه افزايش حافظه پنهاني پوشه ها در ويندوز XP
» مديريت پورتها و جلوگيري از بروز مشكل به وسيله Firewall
» WAP چيست؟
» درباره Bluetooth
» JavaScript چيست؟
» شبکه اترنت (Ethernet) چيست؟
» آموزش نصب و راه اندازي اوليه ويندوز XP
» آموزش Real Player
» آشنايي كامل با DVD
» آموزش رجيستري
» NAT چيست؟
» آشنايي با SCSI
» دندان آبي يا Blue Tooth چيست؟
» مفاهيم پروتکل TCP/IP در شبكه
» آشنايي با TelNet
» آموزش نرم افزار Clone CD
» آشنايي با Netstat
» RootKit چیست؟
» Proxy Server چيست ؟
» آموزش رمز گذاري صفحات وب با Password Wizard
» بازيافت پيشرفته اطلاعات پاك شده در كامپيوتر
» پاکسازی برنامه های جاسوسی با Spy Cleaner Gold 9.3
» نجات ويندوز بعد از خرابي اون بدون احتياج به نصب دوباره برنامه ها
» پنج روش رايگان براى افزايش ترافيك وب‌سايت
» پنج تصور غلط در مورد ايجاد وب سايت
» آموزش مختصر چند نرم افزار ضروري
» طريقه وارد كردن متون نستعليق با بهترين كيفيت در فتوشاپ
» ايجاد افكت Shock در فتوشاپ 7
» خصوصيات برجسته در ادب فتوشاپ CS
» نحوه کاهش حجم تصاوير در فتوشاپ
» شبكه گيگابايتي چيست؟
» محاسبات شبكه‌‏اي چيست؟
» Active Directory چيست
» توضیحاتی درمورد نرم افزار Norton Utilities
» چگونه امنیت خود را بالا ببریم ؟
» بدون هیچ برنامه ای درایوهای خود را مخفی کنیم ؟
» درمورد Format و پارتیشن بندی بیشتر بدانیم
» با افزودن پسورد دوم براي ورود به ویندوز XP امنیت خود را تا حد زیادی افزایش دهید !
» آشنایی با مدارک رسمی MICROSOFT
» انواع كارت هاي رسیور DVB
» چگونه دو رایانه را به یکدیگر متصل کنیم ؟
» دریافت فایلهای RM ، SWF و DOC و MOV و... از سایتها به سادگی
» آشنايي با زير ساخت اينترنت
» آموزش تنظيمات Internet Explorer
» آموزش کامل نصب PHP بر روی Windows
» راهنماي نصب قدم به قدم PHPNuke v7.3
» قفل هاي سخت افزاري و نرم افزاري
» آموزش گام به گام زبان php
» ويروس و علائم آن در يك نگاه
» آموزش استفاده از Remote Desktop
» Chat يا گفتگو بدون نياز به Messenger توسط ابزار Winchat در ويندوز
» چگونه كامپيوتر خود را قفل كنيد؟
» چگونه ميتوانيد interface ويندوز خود را تغيير دهيد؟
» فعال کردن فکس در ویندوز XP
» پروکسی و فیلتر چیست ؟
» آيا مي توان رجيستري (RegEdit) را بست؟
» آشنایی با انواع برنامه های جاسوسی و مخرب !
» چگونه میتوان سابقه آدرسهای استفاده شده را از بین برد ؟
» چگونه تنظیمات سیستم خود را به کامپیوتر های دیگر منتقل کنیم ؟
» چگونه پسورد ID و Email خود را از طریق مسنجر تغییر دهیم !
» تفاوت های CPU های AMD وIntel
» BIOS چيست؟
» چگونه همه چيز درباره رايانه تان را ببينيد؟
» ماكرو چيست؟
» چند نكته آموزش در فتوشاپ
» آشنايي با كار ويروس‌ها در راستاي ويروس زدايي
» انواع تجارت الكترونيك
» راهنمای والدین با توجه به رده سنی کودکان در استفاده از اينترنت
» ۱۰ نکته برای حفظ امنیت کودکان در اینترنت
» برد اصلی (MotherBoard) چيست؟
» چگونه وارد چت روم پر(full) در Yahoo Messengerشويد!؟
» ديواره هاى آتش (Firewall) چيستند؟
» ترفندهاي ويندوز XP
» چند راهكار مفيد براي تسكين خستگي چشم ناشي از كار با رايانه
» پورت موازی چيست؟
» نحوه عكس گرفتن با مديا پلير
» کامپيوتر خود را بهتر بشناسيم
» چگونه فايلهاي هك را شناسايي کنيم؟
» گذرگاه USB چگونه كار مي‌كند؟
» چگونه بفهميد كه در Yahoo Messanger با چه كساني چت داشته ايد؟!
» تفاوت RAM هاي DDR SDRAM و SDRAM چيست؟
» از کار انداختن رمز عبور BIOS
» آموزش راه‌اندازي شبكه خصوصي مجازي (VPN)
» ترفندهاي WORD
» صندوق پستي خود را ضد اسپم بسازيد
» معرفي سه كرم اينترنتي Mydoom.AE و Zar.A , Bropia.A
» جلوگيري از قطع شدن مداوم اتصال اينترنت DC
» چگونه کلمه هاي عبور خود را ذخيره کنيد؟
» آشنايي با حملات اينترنتي از نوع DOS (بخش دوم)
» آشنايي با حملات اينترنتي از نوع DOS (بخش اول)
» آشنايي با اصطلاحات كامپيوتري (قسمت چهارم)
» آشنايي با اصطلاحات كامپيوتري (قسمت سوم)
» آشنايي با اصطلاحات كامپيوتري (قسمت دوم)
» آشنايي با اصطلاحات كامپيوتري (قسمت اول)
» استفاده از موتور جستجوي Google (قسمت چهارم)
» استفاده از موتور جستجوي Google (قسمت سوم)
» استفاده از موتور جستجوي Google (قسمت دوم)
» استفاده از موتور جستجوي Google (قسمت اول)
» آموزش فلش (بخش پاياني)
» آموزش فلش (بخش پاياني)
» آموزش فلش (بخش سوم)
» آموزش فلش (بخش دوم )
» آموزش فلش (بخش اول )
» آموزش اينترنت (بخش 4)
» آموزش اينترنت (بخش 3)
» آموزش اينترنت (بخش 2)
» آموزش اينترنت (بخش 1)
» آموزش فتوشاپ (بخش چهارم)
» آموزش فتوشاپ (بخش سوم)
» آموزش فتوشاپ (بخش دوم)
» آموزش فتوشاپ (بخش اول)
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:38  توسط فرشيد  | 

Dokhmar.ComTipToop.ComHalibehooli.ComLink Me .:: Gassar.com ::.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:33  توسط فرشيد  | 

اين لينک ها هر روز آپديت ميشوند:
vآموزش : هک ، ياهو ، ايميل ،.. جا نمومني !!
vراه و رسم عاشقي از اينجا شروع ميشه
vزيبا ترين تصاوير خدا !! از دستش ندين
vفکر میکنی این خانم چجوری پولدار شده؟
vکوچولوها کلیک نکنید
vهر کسی می خواهد پولدار بشه فقط اينجا را کليک کنه
vبزرگترين گالري عکس هاي خنده دار (مخصوص بزرگسالان)
vخفن ترين دوست يابي ايران
vآموزش : از دوشيدن شير مرغ تا کشيدن جون آدميزاد
vهمسر سفارشي چشم آبي در سه سوت
vپيچوندن دخترا خيلي هم سخت نيست
vکسب درآمد در منزل بدون نياز به تخصص
vبه کودکان خود از کودکی زبان انگلیسی را بیاموزید.
vسي‌دي زبان، تقويت حافظه و تست زني نصرت
vشادمهر عقيلي با دوست دخترش
vعکسهای خفن از بازیگران ایرانی !
vخوشگله دم در بده بیا تو!
vکلی عکس خنده دار
vعلائم علاقه مندي زنان !!
v20 قانون طلايي زندگي !!!
vچرا بيكاريد!؟؟! سي‌دي كـــــــــــــــار در منزل$
vآموزش زبـــــــــــــــــان ويژه كــــــــــــودكان
vیه سايت تـــــــــــــــــــوپ
v50MB فضا فقط 15 هزار تومان در تخفیف نوروزی
vبزرگترين سيستم دوستيابي در ايران
vوای چه قدر خوشگله!
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي
vميگن خدا همه چيزو با هم به آدم نميده، ولي... !!!
vميگن اين سايت همين امروز فرداست كه فيلتر بشه!
vپــــــــــول دار شدن هم زياد سخت نيست !!
vبهترین راه برای سریع پولدار شدن عجله کن عقب نمونی
vتست زنی و تقويت حافظه ويژه کنکوريها
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت Cool
vسایتی بی نظیر بدو بدو که تمام شد .....
vکلي عکس تووووووپ
vميگن اين سايت همين امروز فرداست كه فيلتر بشه!
vميگن خدا همه چيزو با هم به آدم نميده، ولي... !!!
vپول،پول، پــــــــــولدار شوید $$$
vSweet English نرم افزارآموزش زبان ویژه فارسی زبانان
vبازی کن انگليسی یاد بگير
vخفن ترين سايت آموزشي ، هک ، ترفند ، ...
vدختر و پسرهای ایرانی در پاتوق !!
vعكس هاي خيلي جديد بهادر خارزمي خواننده ايراني
vچند تا عكس خفن از يه سايت خفنتر
vيه سايت با حال براي جوانان ايراني
vبــابــا ايـول بــه ايـن بــریـــتــنــی اســپــیـرز
vبزرگترين گالري عکس هاي خنده دار (مخصوص بزرگسالان)
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت Cool
vنرم افزار قرانی سليم،گلهای بهشت !
vمعجزه یادگيری ، تقویت حافظه
vبا کليک کردن پول در بياريد.
vثبت دامنه با کنترل پنل تنها 6900 تومان در هاست ایران
vلذت بردن در اینترنت را فقط در این سایت تجربه کنید
vعكس هايي از فوتباليست هاي قديم ايران
vسه پیچ دات نت
vجديدترين لينك ها و عكس هاي ايراني در بيا بريم دات كام
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت Cool
vبزرگترين سيستم دوستيابي در ايران
vتقوِت حافظه با جی 5
vاموزش زبان انگلیسی( sweet English)
vیه سايت تـــــــــوپ واسه پولدار شدن !
vبزرگترین سيستم بحث و تبادل نظر جوانان ايراني
vلذت بردن در اینترنت را فقط در این سایت تجربه کنید
vبچه با حال ها بیان تو!
vيه عكس با حال از كتايون رياحي
vخنده دار ترین عکس های سال 2004 اینجاست !!!
v2000 نفر در انتظار پاسخ به سئوالات شما !! آخرشه ...
vخفن ترين سايت آموزشي ، هک ، ترفند ، ...
vSweet English نرم افزارآموزش زبان ویژه فارسی زبانان
vپـــــــــــــــول دار شويد !!
v راههای کسب در آمد از اينترنت
vبيا تو کلي عکس تووووووپ
v نیا تو که اسیرش می شی...
vعکسهای جدید از شادمهر عقیلی !
vاگه گفتي اين عكس كيه ؟؟
vچند قدم پیشرفت به سوی آلمان .... ؟؟
vسايت خبري ايران حوادث و آي تي و فرهنگي و...
vخفن ترين آرشيو کليپ هاي انيميشن ( تــــــــوپ !!!)
vآموزش \"هک\" آيدي و مقابله با آن ، آخرشه !!
vاولين سرگرمی آموزش زبان در ايران
vفراموشي را براي هميشه فراموش كنيد
vتست زنی و تقويت حافظه ويژه کنکوريها
vخفن ترين بازي هاي آنلاين ( بيا تا صبح بازي کن )
vبابا این سایت دخترونه هست پسرا نیان دیگه
vگالري تصاوير هنرمندان ايراني
vسه پیچ دات کام دوباره برگشت!!!
vگالري عكس هاي محمد رضا گلزار
vخفن ترين گالري عکس در اينترنت ... اوووف
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت Cool
vمکالمه زبان 90 روزه
vمی دونی WORD UP چيه!؟!
vکامپيوتر جيبی فقط با 18 هزارتومان
vپسرها نياييد تو لطفا !!
vبرترين سايت دانلود موزيك ايران در سال1383
vعکسهای خفن که تا حالا تو عمرت ندیدی !
vوای چه قدر ناز هست!
vبيا بريم ،،، سايت باحاليه !!
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت Cool
vچهره نگاری !!
vاینجا تنهایی میایی ولی تنها بر نمی گردی
vپول،پول، پــــــــــــــــــــــــــــولدار شوید $$
vبهترین راه برای سریع پولدار شدن عجله کن عقب نمونی
vخفن ترين کد هاي جاوا اسکريپت
vجدیدترین عکسهای تهران !
vوای چه قدر خوشگله!
vفيلمهاي ايراني را از اينجا دريافت كنيد
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت Cool
vبزرگترين سايت بازي هاي آنلاين ( به زبان فارسي ) Cool
vکامپيوتر جيبی فقط با 18 هزارتومان
vبه کودکان خود از کودکی زبان انگلیسی را بیاموزید.
vبهترین راه برای سریع پولدار شدن عجله کن عقب نمونی
vمحبوب ترين سايت ايراني ...توپ!!
vپنج مدل زيباي ايراني
vیک سايت خیلی جالب
vوای خاک به سرم دیگه قرار نبود که خیره شی بهم
vمطمئنم اين سايت رو تا حالا نديدي
vخفن ترين گالري عکس (براي بزرگسالان)
vبزرگترین سيستم بحث و تبادل نظر جوانان ايراني
vتست زنی و تقويت حافظه ويژه کنکوريها
vتــــــــــــــــــــــوپ !!!
vمعتبرترين سايت فروش سي دي كار تضميني را به شما وعده ميدهد
vبزرگترين سيستم دوستيابي در ايران
vخفن ترين کد هاي جاوا براي وب سايت شما
vجدیدترین مدل لباس های دخترونه !
vیه وب سايت جالب براي جوانان ايراني
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت Cool
vخفن ترين گالري عکس براي بزرگسالان
vضد فراموشی
v نرم افزار قرانی سليم،گلهای بهشت
vمعجزه یادگيری ، تقویت حافظه
vانتخاب حرفه ای های اینترنت !
vیه دوست یابی خفن !! اوه اوه
vبه دوست پسرت شک داری ؟!
vبه دوست پسرت شک داری ؟ ( بدو بيا اينجارو ببين)!
vآرشيو خفن ترين عکس هاي خنده دار ( مخصوص بزرگسالان )
vبا کليک کردن پول در بياريد.
vسی دی کار در منزل
vآرشيو جک هاي 2005 لو رفت !! بدو تا کسي نخوانده
vتقوِت حافظه با جی 5
vخفن ترين سايت دنيا !! اوه اوه :O
vمراسم عزاداری و گوشه و کنار تهران
vخوشگله دم در بده بیا تو!
vجوک ایران دات کام مجموعه کامل عکس های خنده دار
vفقط دختر پسر ها بیان تو !!!
vدنياي مطالب آموزشي ( حتما ببينيد آخرشه )
vبزرگترين گالري عکس در دنيا ( تــــــــــوپ )
vاموزش زبان انگلیسی( sweet English)
vیه سايت تــــــــــــــوپ ( بيريتني از اينجا پولدارشد)
vسايت رسمي پولدارشدن
vخفن ترين آرشيو کليپ هاي انيميشن ( آخرشه!!!)
vفقط حسینی های عاشق کلیک کنند !
vخبر به اين داغي! ديگه چي مي خواين...؟
vعكس عالي از هديه تهراني كنار خواهر و شوهر خواهرش
vعكس خواننده افشين كنار دوست دختراش خيلي باحاله
vهـديـــه تهــرانـي نـــه بــريــتــنــی اسـپــيـرز
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت
vیه گالري کامل از عکس هاي برگزيده سال 2004
vفراموشي را براي هميشه فراموش كنيد
vآموزش زبان انگليسی 90 روزه با هديه ويژه
vتست زنی و تقويت حافظه ويژه کنکوريها
vخفن ترين آرشيو کليپ هاي انيميشن خارجي
v9صفحه عكس توپ از بازيگران ايراني
vبزرگترين گالري عکس هاي خنده دار (مخصوص بزرگسالان)
vجديدترين جک هاي دنيا !! ( بخوان و بنويس)
vمکالمه زبان 90 روزه
vمی دونی WORD UP چيه!؟!
vکامپيوتر جيبی فقط با 18 هزارتومان
vعکسهای عروسی بازیگران ایرانی !
vمی خوای بخندونمت ؟ !!!
v* ستاره های فوتبال اروپا و جهان را در سایت ما ببینید *
vچرا فقط خوشتیپ ها؟!
vاین جا پاتوق دختران ملیس است باور نداری بکلیک
vبزرگترین سيستم بحث و تبادل نظر جوانان ايراني
vبهترين هديه براي آنكس كه دوستش داريد.
vبه کودکان خود از کودکی زبان انگلیسی را بیاموزید.
vسي دي زبان تقویت حافظه و تست زني
vبيا تو پولدارت كنم، فقط يه كمي وقت بذار.
vبهترین راه برای سریع پولدار شدن عجله کن عقب نمونی
vبهترين كامپيوتر جيبي با قلم نوري فقط 25000 تومان
vعکسهایی از کنسرت لاس وگاس
vمجموعه اي از نرم افزارهاي فيلتر شكن
vمركز تجمع دختر وپسرهاي ايروني
vبزرگترين گالري عکس هاي خنده دار ( مخصوص بزرگسالان)
vشعبده بازی،حقه بازی
vبا MasterCard خودتان هر چه میخواهید از اینترنت بخرید!
vبازی کن انگليسی یاد بگير
vتمام سرمایه دار ها از اينجا شروع کردند
vگالری عکسهای بازيگران ايراني به روز شد
vبزرگترين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت
vفقط مایه دارها بیان تو !! بفرما
vعكس هايي از شهرزاد سپانلو خواننده ايراني
vخفن ترين گالري عکس براي بزرگسالان
vسی دی آموزش زبان انگليسی ويژه کودکان
vآرشيو جديدترين جک هاي 2005 ( بخوان و بنويس)
vکامپيوتر جيبی با قابلیت خواندن سیم کارت موبایل
vبزرگنرين آرشيو مطالب آموزشي در اينترنت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:14  توسط فرشيد  | 

سایت هنرمندان سینمای ایران لو رفت

v

خانومها عجله کنن پول اینجاست

v

تا درشو گل نگرفتن !! ببینید +18

v

مدل ارایش خانوما +18

v

دعای داریوش کبیر در تخت جمشید

v

خفن ترین عکسی تو عمرت دیدی+58

v

تا دیروز خواننده بود امروز شده..؟

v

عکسی از یک دختر بختیاری در کوچ

v

ورود افراد زیر 18 سال مننوع

v

یک عکس خفن از شهره تهران

v

زیارت اونم در شهر اصفهان دیدین داره

v

بابا اینو باش چه بچه خوشگله

v

وای خدا مرگم بده چشماشو باش

v

خانوم کلاس پولتو نیا اینجا کلیک کن

v

جدید ترین نسخه ویندوز رو ببین

v

خانوم میخوای خوشگل بشی؟ کلیک کن

v

بابا ای ول هری پاتر دمش گرم

v

بابا بی خیال نکن اینجوری

v

تایتانیک و مستر بین رو باش

v
تو میدونی این خانوم چی میگه؟ v
وای نزاری این بوست بکنه ها v
بابا این دماغه یا خرطومه فیله v

اینم تقدیم به تو که دوستت دارم

v

ای ول قره بده اهان جون

v

وای بچه چرا میترسی؟؟؟

v

خیلی خوشگلی ها؟ ولی حیف..!اره

v

اینجا دیگه کجاست بابا مبله یا ...؟

v

وای نزار بوست کنه

v

یه محل ناز و خفن برای ترسیدن ! +18

v

هدیه نوروزی ما قبل از عید بگیر

v

پاتوق بچه خوشگلهای انور آب لو رفت

v

میخوای ارایش گری یاد بگیری؟فقط خانوما

v

 با دختر کل کل کنی همین میشه

v

عکسهایی از عید مسحیان ایرانی

v

فال هفته بروز شد !!! بخت شما چیست ؟

v

ورود افراد زیر 18 سال مننوع

v

یک عکس ناز مدونا خواننده امریکایی

v

یاد گیری زبان در 90 روز باور نکرندیه

v

هدیه تهرانی در مسابقات تنیس

v

اگه بچه خوشگلی کلیک کن بیا تو

v

وای شادمهر عقیلی رو باش چه نازه

v

یه عکس ناز از هدیه تهرانی

v

اینم گوگوش ببین تا بگم بازم

v

یه عکس ناز از نیکی کریمی

v

تقدیم به تو با عشق

v

فقط با سالی 16000 صاحب سایت شوید

v
اینم خواننده محبوب شما افشین v
اینو نگاه نکن خیلی بده v
این خانوم پطروسیان رو دیدی یا نه؟ v

توی چشماش نگاه نکن

v

تائتر  در ایران و قدمت ان

v

اینو میشناسی یا نه؟

v

اینو بهش میگن حجاب حال کن دختر بد

v

بابا ای ول شادمهر خیلی خفنه

v

یه سایت خفن برای افراد بالای 18 سال

v

یه خانوم ناز و پولدار!!زود کلیک کنین

v

ورود اقایون مننوع!فقط خانوما

v

یه حای توپ برای مخ زنی بدو جا نمونی

v

اگه گفتید چشمهای این دختر شبیه چیه؟

v

یه عکس خفن از بچگی شادمهر عقیلی

v

ایرانیان در اینترنت به دنبال چه هستن

v

حجاب یک زن مسلمان !توپه

v

فقط خانوم های باکلاس کلیک کنن

v

عکسهایی از عبادت دختران مسیحی ایران

v
خفن ترین لینکهای روزانه!+18 v
یک عکس ناز از گوگوش v
سوپر مدلهای سال 2005 لطفا فقط خانوما v

اهای بی وفا دیگه دوستم نداری؟

v

بابا ای ول به گوگوش تکه به خدا

v

گلزار رو تو خواب دیدی؟

v

وای شادمهر رو باش چه خوشگله

v

چشمهای این خانوم رو باش ....؟

v

بابا گلزار رو ببین خانومی کف میکنی

v

یک عکس خفن از مهناز افشار

v

عکسی از گیتار شادمهر

v

بابا منصور رو ببین حال میکنی

v

بابا کلاس گوگوش رو باش

v

همه دوستش دارن اگه گفتی کیه؟

v

یه عکس توپ از گوگوش

v

اینم خواننده رپ که ایرانی میخوانش

v

اینو که همتون میشناسین؟ درسته

v

 اقایون قبل از ازدواج حتما اینجا رو ببنین

v

فقط زیر 18 سال زود کلیک کن

v

لنیک با حال میخوای؟+18 هم باشه ؟

v

خفن ترین گالری عکس

v

یک عکس ناز از کامران و هومن

v

عکسهای ناز از کریستینا خیلی خفنه

v
جدیدترین سوپر مدلهای 2005 v
بابا ترکونده اینترنت رو زود کلیک کن v

کافی نت های خفن خانمی ببین چه خبره

v

خدمات ارزان هاست دامین فقط 8500 زود کلیک کن

v

اینم یک عکس از اصالت ایران قدیم

v

خانوم زشته نگاه نکن +18

v

یک عکس واقعی از یک جن

v

این تصویر ادمو حالی به هولی میکنه

v

یک عکس خفن از یه جای خفن

v

بابا گلزار روباش

v

ببین کاره خدا رو اخرشه

v

اینو نگاه کن مردم از خنده

v

خانوم توهم نگاه کن یکم زورت بیاد

v

یک عکس ناز از شکیرا

v

شادمهر بچه خوشگل

v

کامران و هومن رو باش بابا ای ول

v

ای وای علی قربان زاده رو باش

v

یه عکس ناز از نیکی کریمی

v

ِیک سایت توپ برای خانوم های باکلاس

v

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:13  توسط فرشيد  | 

Best Links [Hot Link]
پول،پول، پــــــــــولدار شوید $$$ z
كسب درآمد نامحدود، تو هم مي خواي ، كليك كن z
عروسی با ابرو کمونی ... z
طرح های داخل خانه z
Sweet English نرم افزارآموزش زبان ویژه فارسی زبانان z
یک سایت جالب و دیدنی کلیک کن ... z
سه قلوي تپل و با مزه !! z
موهای سرم رو چه مدلی بزنم؟ z
بازی کن انگليسی یاد بگير z
ناز ناز انگشتاي پا رو نخور z
مي خواهي لاغر بشي پس اين كار رو كن ! z
نرم افزار قرانی سليم،گلهای بهشت ! z
يك قصر واقعا ديدني... خيلي قشنگه z
چندین گل !!! ولی بامزه و تپل ... z
با کليک کردن پول در بياريد!!!! z
یک کاغذ دیواری زیبا از بهرام رادان z
عکس هایی از کمالی و خانواده اش z
این هم برای دخترها که میانه خوبی ... z
یه سايت تـــــــــوپ واسه پولدار شدن ! z
اگر داخل ماشین جایی برای خواب نداری اینجا بخواب z
نخند بچه ! ولی چه ناز می خنده z
وای ! این یکی چه ناز و بامزه ... z
راههای کسب در آمد از اينترنت z
می گن باید سر به زیر باشی اما تو چرا ناز نازی ؟ z
عکسی که بابک امینی با ابی و داریوش انداخته z
نیا تو که اسیرش می شی... z
باور نکردنی! دو تا رنگین کمان ... z
این هم از حکایت چت کردن و گول خوردن z
یک کاغذ دیواری زیبا از هنرمندان قدیمی z
پول،پول، پــــــــــولدار شوید $$$ z
واي خانوم اينجا كليك نكن اسير ميشي ها z
بيا تو ببين چه خبره اينجا واي واي z
ای زن ذلیل! واقعا که ... z
فیلم MATRIX 4 هم به بازار آمد z
ماماني من پول ميخوام ميدي؟ z
کارت پستال های جالب و دیدنی ... z
بزرگترین اسکلتی که پیدا شده z
عکس های طنز و جالب ... z
قابل توجه خانومهايي كه چت ميكنن z
بدون شرح ... z
فیلم جدید ; شرک همراه با Matrix z
این چیه دیگه خیلی وحشتناکه بچه ترسو ها نگاه نکنند! z
واقعا که این ملوسه خیلی بامزه لبخند زده z
کدام از این دوتا خروسه! z
این کاغذ نقاشی است؟!! یا ماشین ؟!! z
بچه جان شیر تو بخور !!! z
نمایی از آسمان خراش ها z
فقط آقایون برن اینجا ! دور از چشم خانم ها z
شاه آرتور و پسر روزنامه فروش z
سه قلوي تپل و با مزه !! z
دلمه با برگ كاهو ديده بودم اما اين دلمه رو ... z
وای ! این یکی چه ناز و بامزه ... z
اگر داخل ماشین جایی برای خواب نداری اینجا بخواب z
عکس هایی از کمالی و خانواده اش z
سيندرلا !! واقعي ديد؟! نه نديدي پس ببين z
می خوای با یه دختر با حال و خوش زبون صحبت کنی؟ z
اين هم سفيد برفي واقعي !! خيلي جالبه z
مطمئن باش از این خفن تر پیدا نمی کنی ! z
ناز ناز انگشتاي پا رو نخور z
مي خواهي لاغر بشي پس اين كار رو كن ! z
باور نکردنی! دو تا رنگین کمان ... z
یه سایت جالب بالای 18 سال z
ورد تمام سنین به این سایت ممنوع ! z
جراحی پلاستیک بینی، آری یا خیر؟! z
خانوم ها خوش سليقه بفرماييد تو ! z
عکس هایی از دربند z
آقايون دزدكي خانومها يه نگاه بندازن اينجا z
طراحی سایت به صورت HTML z
شعبده بازی می خواهی یاد بگیری؟! پس بیا اینجا ... z
این هم یک استخر سیار! به نظر من خیلی جالبه! z
 وقتی یک گاو با سرعت و قدرت و عصبانیت z
خیلی جالب و دیدنی; به این میگن ماشین! z
ای ولا!! موتور رو نگاه اینو می گن موتور خفن z
آخرین نمونه از موس های میکروسافت وارد بازار شد ... z
جالب ترین خطا های چشم!!! z
برای ديدن عکسهای ترسناک و خنده دار و اسکلت z
عکس هایی از دربند z
مدل لباس ایرونی # 2 z
مدل لباس ایرونی # 1 z
دوربین مخفی در ایران #5 z
یک بالن حیوانی , جالب و دیدنی z
دی جی مریم با صدای اصفهانی !!! z
مرد های بیچاره در کانادا ... z
براي کودکان زير 60 سال و بانوان توصيه نميشه! z
جا سیگاری , پر از معنی ... z
باغچه ای به شکل انسان , جالب و دیدنی ! z
دوربین مخفی در ایران #4 z
دوربین مخفی در ایران #3 z
عکس های جدید از پارتی های خارج از ایران z
موهای سرم رو چه مدلی بزنم؟ z
عکسهای دختر و پسرهای ایرانی در پارتی آلمان z
چقدر مظلومانه عکس گرفته این ... z
پوشاک ارتش ایران در درازای تاریخ z
آموزش در باره ايدز در مدارس ايران z
ممنوعيت ظاهر نامتعارف برای بازيکنان فوتبال ايران z
دوست داري پولدار بشي كليك كن z
داستانی جالب و عجیب ( فکر و نگاه کن ) z
نوزاد یک ساعته میان زباله ها‌ z
طرح های داخل خانه z
مرد بنگلادشی که سر دوستش را پخت و خورد z
سایت های طلایی خیلی با حاله بیا اینجا... z
آهنگ های جدید آماده برای دانلود z
گزارشی تصویری از مراسم ختم همسر فردين z
سايه‌ طناب‌ دار از سر عروس‌ سياه‌ بخت‌ كنار نرفت‌ z
وانت بار جدید در ایران ! z
لوس ترين آدم روي زمین z
عروسک مورد علاقه خود را بسازید z
عكس هاى عجيب و غريب z
ماسك هاي مايكل جكسون z
عکس های کودکان شما در اینجا زودی باش تا دیر نشده z
بي وفايي - تكنو (کلیپ) خیلی با حاله صد در صد بین z
نامه عاشقانه!!!( كليپ ) z
چين آثار باستانى اين کشور را ديجيتالى مى کند z
تیکه ابر (کلیپی از محشر یا دی جی مریم ) z
13 دليل براي اينكه درس خوندن بهتر از خانم بازي است z
انسان های عجیب... z
حادثه عجیب در بازی ( گاو بازی ) z
عکس از عروس های آمریکایی z
عکسهایی از عروسهای ایرانی1 z
آموزش تصویری ساختن سایه های مختلف توسط دو دست z
دوربین مخفی در ایران #2 z
دوربین مخفی در ایران #1 z
اینو می گن تک چرخ ! ای ولا!!! z
اینو نگاه !!! چقدر نترسه! z
استخر آبشاری! جالب و دیدنی z
بالا رو نگاه کنید ...! z
آفتاب بدم ؟!!! z
ای ولا .. اسکی روی آب با کمک جت... z
سری جدید ماشین BMW z
حيواني عجيب ...! z
عکسهای یک عروسی z
پیرترین و جوانترین داماد امسال ایران z
هنرنمایی با موتور z
تصادف واقعی! خدا کنه همه زنده باشند... z
وای چه آب یخی ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:9  توسط فرشيد  | 

New Links
$$$$ POOOL  
A B C D E ...  
Real Persian .Com  

Harime Del ( WebLog )

 
Mardoman .Com  

Ahang Ha ( WebLog )

 
Tehran Info .Net  

SSherim ( Weblog )

 

Hesam 1 ( Weblog )

 
Electro - Learning .Com  
Hali Be Hooli .Com  
Amo Jon .Org  
Pool Ir . Com  
NosratIr.Com  
30dkade.com  
Atistyle.Com  

Topss ( Weblog )

 
Word UP Iran  
New Iran  
David - Iran  
Mahtak  
Royal Soft Co  
Bonab Soft  
Sayeh Ha  
Ma Chakerim  
Namad Gostar  
Very Good  
My Web  
Rock Boys  
WinBeta  
Gharebeh  
Only Goleroz  

(WebLog) Romaryo

 
Shookhi.com  
Web Gard  
دانلود نرم افزار و آموزش  
جذاب ، سرگرمی و تفریح  
سایت مسعود خادم  
وبلاگ  دریادل  
فقط گل رز  
سایت نرم افزارها  
سایت لیان سی تی  
سایت لیان سی تی  
گل پسر دات کام  
عمو جون دات کام  
TipToop.com  
دنیای سرگرمی و تفریح  
تجارت الکترونیکی  
CD کده دات کام  
ورد آپ ایران  
دانلود برنامه و اخبار IT  
دانلود نرم افزار های جدید  
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 4:8  توسط فرشيد  | 

چهل قصه

پرشین یاس کارت

سایت های طلایی

آموزش آشپزی

مزاحم تلفنی

اخبار IT

رسانه ها

لیان سی تی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 3:56  توسط فرشيد  | 

قتل پیرمرد هوسباز ...
انعکاس تصویری از تاثیر جراحی بینی بر جذابیت ظاهر
نويسنده‌اي در ميان دختران فراري
فال متولدین 12 ماه سال
خانومها اين سايت روديدين؟؟ خيلي چيزا داره واستون!
دريا دادور، خواننده اپرا
سرقت ماشین و قتل راننده ها به دست
براي کودکان زير 60 سال و بانوان توصيه نميشه!
آیا آماده استفاده از فن آورى جديد AMD هستید ؟
دادگاه مايکل جکسون و انعکاس آن در ايران
نرم افزار قرانی سليم،گلهای بهشت !
مایکروسافت یک اسرائیلی را به جرم ارسال هرزنامه متهم نمود
پوريا ساوه شمشکی، کم سن ترين اسکی باز ايرانی در المپيک
CD آموزش زبان !!!!!! بهترین آموزش !!!
دو مرد و يك زن = جنايت!
امکان استفاده WinFS در ویندوز ایکس پی
کتاب عکس "پرتره هايی از اصفهان"
پول،پول، پــــــــــولدار شوید $$$
گیرنده های تلویزیون دیجیتال نوکیا با قابلیت فارسی
نیروی فوق العاده بوتینا
ابزار جديد Symantec برای كشف تهديدهای اينترنتی
راههای کسب در آمد از اينترنت
توت عنخ آمون 'بر اثر شکستگی پا' مرده است
باز هم آثار ديگری از مونک به سرقت رفت
ششمين جشنواره سينمای مستند کيش پايان يافت
كينه شتري بريتني اسپيرز و كريستينا آگيلرا
نیا تو که اسیرش می شی...
سهم IE در اینترنت به زیر 90 درصد كاهش یافت
معرفی آلبوم 'جنجال داغ' از گروه 'کيلرز'
واي خانوم اينجا كليك نكن اسير ميشي ها
دی جی علی گيتر: دو آهنگ جديد و آلبومش
شوهرم را به خاطر ازدواج با مهدي كشتم
يه کليک باقيه تا ميلياردر بشي! حالا نشدي هم کتک نزن مهم نيست
8 حفره جدید در فایرفاکس و موزیلا یافت شد
درددل با سيمين بهبهانی در لندن
جوونای تاجیکی و تفریح ورزش آلود! از وسط شهر دوشنبه!
باز هم تعرض به دختر دبستانی در منطقه یک آموزش و پرورش
جراحی پلاستیک بینی، ارتباط خوشایند بین اجزای بینی با هم و دیگر اجزاء صورت
وانت بار جدید در ایران !
سارا خواننده ای از تهران
خانوما بفرمایین تو !اقایون بیرون
ویروس نویس وب كم دستگیر شد
آلبوم عکس : سارا خواننده ای از تهران
پاتوق سی دی فروش های تهرانی
عروسک مورد علاقه خود را بسازید
ثبت دامنه های فارسی رایگان آغاز شد
میخوای پولداربشی یا نه؟
عکسی از آقا مریم !!!
مادر و چهار زن ديگر را در آتش سوزاند
CD آموزش زبان !!!!!! بهترین آموزش !!!
65سال بدون آب و غذا
داستانی جالب و عجیب ( فکر و نگاه کن )
حق‌السكوت براي احضار كننده ارواح
CD های بالای 18 ساله و زیر 18 ساله
چندین گل !!! ولی بامزه و تپل ...
خريد طلاي عروسي و خودكشي دختر جوان
همیشه داروغه ای پشت پنجره است
کسب درآمد واقعي فقط اينجاست! حمله کنين
کارت پستال های جالب و دیدنی ...
Skype سرويس دو طرفه SMS را عرضه نمود
نقاشی های جالب و دیدنی
ميخواي آقایون چشم ها رو درویش کنند !!!
به خاطر قلب مادر
کاهش بينندگان مراسم اسکار امسال نسبت به سال گذشته
دوتا عکس از شب های دوبی
بهترين راه برای سريع پولدار شدن از طريق اينترنت
'دختر ميليون دلاری' برنده اسکار بهترين فيلم شد
محاکمه مايکل جکسون آغاز شد
نمایی از پله Vancouver
آقايان و خانوم های محترم اينجا اين سايت آخرشه
سومين دوره جايزه ادبی هدايت برگزار شد
آهنگ های جدید آماده برای دانلود
مایکروسافت به خاطر اشکال نرم افزار ضد جاسوسی خود عذرخواهی کرد
آقايان و خانوم های محترم اينجا اين سايت آخرشه
سایت های طلایی خیلی با حاله بیا اینجا...
مشتریان مایکروسافت رفتار این شرکت در قبال مجازات های اقتصادی را ارزیابی می کنند
شماره جدید نشریه الکترونیک لینوکس منتشر شد
وای چه خوشگله اینجا حال میده خفن
امکان خروج نظاميان سوريه از لبنان
جراحی پلاستیک بینی: هم درمان، هم زیبایی
قتل ناموسي. . .
فکر می کنی می توانی این کار را ... ؟!
اینبار مایکروسافت از این حفره جان سالم بدر برد
فکر می کنی این نوشابه قابل خوردن است ؟!
قتل در رستوران آذربایجان پارک جمشیدیه
CD های بالای 18 ساله و زیر 18 ساله
پولدار شوید بدون نیاز به سرمایه !!!!!!!!!!!
CD های آموزشی زبان های خارجه
خانوم های با کلاس بفرما تو !!!
نامزدهای دريافت سيمرغ بلورين اعلام شد
بيستمين جشنواره موسيقی فجر پايان يافت
دادگاه مايکل جکسون
کنسرتهای آريان در فضای قطب!
اولين دوره مسابقات زنان پايتخت های کشورهای اسلامی و آسيايی به آخر رسيد
پژمان بازغی : از سرمای -8 تا لندن و بارون واقعی
ترانه... شهرام صولتی ، شهرام کاشانی ، محمد اصفهانی... مکرم
هايده ۱۵ سال بعد از مرگ و اتفاق مرموز آخرين مصاحبه
قوه ‌ادراك ماوراي حواس طبيعي يا ESP
قتل با دستمال يزدي
همدستي راننده با پيرزن براي فريب دختران جوان
آرزوي آغوش مادر
طرح‌های جدید بنیانگذار mp3.com
گوگل ، یک گام به زبان فارسی نزدیکتر شد
دامین خود را در گوگل ریجستر کنید
زهره ، از ماهواره‌های خود روس ها هم بهتر است
 Y!Q سرویس جدید یاهو ، جستجو براساس مفاد متن
یک شرکت روسی نقص سرویس پک 2 را برطرف کرد
گوگل و فایر فاکس
بلاستر ، از دیروز تا فردای نامشخص
جراحی پلاستیک بینی: هم درمان، هم زیبایی
فکر می کنی این نوشابه قابل خوردن است ؟!
آلبوم مشکی رنگ عشقه۲ به طور کامل از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد ...
با اين كار از اينترنت پول پارو كنين به جاي چت كردن
دختران جلف ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا که !!
اينها واقعا پرده است یا پوستر نقاشی ؟!
عبادی در دادگاه حاضر نمی شود
مورچه های گزنده و سرهای کوچک شده
وای خدای من !!! اینجا رو ببین
خدا چی بگم من به این هان ؟
آخرين عکسهای کنسرتهای لاس وگاس
افشين ، از آلبوم جديدش چه خبر؟
رایانه جیبی ؟!!!! واقعا ؟!! بدو بدو !
فقط خانومهای با کلاس کلیک کنن
بهادر خوارزمی:۴۶ نفر روی آهنگ حالا وای وای آواز خوندن
مایکروسافت انجمن توسعه فناوری Avalon را افتتاح نمود
تقویت سیستم ضد هرزنامه در Outlook 2003
Winamp 5 Lite/Pro/Full 5.08c
خرید فروش  سی دی ها بد بد وای مامان
ورود کوچولو ها مننوع گفته باشم +18
فقط خانومها کلیک کنن
هشدار امنیتی پیرامون هک شدن GMail و Froogle
گوگل نقص امنیتی GMail را برطرف نمود
تعرفه ماهيانه اينترنت پرسرعت كشور
تاریخ دقیق ارائه لانگهورن مشخص شد
درهای GMail به روی هکرها باز شد !
زیر 18 سال فقط وارد بشه
بازم ورود اقایون مننوع متاسفانه
محصولات جدید شركت Apple با قیمتی باور نكردنی می آیند
نخستین اصلاحیه های مایکروسافت در سال جدید
وای پاتوق لو رفته خانومی فرار
ویروس یاب مایکروسافت
محاكمه وحشيانه‌ترين قتل تاريخ به ثبت ‌رسید
انعکاس تصویری از تاثیر جراحی بینی بر جذابیت ظاهر
تعرض به دخترك 11 ساله در راه مدرسه
طمع نوه ناخلف با قتل پدربزرگ 81 ساله خاتمه يافت
فقط خانومهای با کلاس کلیک کنن
واقعا که خانوم و آقا این کارا چیه انجام میدی !!
من دخترم، نه پسر
يك كاغذ خوب و يك جوهر خوب براي شيطان
توجه، توجه، توجه! همه بيان داخل به غير از .... ؟!
سه حفره جدید در مرورگر مایکروسافت
زیر 18 سال فقط وارد بشه
اصلاحیه اینترنت اکسپلورر امروز عرضه می شود
ویروس یاب مایکروسافت
نخستین اصلاحیه های مایکروسافت در سال جدید
Adobe Reader 7.0 For Linux
ورود کوچولو ها مننوع گفته باشم +18
WavePad Sound Editor v1.11 نرم افزاري براي ويرايش صدا ها
نوشته های عاشقانه ! جالب و دیدنی ...
سایتی جذاب و دیدنی !
سایتی برای دانلود موزیک های جدید !
خانومهاي بيکار حمله کن که ديگه آخرشه!!
طراحی وب سایت با نازلترین قیمت !
اين خانم با اين سي دي يه شبه پول دار شد
کار در منزل بدون نياز به تخصص در آمد
دیدنیها !! جالب و زیبا ...
نتایج اعمال جراحی پلاستیک بینی در ایران توسط رزم پا
تصویری از ماشین BMW مدل 330CI
CD مكالمه زبان انگليسي نصرت
دنیای سرگرمی و تفریح
گربه ها هم برای خود فال می گیرند !!!
یک آکواریوم جالب و دیدنی!
خانه روی درخت ! جالب و دیدنی...
آموزش کسب درآمد  از اينترنت
فوتبال ممنوع !؟ پس فوتبالیستها چیکاره بشن؟!
سرگرمي ورد آپ
تصویر هایی از تصادفات
دانلود: نرم افزار ضد جاسوسی مایکروسافت
پیشنهاد خدمت اجباری برای زنان
خانومهاي بيکار حمله کن که ديگه آخرشه!!
اولين انيميشن جهان در ايران طراحی شده بود!
بچه بدون اجازه مامانت نیا تو
فارنهايت 11/9 پرفروش ترين فيلم مستند جهان شد
با 18000 تومان صاحب کامپیوتر شوید
عمل جراحی تغيير جنسيت در ايران
خشايارغياثی و پشت صحنه کنسرتها
بلک کتس (+ کاميار) در کنسرت لاس وگاس
خرید انواع سی دی های آموزشی و تفریحی
عکس های حبيب و محمد
اين آقا از اينترنت پولدار شد شما هم ميتونين
حمله سرخپوستها و شاهزاده تايلندی(دور جهان با موتور سيکلت)
اینجا راحت تری...بـدون دردسر...هــمیـــنه !
شاهکار جمشيد: خوش آمدی
شادمهر 30 ثانیه قبل از کنسرت
فقط بچه های بالای 95 سال وارد سایت بشن !!
جنین در جوی خیابان ولیعصر !!!
جراحی پلاستیک بینی: هم درمان، هم زیبایی
همه بدبختی های فرزانه (ماجرایی از فروش دختر توسط پدر)
لطفا فقط اينكاره‌ هاش، كليك كنند !
فال هفته دوم ماه برای متولدین دوازده ماه سال
دست خانوم رو بگير بيا اينجا !حال كنين
عکسهای جدید پرژن نایت پارتی
او تختی بود ، رهیده از خویشتن
خانم ها وارد این سایت شوند ورود آقایون ممنوع !
پيشنهاد مجلس براي اصلاح قرارداد ماشین ال ـ 90
طراحی سایت با ارزان ترین قیمت
بدن سازي زنان
تمام دختر ها و پسرهای با حال اینجا جمع شدن
وب سایت 118 تهران هک شد !!!
جريمه های سنگين برای مبارزه با نرم افزارهای جاسوسی در کاليفرنيا
سی دی های بالای 18 سال ! زیر 18 سال هم موجود می باشد
 معرفی مهمترین سایت های ایرانی در زمینه کامپیوتر
قتل امانت (پاورقی)
من نمی گم این مگه ببین حرفش راسته ؟!
شوهرم مرا در بيمارستان رها كرد
مرگ به شيوه داستان‌هاي شرلوك هولمز
دزديهاي اينترنتي در بازارهاي خريد آنلاين کماکان رو به افزايش
کامپیوتر 18000 تومانی وارد بازار شد!
خانم معلم در آخرین لحظه حیات با خون خود روی ...
پول خون بده!
قول آمريکا برای حمايت از مصيبت ديدگان سونامی
ورود ممنوع ! این سایت برای تمام سنین ممنوع شد !
برک ها و مناظر زبیا و دیدنی از ژاپن
آتلانتا ، هدیه کریسمس مایکروسافت
نظر سنجی جدید ؛ سیستم عامل ملی
با اين كار از اينترنت پول پارو كنين به جاي چت كردن
تجاوز هوايي يك جنگنده آمريكايي در استان خراسان
گفتگو با یک دختر فراری در پزشک قانونی
كي منو انداخت روي زمين(این داستان واقعی است)
كامپیوترهای سال 2005 چگونه خواهند بود
مخالفان كاهش 50‌ درصدی تعرفه اینترنت،تغییر عقیده دادند
کار در منزل بدون نياز به تخصص
MUI Pack Farsi For Windows XP
گروگانگيري دو ميليارد توماني يك ايراني در پاكستان
نتایج اعمال جراحی پلاستیک بینی در ایران
بازداشت جعل کنندگان حکم اعدام در ايران
آموزش حقه و شعبده بازي
تاريخ انتخابات رياست جمهوری ايران تعيين شد
پرچمهای آمريکا به حالت نيمه افراشته در می آيد
رقابت 267 فيلم برای بدست آوردن اسکار بهترين فيلم
آرمان خواننده ای که فقط يکبار روی صحنه رفت!
آهنگ بم و حرفها و عکسهای تازه از " محشر"
دندان بودا و جای پای آدم !
تو شهر دوشنبه تحويل سال قراره چيکار کنن. . .
 کنسرت اندی وشينی ، سياوش قميشی و منصور
سی دی های 2005 رسید بدو بدو تا تمام نشده !!
بدون شرح! جالب و دیدنی عکسی از ایران...
جراحی پلاستیکی بینی، بازگشتی دوباره به زندگی عادی و مناسب
عکسی از ابی و خانمش و آقای مارتین آرمند
ورود پسران بي پول مننوع خانوم بفرما تو
ای ولا اینو می گن سیستم صدا !
پیف پیف ! چه بوی بدی میاد...
کوچکترین فیل هایی که دیدم !
سی دی خودآموز زبان انگلیسی Sweet ! خيلي جالبه
این هم آخر عاقبت زن ذلیلی !!!
این سه تا را باش چه با مزه خوابیدن !!
خانوم ها خوش سليقه بفرماييد تو !
ماشین جالب و زیبا با رنگی جذاب
مواظب باشید ماشین شما هم زیر برف اینطوری نشه ...
شوهرم مي‌خواست من خودفروشي كنم
زن قاتل مادر باردار را کشت
مقتول به هواي پيدا كردن گنج ، گورخود را كند
مادرکشی ، همسرکشی، برادر کشی
 كشف دو حفره امنيتي خطرناك در دو برنامه مهم
پرخوري به مغز انسان آسيب مي‌رساند
كشف حفره امنيتى در برنامه اى اس پى كلندر
یاهوو ، اجازه خواندن ایمیل سربازان کشته شده آمریکایی را نمی دهد
زلزله مهیب اخیر، محور زمین را کج کرده است !
برنامه های مایکروسافت در سال 2005 اعلام شد
بینی زیبا، تقویت اعتماد به نفس و بازگشت به زندگی عادی
مکانی که از اسکلت آدم ها ساخته شده! واقعا دیدنی
شعبده بازی می خواهی یاد بگیری؟! پس بیا اینجا ...
یک چوپان با یک گوسفند و گاو ! خیلی ناز ...
کسب درآمد واقعي فقط اينجاست! حمله کنين
نسل جدید و سیگار های جدید سیگار را Setup کنید ...
رقص رو باید از این یاد گرفت ! واقعا جالب و دیدنی
يك قصر واقعا ديدني... خيلي قشنگه
كامپيوتر جيبي،مدل:K.TECH،قطعات اصل ژاپن،اطلاعات بيشتر بیا اینجا
افتتاح شعبه بانك ايران و اروپا در كيش
یک سایت توپ ...
خانوما فقط وارد اين سايت بشن
اولين جهانگردان ايرانی که با موتور دور جهان رو دور زدند
سرزمین آشنا مردی دریا دل ...
سالگرد زلزله بم : گفتگويی کوتاه با مريم تازه عروس
يک ايرانی که به مهاجران شمال لندن کمک می کنه
بابانوئل واقعأ چه شکلی بوده ؟ يک مرد با دماغ شکسته.!!!
تلفن همراه روش جديد براي فرار از زندان
مراسم يادبود قربانيان زمين لرزه بم برگزار شد
گپی کوتاه با" لیلا"؛ دختر عقب مانده ای که در انتظار اعدام است
پلی استیشن 3 اواسط سال 2006 وارد بازار می شود
اختلال در Movable Type ، دردسر جدید وبلاگ نویسان
گروه امپراتور برنده جایزه یك میلیونی تست نفوذپذیری
زیباترین و جذابترین کارت کریسمس امسال
رقص خانم ها در خوزستان (جشنواره فیلم)
عجب رقصی ای ولا اینو میگن تبلیغات اینترنتی
مسابقه هندوانه در شهر تهران
وای ! چه نازه این بچه !!!
وقتی خسته باشی هر جا که گیر بیاری ...
قصر شنی ! جالب و دیدنی
خانوما ها محترم اینجا رو از دست ندن
انواع تلفن های عمومی در کشور های دیگر
تير خلاص-سعيد شهروز (کلیپ)تقدیم به عشق و جدایی
قتل به خاطر حرف بي‌ربط
بهترین لینک برای شما
دختر فراري: پدرم استاد دانشگاه و مادرم پزشك ماما است
جاسازی 2.5 کیلو تریاک از گلو تا معده این مرد
وای اینجا رو ببین خیلی بده بچه نیا تو
سرقت به شیوه انفجاری
دنيا گذران-فرهاد دريا (کلیپ)
مرورگر مایکروسافت مورد حمله از نوع XSS قرار گرفت
اینترنت (بی سیم) 15دی ماه كلید می خورد
هدیه كریسمسی خرابكاران ( یك كرم جدید اینترنتی)
افشاگری تازه از بدرفتاری نظاميان آمريکايی با زندانيان
عکس ها یی از عروسی نیما ( فیلم خط قرمز )
شقایق در هالیوود ( عکسی از مجله بین المللی تهران )
چهل قصه جذاب و خواندنی
موزیک های جدید صوتی و تصویری بیا دانلود کن
به یک شوهر پولدار نیازمندیم
پليس شادمهر رو دستگير کرد... !
نانام شاعری که تو کيسه نايلن شعرهاش رو چاپ کرده
پينک فلويد و ايران
مانی: من تنها خبرنگار مردی هستم که مسابقه فوتبال زنان تهران رو ديدم!
لینک های خفن اینجاست ...
دیگه دوستت ندارم ! برو برو
عجب عکس های خفنی !
این کار ها با کامپیوتر خود کنید ...
عجب دختر های با حالی اینجا ... ( 18 + )
ساندویچ جوجه ! عجب ساندویچی ...
عکس های دیدنی و جالب ! واقعا دیدنی ...
آقا دیگه از شما سنی گذشته این کارها چیه ؟!
وسط این کوه ها این خانه اینجا چی کار می کنه !!!
وقتی یک شرکت زن ها اداره کنند این چیز ها هم داره ...
وفتی ماشین رو وسط خیابون پارک می کنی اینطوری هم می شه !
عکس قدیمی از داریوش وخانواده اش
اینو می گن حمام عمومی ! جالب و دیدنی
اگر پول نداری ماشین بگیری این کارو کن !
اخه آدمه عاقل این کار رو می کنه شما یک چیزی به این بگید !
عکسی دور از واقعیت کاری از گرافیک کارها
جنگ تن به تن دو حشره ...
اینو می گن موتور سوار ای ولا تک چرخ
بهترين روشهاي تنبلي کردن و پول در آوردن تو خونه!
گرجه فرنگی دانه اناری ... !
مسابقه ماشین ها # 1
مسابقه ماشین ها # 2
مسواک زدن رو از این یاد بگیرین ! واقعا که ...
صندلی های دیدنی ! فکر منفی هم نکن ...
نرم افزار های موبایل با زبان فارسی
حراج بمب افکن اتمی در اینترنت !
عکس های پارتی استقلال 3
عکس های پارتی استقلال 2
عکس های پارتی استقلال 1
قتل همسر به خاطر فوتبال
کنسرت آريان تو لندن
شروعی تلخ با هسته مرکزی گروه آريان
"رکاب برای صلح" ،امیر و حسن بعد از 4 سال به ایران برگشتن
مواظب Domain هايتان باشيد !
ورد به هر نوع سایتی بدون نیاز به پسورد 80 درصد جواب می دهد
حاجی یه تکون حاجی دو تکون (کلیپ)
فيروزه زمانی، قهرمان گلف ايران
دادگاه زنی که با همدستی دو نفر شوهرش را کشت
موهاي بيني، جديدترين مد فرانسه
بنگلادشی آدمخوار اعتراف کرد
عکس هایی از کنسرت گروه آریان در لندن
آموزش مکالمه انگلیسی به صورت معجزه آسا
عكس هاي دختران ايراني وهنرپيشه هاي ايراني باحال
آموزش هک و برنامه و دانلود
از آنهایی که کم پیدا می شه
دوربین مخفی ایرونی # 7
پیکان جواتی ! شرکت ایران خودرو آخرین محصول خود را بیرون می دهد
دوربین مخفی در ایران #6
کليک کن اينجا ياد ميگيري که پول پارو کني
بدون شرح ! حالتون بد نشه !!!
دوربین مخفی در ایران #5
فرق «خر و الاغ» با «يابو و قاطر »
بابا نوئل ها آماده عید میلاد مسیحی هستند
سرنوشت تكان دهنده دختر جوانى كه در آستانه اعدام است
سید ابراهیم نبوی در لندن! (مردی پر از طنز و لبخند)
انتخاب ملکه زيبايی سال 2004
عکسهای کنسرت داريوش و هنگامه در امريکا
شعر و ترانه نوین برای جوانان
سايتي براي دختران باحال
مامانا و باباها نذارید بچه هاتون بیان اینجا
اينجا پاتوق دختر های نازه پسر های خوش تیپ هم ...
طراحی وب سایت بصورت حرفه ای
بچه غولی در اقیانوس پیدا شده ! در حال شنا کردن
گالری عکس کوکان شما اینجا
اینو نگاه ! چطوری گریه می کنه !!!
سوار کار حرفه ای که با هر حیوانی سوار کاری می کنه
سایت خلیج عربی هک شد !
اولین پست یک بلاگر بعد از کشتن مادرش
عجب ردپای بزرگی !
یک چند جمله بخوانید و بخندید
اهنگ توپ می خوای پس بپر بالا تا تموم نشده
ميزبانی وب سايت شما با ارزان ترين قيمت ممکنه!!!
یکی از بزرگترین وب سایت های نرم افزاری
ازدواج یعنی: ... اگر ازدواج به این معناست بهتر است تنها بمانم!
ارتقاء Hotmail به 259 مگابایت در چند قدم
کسب درآمد واقعي فقط اينجاست! حمله کنين
فرهنگ گویش شیرازی ( شرمنده تمام شیرازی ها )
انتقاد کارتونی تلويزيون الجزيره از حساسيت ايران به نام خليج فارس
بدشانس تر از این آدم هم هست ؟
اين عکس رو حتما ببين خيلي باحال روش کار شده
ميخواي آقایون چشم ها رو درویش کنند !!!
طرح ملى لينوکس فارسى در سال ۸۵ پياده سازى می شود
اين هم سفيد برفي واقعي !! خيلي جالبه
سيندرلا !! واقعي ديد؟! نه نديدي پس ببين
آقا در رو ببند ( حواس نداره ) !
نگاه چه بلایی سر پژو 206 آوردن ...
برائت از تجاوز جنسی مردی که شیطان او را گول زده بود !
مسابقات برفی ( جالب و دیدنی )
ميخواي پول پارو کني؟؟ پس اول کليک کن
ای ولا ! راه و روش کوتاه کردن موی صورت از طریق رایانه
نازی ! می خوای راه بری ؟!!
بزرگترین عروس دنیا ... دامادش کجاست؟!
یک دلقک گربه ای ! واقعا ؟ پس کلیک کن
از دست من تا موس تو راهي به جز کليک نيست !
اسکلت بندی یک موس جالب و دیدنی !
ای بی ادب ... ( چه فشاری هم داره ) !!!
نام خليج فارس، هميشه خلیج فارس بوده و خواهد بود
كنسرت كامران و هومن
گزارش از کنسرت منصور در تاجکستان
سایت جزیره افتتاح شد
آنهایی که وبلاگ دارند بیان اینجا!!!
پرسپولیس در نیمه دوم دروازه فجر سپاسی را گلباران کرد
سونيا، دختر دريا
پولدار شو عزیزم ، اما خودتو گم نکن
پدرم خورشید , مادرم زمین , برادرم آتش , خواهرم آب
باغچه ای به شکل انسان , جالب و دیدنی !
تخم مرغ های عاشق . . .
جا سیگاری , پر از معنی ...
سری دوم تصاویر آبگیری سد کارون 3
بازم هر چي بگم از اين سايت کم گفتم!!
زیر زمین یاهو مسنجر . . .
عکسهای کنسرت منصور در شهر دوشنبه تاجيکستان
مسابقه ذره بین طلایی برای موتورهای جست و جو برگزار می شود
خبرهاى تازه از مرورگر Firefox (خطراتى را متوجه بازار مايکروسافت)
بيا اينجا پارو کن!! چي رو ؟ حالا بيا تو ميبيني
براي کودکان زير 60 سال و بانوان توصيه نميشه!
هک , دوست یابی, سرگرمی و همه چیز در اینجا
مرد های بیچاره در کانادا ...
دی جی مریم با صدای اصفهانی !!!
یک بالن حیوانی , جالب و دیدنی
اینم یک رایانه ماشینی و جالب
سقوط هواپيمای مسافربری چين دهها کشته داد
هشدار بوش در باره برنامه اتمی ايران و کره
بخش دوم مصاحبه با دی جی علی گيتر
تيم هنرمندان لس آنجلس 2 - تيم شاهين اورنج کانتی 2
حضرت عشق ; اميدو کنسرت ها...
تمساحی به شکل انسان ! اما ايراني
بیل گیتس بیشترین اسپم دنیا را می‌گیرد
کدام کشور بهترين جا برای زندگی است؟
محمود كدخدايى معروف به سلطان وحشت در ژاپن بازداشت شد
يكي بود يكي نبود (کلیپ) تو سر آغاز منی...
سلطان من ( کلیپ) هم در دلوجان ایمان منی
خانومها اين سايت روديدين؟؟ خيلي چيزا داره واستون!
يه کليک باقيه تا ميلياردر بشي! حالا نشدي هم کتک نزن مهم نيست
آخرین نمونه دوچرخه سال 2004
وای چه آب یخی ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 3:55  توسط فرشيد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/27ساعت 3:31  توسط فرشيد  | 

خواستگاري

 

: تركه با پيژامه ميره خواستگاري , از او مي پرسند     
    !? چرا با پيژامه به خواستگاري ميري؟ قوچعلي
!!! ميگه: شايد جور شد, شب مونديم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:32  توسط فرشيد  | 

برادرزن

 

: يه روز به يه قزوينيه مي ‌گن چرا زن نگرفتي   
    !! مي ‌گه: هنوز برادرزن مورد علاقه ‌مو پيدا نكردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:31  توسط فرشيد  | 

حمام

 

!!!! ترکه می ره حموم آب جوش بوده با نعلبکی دوش می گيره
به ترکه می گن:آرزوت چيه؟می گه:کاش تبريز پايتخت بود. می گن چرا؟
!!!! می گه اونوقت به ما می گفتند:بچه تهرونی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:30  توسط فرشيد  | 

 شامپو

 

يك روز يك تركي سرشو بدون انكه اب بزند شامپو ميزند
ازش ميپرسند چرا بدون اب سرتو شامپو مي زني ميگه روش
!! نوشته براي موهاي خوشك

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:29  توسط فرشيد  | 

بچه

 

يك رشتي بعد از چند سال بچه دار ميشه
... بالاي خونش مي نويسه با تشكر از اهالي محل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:28  توسط فرشيد  | 

Click to view full size image
 
   
 

فر شید  برای دل شما  عزیزان تلاش میکنه

 

 
..
 

.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:20  توسط فرشيد  | 

1- تحصن دانشجويان در اصفهان پايان يافت:
ايسنا روز يکشنبه 13 مارس خبر از پايان تحصن دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان داد.
تحصن اين گروه از دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان يک هفته قبل و در اعتراض به پذيرش دانشجوي شهريه اي (در قبال پرداخت پول) در اين دانشگاه، آغاز شد.
 مسئول روابط عمومي شوراي صنفي دانشگاه صنعتي اصفهان گزارش داده که تعدادي از نمايندگان شوراي صنفي دانشگاه براي مذاکره با نمايندگان مجلس (اعضاي کميسيون آموزش و تحقيقات پارلمان) راهي تهران شده اند و به همين خاطر تصميم گرفته اند به تحصن خاتمه دهند.


2- رفسنجاني:هرچه به انتخابات نزديك‌تر مي‌شويم،احساس مي‌كنم مسووليتم سنگينتر است
هاشمي رفسنجاني در ديدار جمعي از مديران مسوول و سردبيران مطبوعات كشور با وي و در پاسخ به سوالي گفت: اگر تشخيص دهم كه مديريت كشور منحصر به من مي‌شود، شك نكنيد كه به وظيفه‌ي ملي و اسلامي خود عمل مي‌كنم ولي اكنون به اين نقطه نرسيده‌ام.
به گزارش ايسنا، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام عصر امروز با بيان اين مطلب و در پاسخ به سوال وكيلي، سردبير روزنامه ابتكار مبني بر اين كه چه زماني و تحت چه شرايطي نامزدي‌اش را براي انتخابات رياست جمهوري اعلام مي‌كند، گفت: اكنون همه‌ي بحث‌ها بر سر اين است كه آيا مديريت كشور به من منحصر مي‌شود يا خير؟ ولي اگر تشخيص دهم كه مديريت كشور به من منحصر مي‌شود، شك نكنيد كه به وظيفه‌ي ملي و اسلامي خود عمل مي‌كنم ولي اكنون به نقطه‌اي نرسيدم كه بفهمم مديريت كشور منحصر به من مي‌شود.
وي تصريح كرد: هرچه كه به انتخابات نزديك‌تر مي‌شويم، احساس مي‌كنم مسووليت من سنگين‌تر است و نمي‌توانم كنار بمانم.


3- توضيحات سختگوي دولت درباره عيدي وزرا:
سخنگوي دولت اعلام كرد كه عيدي امسال اعضاي هيئت دولت همانند ساير كارمندان دولت پرداخت مي‌شود.
عبدالله رمضان‌زاده با اعلام اين خبر به ايسنا درباره خبر مربوط به اختصاص ‌5/3 ميليون تومان به هر يك از اعضاي هيئت دولت به عنوان عيدي، گفت: مبلغ ‌5/‌3 ميليون توماني كه از جانب دولت به اعضاي اين هيئت‌ پرداخت شده، نه عيدي است نه پاداش، بلكه رديف قانوني است كه محل خرج آن مشخص است و اسناد آن بايد در اختيار ذي‌حساب‌ها قرار بگيرد.
برخي از منابع از پرداخت ‌5/‌3 ميليون تومان پاداش در هفته دولت و ‌5/‌3 ميليون تومان عيدي به اعضاي كابينه خبر داده بودند.
وي ادامه داد: هر ساله در رديف بودجه رقمي براي هزينه‌هاي اضطراري و پيش‌بيني‌نشده گنجانده مي‌شود كه در اختيار همه وزرا قرار مي‌گيرد.


4- كودكان نيز در ابوغريب شكنجه شده‌اند:
بازتاب: نظاميان آمريكا‌يي برخى از کودکان زندانى در ابوغريب را در معرض رفتارهاى غيرانساني از جمله ايجاد رعب و وحشت شديد و اجبار به عريان شدن در برابر مأمور‌ان زندان قرار داده و به آنان رحم نكردند.
اتحاديه آزادى‌هاى مدني از کودکان زندانى در آمريکا اعلام کرد که نيروهاى آمريکايى، عده‌اى از کودکان از جمله يک کودک يازده ساله را نيز در زندان ابوغريب عراق بازداشت کرده بودند.


5- کارگردان «مصائب مسيح»، «فاطيما» را مي‌سازد:
مل گيبسون براي ساخت فيلم بعدي‌اش به سراغ حادثه رويت «مريم مقدس» توسط عده‌اي روستايي پرتغالي در سال 1917 ميلادي رفته و قرار است بر اساس آن نسخه جديد فيلم «معجزه بانوي ما فاطيما» را بسازد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه نيويورك تايمز، «مل گيبسون» كارگردان آمريكايي در حال ساخت فيلمي با ژانر مذهبي و موضوع «معجزه فاطيما» است.
اين فيلم براساس داستان واقعي سه كودك روستايي است كه در سال 1917 ادعا مي‌كنند پس از رويت (مريم مقدس) به نيرويي الهي دست يافته‌اند كه به موجب آن قادرند برخي اتفاقات آينده را پيش‌بيني كنند. اين كودكان كه اهل كشور پرتغال هستند با كمك نيروي مقدسشان مي‌توانند اتفاقاتي چون وقوع جنگ جهاني دوم و ترور ژان‌پل دوم را پيش‌بيني كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:7  توسط فرشيد  | 

 

 

 

 

 

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی چهل درصد سهام مایکروسافت را خرید.

جوليانا اسگرينا

بیل گیتس و هاشمی رفسنجانی در نشست دیروز خود  در سوئیس سهام مایکروسافت را معامله کردند.

 

به گزارش جان مکنامارا خبرنگار بی بی سی روز گذشته در پی امضای یک قرارداد رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی چهل درصد از سهام شرکت مایکروسافت را از بیل گیتس خریداری کرد.

درپی تغییر سیاستهای مالی شرکت مایکروسافت و در راستای واگزاری سهام این شرکت به سرمایه داران خارجی، دیروز در جلسه ای محرمانه در پایتخت سوئیس بیل گیتس چهل درصد سهام شرکت مایکروسافت را به آیت الله هاشمی رفسنجانی منتقل کرد.

رفسنجانی در پاسخ به سوال خبرنگار بی بی سی مبنی بر علت این اقدام گفت:

"مایکروسافت شرکت بزرگی است. من و علی همیشه از ویندوز و دیگر محصولات این شرکت در اوقات فراغت خود استفاده میکردیم. بیل گیتس هم مرد با خدایی است و همیشه در کمک به مراکز خیریه پیشتاز بوده. بنابراین تصمیم گرفتیم سهام این شرکت را به جمهوری اسلامی ایران منتقل کنیم تا با این کار مشت محکمی به دهان آمریکا زده و منابع نرم افزاری آنها را به آغوش اسلام برگردانیم..."

در این راستا بیل گیتس مدیرعامل سابق شرکت مایکروسافت نیز با اعلام خرسندی از این معامله اکبر هاشمی رفسنجانی را "مرد باخدا و در عین حال با هوش تجاری" عنوان کرد و آن را مایه نزدیکتر شدن به آقا امام زمان توصیف نمود.

کارشناسان بر این باورند که این معامله احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران را به دلیل درگیر شدن منافع ملی ایالات متحده با دولتمردان جمهوری اسلامی کاهش میدهد.

بنیاد بسیج نیز امروز صبح در بیانیه ای حمایت خود از این معامله را ابراز داشته و خبر از برنامه های  آموزشی محصولات این شرکت بویژه .NET و سیستم های توزیع شده در بین بسیجیان کشور داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 5:3  توسط فرشيد  | 

پيشينه كوتاه چهارشنبه سوري :

                                              جشن سوري و يا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوري ميخوانيم ،  جشني است كه مانند بيشتر جشن هاي ايراني كه به ستاره شناسي  بستگي دارند مبدا همه حساب هاي علمي  و تقويمي است . در آن روز در سال 1725 پ م  زرتشت بزرگترين حساب گاه شماري  جهان را نموده و كبيسه پديد آورده  و تاريخ كهن را درست و منظم كرده است 1.

بر حلاف بعضي از مناسبت ها اين مناسبت سر منشا اي كهن و باستاني در تاريخ اين آب و خاك دارد ، و از اهميتي به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار است .

ازين رو  شايد از آنچه كه بايسته اين مناسبت تاريخي بوده كمتر به آن توجه شده !

بر ماست كه  دست كم در مورد بعضي نكات برجسته آن بيشتر از آنچه تا حال ميدانسته ايم بدانيم .

جشن سوري تنها يك جشن ساده نيست  ، جشن سوري يك ياد آوري از گوشه اي از تاريخ غرور آور اين آب و خاك است .

 

 

يك اشاره :

                  در كتاب تاريخ بخارا2 اشاره شده كه منصور بن نوح از شاهان ساماني   در نيمه اول سده چهارم هجري اين جشن را برگزار ميكند كه موجب آتش سوزي در قصر او نيز ميشود . :

 

"..... و چون امير سديد منصور بن نوح به ملك بنشست اندر ماه شوال سال سيصد و پنجاه به جوي موليان ، فرمود تا آن سراي ها را ديگر بار عمارت كردند و هر چه هلاك و ضايع  شده بود بهتر از آن به حاصل كردند . آن گاه امير سديد به سراي بنشست و هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوري چنانكه عادت قديم است ، آتشي عظيم افروختند . پاره اي آتش به جست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي بسوخت و امير سديد هم در شب به جوي موليان رفت ....."

 

آنچه از اين بخش برداشت ميشود اين است كه بطور يقين اين جشن در سيصد و پنجاه هجري  و در ماه شوال كه مصادف با پايان سال  شمسي بوده  توسط يكي از شاهان ساماني در بخارا و جوي موليان برگزار شده .  و آنجا كه نگارنده  به " عادت قديم است"  اشاره ميكند  مشخص ميشود كه اين جشن از سالها و بلكه سده هاي پيش در ايران رايج بوده  .

اما هيچ اشاره اي به روز آن نشده ، يعني شب چهار شنبه سوري .

 

جشن سوري يا چهار شنبه سوري! ؟ :

 

                                                      امروزه  ما مردم ايران  هر ساله به شكل هاي مختلف جشن چهار شنبه سوري را برگزار ميكنيم ، در جاي جاي ايران اين جشن به صورت هاي مختلف برگزار ميشود كه نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت هاي بسياري دارد .

 در شهر هاي بزرگ به نظر مي رسد كه رسوم و آداب اصيل جشن سوري رو به فراموشيست و آنچه  بدان تبديل شده يك فستيوال جديد است كه هيچ ربطي به اصل جشن سوري ندارد! ( البته بايد ياد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر هاي كوچك و روستا ها پيوند هايي بين  چهار شنبه سوري و خود جشن سوري ديده ميشود كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد )  .

تا به حال بر اساس تحقيقات محققين و پژوهشگران هيچ سند تاريخي براي روز دقيق  برگزاري جشن سوري در زمان باستان بدست نيامده  .

آنچه مسلم است اين است كه ممكن نيست در ايران باستان جشن سوري در يك روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار ميشده !

چرا كه تقويم  ايران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشته !

يعني هر روز  نام خاص خود را داشته . روز شماري كه ما امروزه از آن استفاده ميكنيم كه بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتي كه هر بخش يك روز است و در كل  به آن هفته ميگوييم تقسيم شده  ، پس از ورود اعراب به ايران  و از روزشمار تازيان  برداشت شده .

پيش از آن ماه هاي ايراني به صورت پنج پنج تقسيم ميشده  كه به هر يك پنجه ميگفتند .

 مثل تقسيمي كه در مصر باستان و بابل رايج بوده3 .

تقويم ايران باستان شامل دوازده ماه سي روزه بوده( سي روز بي كم و كاست و نه سي و يك روز )  و در سال كبيسه پنج روز با الهام از  پنج نام گاثاها  4به سال اضافه ميكردند ، اين پنج روز را  در مجموع پنجه ، خمسه ، پنجه دزديه ، خمسه مسترقه  ، گاه ، اَندَرگاه ، بِهيزك  و پنجه وِه ميگفتند .

بر اين اساس در ايران باستان زمان جشن سوري نميتوانسته در شب  چهار شنبه بوده باشد ، چرا كه اصلا  شنبه و چهار شنبه و آدينه اي برقرار نبوده !

 

خصوصيات شب چهار شنبه :

 

                                             در روزشماري تازيان و اعراب  چهار شنبه  روز منحوس و نا مباركي شمرده مي شود  ، يكي از دلايلي كه به نظر مي رسد بعد ها جشن سوري به شب چهار شنبه  منتقل شد همين است  ، يعني سعي ميشده شب چهار شنبه را كه نحس و نا مبارك بوده را با جشن و سرور  بگذرانند و در آن شب و روز دست از خريد و فروش و كسب و كار بكشند چرا كه اعتقاد داشتند  به دليل نحسي چهار شنبه هر معامله و كسبي كه در آن شب و روز نيز انجام شود نا مبارك خواهد بود  ، جاحظ در تاليف خود به چهار شنبه يا  يوم الرباع اشاره ميكند و ميگويد :

" وَ الاِربَعاء يَوم ضنك و نَحس "5

 

همچنين منوچهري دامغاني نيز در يكي از اشعار خود به نحسي اين روز اشاره كرده و گفته :

 

چهار شنبه كه روز بلاست  باده بخور                                         بسا تكين مي خور تا به عافيت گذرد

 

چنان كه از نظر گذشت چهار شنبه در تقويم تازي داراي خصوصيات منحوس بوده  ( مثل روز 13 فروردين  )

شايد به همين جهت بوده كه مردم سعي داشتند  شب چهار شنبه آخر سال  را به جشن و پايكوبي  بگذرانند و دست از كسب و كار بكشند تا بدين شكل از نحسي آن در امان باشند !

و جشن سوري بهترين بهانه براي برگزاري اين فراغت بوده  ، همانند آنچه مردم در سيزده فروردين انجام ميدهند ، با اين تفاوت كه جشن سوري داراي پيشينه بسيار غني تاريخي و اعتقادي ميباشد  .

پس شايد بعد ها به همين دليل  جشن سوري را به شب چهار شنبه  نحس آخر سال انتقال دادند .

 

 

ارتباط با قيام مختار :

 

                                   يكي ديگر از حدس هايي كه براي چگونگي انتقال جشن سوري به شب چهار شنبه ميتوان زد ارتباط آن با  مختار  سردار شيعه عرب است كه به خون خواهي شهداي كربلا كه به نا حق در كربلا   توسط لشكر يزيد پسر معاويه با شقاوت كشته شده بودند قيام  ميكند .

گفته شده  مختار پس از واقعه عاشورا  و پس از آنكه از زندان آزاد مي شود  ، به خون خواهي شهداي كربلا بر مي خيزد  6.

آنگاه براي انكه مخالف را از موافق تشخيص دهد و بر كفتار ها بتازد  فرمان داد تا شيعيان راستين آن حضرت بر بام خانه ها اتش بي افروزند  ،  شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال  .

يكي از حدس ها اين است كه شايد به اين دليل بوده كه از آن پس مردم ايران كه دوستدار  اهل بيت رسول اكرم اسلام و حضرت سيد الشهدا هستند  ، آن شب را پاس ميدارند و به ياد آن شب چهار شنبه را با جشن سوري  همزمان جشن ميگيرند ، كه در آن شب  دوستداران واقعي حضرت سيد الشهدا  شناخته شدند .

 

يك عقيده كهن ايراني :

 

                                            در اعتقاد مردم باستان  فروهر ها 7   به مدت ده شبانه روز از جايگاه اصلي و آسماني  خود به شهر و ديار  خود فرود آمده و ميان بازماندگان زندگي ميكنند . تا پيش از روز بيست و پنجم اسفند ماه كه در شب آن ، يعني شب بيست وششم  فروهر ها فرود مي آيند .

در اين روزها بازماندگان  لباس نو تهيه ميكنند و در اتاق ها به ويژه  اتاق درگذشتگانشان نقل و نبات و شيريني و ميوه و سبزي و گل و كتاب مقدس و شمع روشن و چوب هاي خوشبو در سفره مينهند . كدورت ها و نقارها را بر طرف  ميكنند . به‌ان اميد كه چون روان درگذشتگان  به ميان آنان  آمدند شاد و راضي باشند  و به بازماندگان  دعا و بركت عنايت كنند .

در اين شبها مردم بر سر بامها  براي راهنمايي  روان درگذشتگانشان آتش  روشن ميكردند تا در فروغ و روشناي آن آتش  ، روان  درگذشتگان  در روشنايي وارد خانه بازماندگان شوند ، همچنين رسم بوده كه كنار آن آتش كه بر پشت بام روشن ميكردند  خوراك هاي ويژه اي نيز قرار دهند .

 

دليل توجه به فروغ و روشن كردن‌ آتش  :

      

نگويي كه اتش پرستان بدند                                              پرستندگان پاك يزدان بُدند 

"فردوسي"

فروغ به معني نور و روشنايي است  ، بر اساس تعليمات زرتشت  از آتش 8  كه يكي از مخلوقات اهورا مزدا ميباشد نيز نشات  ميگيرد  .

بر خلاف يك تصور نا بجا  تقديس آتش نه به دليل پرستش آن مي باشد كه در واقع نوعي نشانه و اثر از  روشنايي و حقيقت اهورا مزدا ميباشد ، و نقشي كنايه اي دارد .

در زمان ايران باستان و همچنين پيروان امروزي آيين مزديسني  از آنجا كه براي اهورا خالق مطلق گيتي سمت و سويي  جغرافيايي و مادي  قائل نيستند  هر جا كه فروغي ديده شود آن را نشانه اي  صوري از وجود روشنايي و حقيقت و وجود اهورا مزدا ميدانند ، از اين روست كه در هنگام نماز رو به فروغ نماز ميگذارند .

در تعليمات مزديسني  انگره مينو ( از دو بخش انگره + مينو تشكيل ميشود انگره به معني فشرده و خلل رساني است و مينو از من مي آيد كه در زبان سنسكريت به معني دانش است )  سبب بدي و زشتي و پليدي در تاريكيست و در نقطه مقابل آن سپنتا مينو * ( از دو بخش سنتا + مينو تشكيل شده در اينجا سپنتا به معناي سود رساني و مينو هم معني قبل است )  قرار دارد كه سبب خير و خوبي و نيكيست و در روشنايي و فروغ جاودان قرار دارد .

همچنين آتش در زمان باستان داراي خاصيت ضد عفوني و در واقع از بين برنده بيماري و بدي  بوده كه اينها همه  به خواست اهورا مزدا بدست انگره مينو توليد ميشدند .

ازين جهت و دلايل ديگر براي تقديس آتش  است كه در آيين باستاني ايران آتش تقديس ميشده و اكثر مراسم و جشن ها با حظور آتش بر گزار ميشده  و ميشود .

البته ديلي ديگري نيز وجود دارد و آن آتشي است كه  زرتشت با خود به همراه داشته و بي دود  بوده ، بحث در مورد ان آتش از حوصله اين نوشت خارج است ، براي مطالعه بيشتر رجوع شود به كتاب فروغ مزديسني .9

 

سه حدس براي تعيين زمان اصلي  جشن سوري در ايران باستان  :

 

                                                                                              به طور تحقيق ميتوان  تاريخ برگزاري شب سوري را در ايران باستان  از سه مرحله بيرون ندانست يا در شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه كوچك (از بيست وششم  اسفند تا سي ام مي باشد ) 10يا نخستين شب از ده شب و روز فروردگان ( شايد همان عيد نوروز باشد ، اين جشن پيش از زرتشت نيز در ايران شرقي رواج داشته  هنگام اصلي آن پنج روز كبيسه يا پنجه دزيده  يا اندرگاه است) 11 قرار دارد ، يا در اولين شب  پنجه بزرگ  يا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است  )12  كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam     و آخرين گهنبار محسوب ميشود دانست  .

و يا در آخرين شب سال قرار داد كه جشن اصلي  همسپتدم و‌آخرين گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوي و شش تقسيم سال به شمار مي روند كه بر اساس زندگي  جوامع دامدار و كشاورز  اين چنين تقسيم به وجود آمده است  )13   البته اين تقسيم بندي مختص به ايين زرتشتي نيست ، چه پيش از زرتشت نيز در ايران و هند چنين گاهنبار هايي وجود داشته كه با خواندن سرود ها و ادعيه هاي ويژه مذهبي و نماز برگزار ميشده  )14   و جشن آفرينش انسان است .

( گهنبار  مواقع آفرينش و خلقت زمين است  در كل شش گهنبار عبارتند از : 1: ميديوزرم Midyuzarm- 2: ميديوشم Midyushcm 3:  پيتي شهيم -      Pityshahim 4 : اياترم Ayathcrm 5: ميديارم Midyarem 6 : همسپتمدم  - Hamaspatmadam  و اين شش با احتساب تاريخ فعلي  به ترتيب :

1 : از يازده تا پانزدهم  ارديبهشت  ماه

2: از يازدهم تا پانزدهم تير ماه 

3 : از بيست و شش تا سي شهريور ماه

4 : ازبيست و شش تا سي مهرماه

5 :  از ده تا چهار ده دي ماه

6 :  از بيست و پنج تا آخر اسفند ماه   )

 

گوشه اي از سنن مختلف ايراني كه رو به فراموشي هستند:

 

لُرك آجيل مشكل گشا :

                                      يكي از مراسم  بسيار مورد توجه شب چهارشنبه سوري ، تشريفات فراهم آوردن آجيل مشكل گشا مي باشد . اين آجيل وجهي تمثيلي دارد . هر كس كه مشكل و گرفتاري داشته باشد با تشريفاتي  اين آجيل را تهيه و به عنوان نذر و فديه ميان ديگران پخش مي نمايد . بي  گمان در شكل اوليه ، اين تقديم  و اهدايي بوده  جهت فروهر ها كه بر سفره مينهادند تا موجب خشنودي شان شود .

لُرك  همان آجيل گهنبار هاست  كه معمولا  از هفت نوع ميوه خشك است شامل : پسته ، بادام ، سنجد ، كشمش ، گردو ، برگ هلو ، انجير و خرماي خشك  كه در مراسم آفرينگان ها ، گهنبار ها ، جشن خواني ، جشن نوزادي ، در مراسم سدره و كشتي بندي*( سدره : پيراهن سفيد و پنبه اي است كه بر تن ميكنند ، كشتي : طنابي است كه از پشم بافته شده و آن را با ترتيب خاصي به كمر مي بندند ، زرتشتيان  از اين دو در مراسم خاص مثل نماز استفاده ميكنند ) و ديگر اعياد به مدعوين داده مي شود . 15

در اعتقادات  عامه مردم مسلمان است كه شب جمعه  آخر سال  يا شب چهار شنبه يا آخرين شب سال ، اهل قبور و ارواح مردگان بايد زيارت شوند و آنكه در اين شب ها بيدار و منتظر و بر بام خانه هاي خود در آمده  تا كه بازماندگان  به نام آنان نذور و خيرات دهند  و هم چنين  مرسوم است در چنين شبهايي  در گورستان ها  بر سر قبر عزيزان شمع يا چراغ بيفروزند . همه اين ها و بسياري ديگر ياد آور مراسم مردم ايران  قديم است  كه براي فروهران در ده روز پايان سال  كه ايام فروردگان است انجام  مي دادند و امروزه كم و بيش نيز زرتشتيان انجام مي دهند . 16‌

 

رسوم شب چهار شنبه سوري در‌آذربايجان :

 

                                                                  ميان بعضي طوايف و ايل ها در آذربايجان ، رسوم دست نخورده تر و سالم تر باقي مانده چنانكه  شب چهار شنبه سوري از نوروز مهمتر و مورد توجه تر بوده و با تشريفات فراوان برگزار مي شود  و رسوم و آدابي كه انجام مي دهند ، ياد آور جشن فرودگان است . به نظر مي رسد كه ايام فروردگان شب سوري  و چهار شنبه سوري حاليه از نوروز عهد قديم نيز با توجه و اقبال بيشتري رو به رو بوده :

ميان مردم ايل خليكانلو ( ايل حلالي ) در آذربايجان غربي در شب اول اسفند عيد خضر نبي معروف است . پيدايش اين عيد به سبب پايان زمستان است كه معتقدند از تلف شدن احشام جلو گيري ميگردد . در اين شب دوشيزگان و بانوان و جوانان ده به رقص چوبي مشغول و در هر ده يك نفر خود را به طور عجيبي آراسته مانند حاجيب فيروز عيد نوروز در رقص شركت ميكند ...  به عيد نوروز چنان اهميت نمي دهند ، ولي  براي چهار شنبه سوري بيش از عيد نوروز اهميت قايلند . در اين شب بهترين غذا ها را طبخ و آتش بازي بر پا مي شود و تا نيمه شب ادامه دارد ......

مردم ايل قره پاپاق  به عيد نوروز  خيلي اهميت مي دهند و ماه اسفند را ماه عيد گويند . چهار شنبه اول اسفند را دروغگو ، دوم را راستگو ، سوم را سياه و چهارم را (( اجرا )) گويند .  روز چهار شنبه اول جوانان روي بام  يا تپه رفته و آتش افروخته نشانه روي و تير اندازي ميكنند . در چهار شنبه سوم  كساني كه در عرض سال خانواده يا بستگان آنها فوت نموده  با طبق هاي ميوه و شيريني سر خاك رفته و پس از فاتحه خواني شيريني و ميوه را به مستمندان ميدهند . در روز چهار شنبه سوري ، يعني چهار شنبه آخر ، اهالي لباس نو مي پوشند و با هلهله و شادي به آتش افروزي مي پردازند و به ديد و باز ديد ميروند . صبح روز چهار شنبه آخر ، پيش از طلوع آفتاب زن و بچه كنار رودخانه رفته از آب چهار شنبه استفاده نموده و كوزه خود را پر كرده براي سال نو تيمناٌ نگه مي دارند"17

 پيشتر ها و شايد امروزه در‌آذربايجان و بخصوص اروميه  رسم كجاوه اندازي رايج بوده  .  شب چهار شنبه سوري  بر بام خانه ها مي روند و كجاوه اي  را كه زينت كرده اند و بر آن طاق شال كشيده و آيينه بندي كرده اند با طنابي از بام به سطح خانه فرود مي آورند و مي گويند : (( بكش كه حق مرادت را بدهد ))  كسي كه در خانه است مكلف است كه در آن كجاوه شيريني و آجيل شور  و شيرين و ميوه خشك بريزد و پس از آن كه چيزي در آن ريختند  با طناب آن را بالا مي كشند و به خانه ديگر مي روند . مخصوصا جوانان تازه داماد  كه هنوز عروس را به خانه نياورده اند موظفند  چنين كجاوه اي را به بام خانه عروس ببرند و اگر نتوانند  از بام بالا روند ، بايد پشت در خانه بروند و پنهان شوند كه كسي نبيند  وو كجاوه را به طريقي به پشت اطاق برسانند تا چيزي دريافت كنند . 18

 

در تبريز آتش افروزي  وگره گشايي از عناصر اصلي چهار شنبه سوري هستند. آجيل چهار شنبه سوري و خشكبار ، از مهمترين عناصر و سنن اين جشن در تبريز است . اگر دوست و ميهمان  واردي در اين شب داشته باشند ، از رسوم است كه خوانچه اي  آجيل و خشكبار  براي او بفرستند . ديگر ويژه  گي هاي رسوم  مردم  تبريز  آن است كه از بام خانه  ها به سر عابران آب مي پاشند . اين سنت از آداب كهن ايراني است و در زمان ساسانيان  معمول بوده است كه در جشن نوروز به يكديگر آب  مي پاشيدند . و هنوز در ميان ارمني ها و زرتشتي ها چنين رسمي باقي است .

در ميدان ارك تبريز  هم توپي بود چون توپ مرواريد تهران و شيراز كه زنان و دختران براي حاجت  خواهي بدان متوسل مي شدند . در شب چهار شنبه  سوري ، تير اندازي در تبريز  از رسوم بسيار متداول بود .  19

 

رسوم شب چهار شنبه سوري در تهران و اطراف آن  :

                                                                                  اين رسم در روستا هاي نزديك تهران معمول بوده و شايد هنوز نيز  اجرا شود ، بدين شكل كه جوانان به ويژه پسر هاي جواني كه نامزددارند از روي بام خانه دختر ، شال هاي خود را فرو مي اندازند و صاحب خانه  شيريني و گاه پيراهن و غيره ..... در آن ميپيچد و گره ميزند . كساني كه شال يا كجاوه مي اندازند هميشه نا مرئي هستند و نبايستي شناخته شوند . 20

در ميدان ارگ تهران توپ كهن سالي بود كه مدت صد سال بر فراز صفه اي* ( جاي سايه دار  غرفه مانند )  جا گرفته بود  و چون پيران زمين گير از جاي خود نمي جنبيد  . شب هاي چهار شنبه سوري  زنان و دختراني كه حاجتي داشتند  مخصوصا ان دختراني كه در آرزوي شوهر  بودند از آن توپ بالا مي رفتند و بر فراز آن دمي مي نشستند و از زير آن مي گذشتند و در بر آورده شدن آرزوي خود شك نداشتند و بچه هاي شير خوار  را كه به اصتلاح نحسي مي كردند يا ريسه مي رفتند  از زير توپ مرواريد و سر در نقار خانه ميگذراندند . اين توپ را توپ مرواريد  مي ناميدند و افسانه هاي گونا گون درباره آن مي گفتند 21 مردم تهران در چندين سال پيش كه از سر در نقار خانه بالا مي رفتند ، كوزه اي آب نديده با خود بالا مي بردند و از آنجا به زيمن مي افكندند و مي شكستند و كساني كه بدان جا دست رسي نداشتند ، از بام خويش كوزه را به زمين مي افكندند . اين كار در بسياري از شهر هاي ايران هنوز  معمول است و در سده هاي سوم و چهار هجري ، در بغداد نيز رايج بود . عقيده بر آن است كه بلا ها و قضا هاي بد را در كوزه متراكم كرده اند و چون بشكنند آن قضا و بلا دفع شود . 22

 

 

كردستان :

                 در پايان وا پسين روز اسفند ماه ، يعني در هنگام فرو نشستن آفتاب ، كردها خود را آماده افروختن اتش ميكنند ..... در بالاي بام ها و فراز كوهها ، آتش نوروز را با شكوه هر چه بيشتر مي افروزند ( در حالي كه اصل و بنياد و علت آتش افروزي را كه مربوط به نوروز نيست فراموش كردند )  و شادي ميكنند ، پسران و دختران گروه گروه در پيرامون آتش مي ايستند و پايكوبي و شادي ميكنند .

......روستائيان در شب جشن ، گندم و نخود و كنجد و شاهدانه را توي ساج برشته ميكنند و آنها را با ديگر  ميوه هاي خشك  كه گردو و پسته و ..... در هم مي آميزند و بدين شكل آجيل جشن رات فراهم ميكنند ( همان آجيل لرك يا هفت مغز ) ..... ، هم چنين در شب چهار شنبه سوري  در آوند ( ظرف )هاي ويژه اي نگه ميدارند.  تا اگر كسي از خانواده شان بيمار شود ،  از آن آب بدو بدهند ، چون باور دارند بيمار اگر از آب شب چهار شنبه سوري را بنوشد بهبود مي يابد . ... زنزان نا زا در‌ان شب به پشت بام ها  مي روند و هر يك كليد ( يا قفل ) بسته اي  را با خود مي برند و از روزنه خانه اي به سخن هاي مردم‌آن گوش ميدهند . هر گاه از خوشي  ها گفت و گو كنند ، مي گويد : اي كليد به نياز درونيم باز شو و خود كليد ( قفل ) را باز ميكند و آنگلاه با دلي خوش باز مي گردد . 23

 

خراسان :

              مردم خراسان در شب چهار شنبه آخر سال ، نزديك غروب‌افتاب ، هر خانواده يا گروهي ، هفت يا سه بوته خار روشن مي كنند . سپس پير و جوان و كوچك و بزرگ از روي آتش مي پرند و براي دفع شرور و زيان ، اين شعر را مي خوانند :

 

زردي ما از تو             سر خي تو از ما

 

در برخي روستا ها ، هنگام پريدن از روي آتش ، اين شعر را مي خوانند :

 

آلا به در ، بلا به در       دزد و حيز از دِها به در

 

در توضيح  شعر دوم  ، آلا ala همان ال است كه زني موهوم و لاغر اندام و بلند قد و سرخ  روست كه بيني اش  از گِل و كارش دزديدن  جگر زنان زائوست .! دِها deha به ادم دزد و چشم دريده گويند .

با خواندن اين ترانه ها و پريدن از روي آتش  آل ها و دزد ها و زيانكاران را از روستا و خانه هاي خود مي رانند .

 

ديگر رسوم  شب چهار شنبه :

                                              همچنين ديگر رسوم شب چهار شنبه  از قبيل : كوزه شكني ، فال گوش ، گره گشايي ، بخت گشايي  دفع چشم زخم و بخت گشايي  كندر و خوشبو ، قليا ( زاج سياه را گويند ، و زاج خود از نمك هاي طبيعي است ، بي بو و بي مزه ) سودن ، آش بيمار ، فال گرفتن با بلوني ( كوزه دهانه گشاد ، شبيه شيشه هاي مربا )   ، در اكثر شهر ها و شهرستان هاي ايران كم و بيش و با اختلافاتي انجام ميشود .

مثلا در مورد بخت گشايي سنت تقريبا يكيست اما در اصفهان محل آن سنگ سوراخي در قريه مورگان است ، در تهران و شيراز  و تبريز  توپ مرواريد  در همدان شير سنگي و ........... 24

 

شيراز :

            آتش افروختن در معابر و خانه ها ، فال گوش ايستادن ، اسپند سوختن ، نمك گرد سر گرداندن ، در موقع اسفند  دود كردن و نمك گردانيدن همراه با اوراد * ( دعا ها و ذكر ها ، جمع ورد ) مخصوصي  است كه زنان مي خوانند . قلمرو چهار شنبه سوري  در شيراز صحن بقعه شاه چراغ  است  و در آن جا نيز توپ كهنه اي است مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت ميخواهند ( البته در گذشته  دور كه اينك در شسراز و تهران هر دو اين رسم منسوخ شده است ). 25

 در سروستان (كه در  حدود نود و دو كيلومتري شرق شيراز قرار دارد  )  نيز مراسم چهار شنبه سوري تشريفات خاصي دارد  :

" در غروب آخرين چهار شنبه سال ، مراسمي بسيار ساده بر پا ميشود . به اين ترتيب كه توي كوچه ها ، ميدان ها  و اغلب خانه ها ، خرمن  هاي خار و گون آماده  را با شعله اتش مي افروزند و همه با سرور و شادي از كوچك و بزرگ از روي آن مي پرند و با هر پرشي اين شعر را مي خوانند :

هاجنگ شير ، ها جنگِ شير / بالا بي شين ، خود شير اومد رسيد .

و يا : سرخي تو از من زردي من از تو *26

 

يك حدس در مورد دليل آتش افروزي در چهار شنبه سوري ! :

 

" ....ميگويند  ضحاك ( يا اژدهاك  از شاهان ماد ) شخصي را بنام اورامانيل مامور كرده بود كه هر روز دو جوان خوبرو را بكشد و از  مغز آنان براي مار هاي دوش وي خوراك  فراهم اورد و هر روز دو جوان خوبرو به او سپرده ميشد . اورامانيل با تدبير يكي از آن  دو را كشته و ديگري را پشت كوه ها پنهان مي كرد . وقتي فريدون به شاهي رسيد علت اين كار را از او پرسيد و پاسخ شنيد كه ميخواستم يكي از‌آنان را از مرگ نجات دهم . فريدون مشعل داراني به مشعل هاي افروخته به كوه گسيل  ميدارد و جوانان  پنهان شده را باز يافته ، با سرور و شادي به شهر مي آورند . از آن روز به بعد مردم به ياد رفتن آن جوانان آتش مي افروزند !

 

در مورد ضحاك يا اژدهاك ، البته روايت مار دوش بودن او بيشتر حالت يك افسانه دارد .

 اژدهاك يا ايشتوويگو در واقع  آخرين شاه  ماد بود كه قساوت بسياري در حكمراني به خرج ميداد ! :

 

....ولي ايشتوويگو ، كه روزي نسبت به هارپاگ  خشمناك شده بود ،  دستور داد از تن بي سر و دست فرزند او خوراكي فراهم آورند و پدر را مجبور كردند كه از گوشت تن فرزندش بخورد . هارپاگ فرمان را اجرا كرد و گفت هر چه شاه امر فرمايد مايه شادي او مي شود ؛ ولي كينه را در دل خود نگاه داشت و بعد ها به كمك كوروش بزرگ برخاست تا ايشتوويگو * (اژدهاك يا ضحاك )  را خلع كنند . كوروش جوان ، فرماندار ولايت انشان* ( شامل خوزستان و بختياري امروز ) ، كه در فرمان ماديان بود ، عليه شاه زن صفت و ستمگر اكباتان *( به معني محل تلاقي چند راه است  كه پايتخت ماد ها بوده   ) قيام كرد . ....... پس از آن ، دولت پارس رفته رفته كارش به جايي رسيد كه تمام خاور نزديك را به زير فرمان خود در آورد . 28

 

 

 

پايان

 

-------------------------------------------------

 

1 : تقويم و تاريخ ايران / ذبيح منصوري

2: ‌تاريخ بخارا تاليف ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي ( 286- 348) به عربي است كه به سال 522 ابونصر احمد بن محمد البقاوي بخشي از آن را به فارسي برگردان كرده و به سال 574 محمد بن زفر بن عمر منتخب و ويراسته اي از آن بخش فراهم آورد . شارل شفر اين گزيده را در مجموعه  گزيده هاي فارسي به سال 1883 چاپ و در پاريس منتشر كرد .

3:  گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 -  بخش پنجم / پنجه ، روزهاي فروردگان  ص 211  

4:  گاثا ها: سروده هاي خود زرتشت   كه چه از نظر مذهبي و چه از نظر تاريخي داراي اهميت بالايي ميباشند

5: المحاسن و الاضداد ، ص 277

6:در اين نبرد ايرانيان كوفه ، بصره و الجزاير بياري او و سردار شجاعش مالك اشتر بر ميخيزند ، و سبب پيروزي او ميگردند  ولي مختار در دعوي دوستي با آل علي صادق نبوده بهمين علت پس از چندي ادعا ميكند كه به او وحي نازل مي شود ، چون نتوانست دليلي بر گفته خود بياورد اعتقاد مردم باوسست شد و بالاخره در مقابل سپاه علدالملك شكست خورد . تاريخ تحولات اجتماعي ، مرتضي راوندي ، جلد دوم فصل هفدهم ص 289   تهران

7: فروهر : در آيين زرتشتي  ذره اي از ذرات نور اهورا مزدا كه در وجود هر كس بوديعه نهاده شده و كار او نور افشاني و نشان دادن راه راست به روان است و پس از مردن تن راه بالا را ميپيمايد و به منبع اصلي خود مي پيوندد و فقط روان است كه از جهت كارهاي نيك يا بد كه مرتكب شده پاداش ميبيند . فروهر ها سالي  يكبار بزمين فرود مي آيند و آن در جشن فرورديگان است كه زرتشتيان مراسمي به ياد روانهاي درگذشتگانشان برگزار ميكنند .  فرهنگ فارسي دكتر عميد  جلد دوم  ص 1535

8: از آكاشا Akasha است ، آكاشا لفظي است سنسكريت زباني كه كتب ودا نيز به آن زبان نوشته شدند و در اصل زبانيست آريايي  كه زبان ايران باستان با‌ان پيوند هاي بسياري دارد -  و به دو معني  درخش و جايي كه در مقام بالا از ابتدا ي آفرينش  نقش حال  و اعمال و اوضاع زمانه و كائنات و آمد و شد ها در ان صورت مي بندد .

9: برگرفته از كتاب  فروغ مزديسني  ، تاليف ارباب كيخسرو شاهرخ ، تهران 1380

10: گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 -  بخش پنجم / پنجه ، روزهاي فروردگان  ص 211

11: گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 / بخش  پنجم / جشن فرودگان و پنجه  ص 203

12: گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 /  بخش چهارم / گاهنبار ها ، فصول شش گانه سال ص 177

13: گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 / بخش دوم / سال و ماه و روز شمار آن  ص 79 

14: - گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 /  بخش چهارم / گاهنبار ها فصول شش گانه سال ص 181 

15:  فرهنگ  بهدينان ، گرد آوري جمشيد سروشيان ، تهران 1335 ، ص 147_ 146

16:  _ گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 / بخش ششم / اهداي آجيل و هدايا در چهار شنبه سوري  ص 237

17:  ايرانشهر جلد اول ، بخش هفتم ص 230-229و 235

18: گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 / بخش ششم / آهداي آجيل و هدايا در چهار شنبه سوري ص 237  همينطور  بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوري ص 258_259

19: گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 - بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوري  ص 259

20: گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382  / بخش ششم / آهداي آجيل و هدايا در چهار شنبه سوري ص 237

21:  گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382 بخشش ششم / مراسم چهار شنبه سوري / ص 253_ 254

22:  گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382  / بخش ششم /  مراسم چهار شنبه سوري / ص 254_255

23:  نوروز در ميان كرد ها  ، نوشته دكتر صديق صفي زاده ، تهران 1350 خورشيدي ، ص 17_16و 27_28  

24:  گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382  / بخشش ششم

25:  گاه شماري جشن هاي ايران باستان ، به كوشش  هاشم رضي ، تهران 1382  بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوري ص 257

26:  فرهنگ مردم سروستان ، تاليف صادق همايوني ، تهران ، 1371 ، ص 409

27: فرهنگ مردم سروستان ، تاليف صادق همايوني ، تهران ، 1371

28:  تاريخ تمدن / ويل اريل دورانت ، 1367 تهران/جلد اول  /  فصل سيزدهم ، امپراطوري پارس  / ص 407 

 

 

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

احوال پرسي از ايران ( سنندج)

 

//////////////////////////////////////

زن

 


ميگويند ....:

در آغاز ،هيچ نبود ،

كلمه بود ،

و آن كلمه خدا بود ........

خدا آفريدگار بود

و چگونه ميتوانست نيافريند ؟

و خدا مهربان بود

و چگونه ميتوانست مهر نورزد ؟

و پس از فرديت دراز او .... آفرينش بود .... پس او آفريد ، زمان ميبايد ميگذشت و گذشت..... او خواست پروردگار بنامندش !

آنچه از مهرباني و قدرت او پديد آمده بود او را ديد و شناخت و آموخت مهر ورزيدن را .....

آنكه آفريده شده بود " قطره اي ... شايد كوچكتر از قطره اي بود از درياي مهر و محبت .......چنان كه قطره چون دريا زلال و بي الايش است او نيز پر شد از عشق و محبت  .... اما او يكي بود ... او يك تن بود .... فرد بود ... شايد نميدانست اما آفرينش فردي ديگر نيز در عمق مرموز  اسرار نهان خويش داشت

 فرد اول تنها بود و ميبايد ديده ميشد ... دو چشم آمد و او را ديد ... فرد اول هم او را ديد ....چه زيبا و با شكوه بود پس از آن همه نبودن حال بودن......فرد اول كه از تنهايي ميهراسيد حال تنها نبود هم كلام با هم واژه اي درك كردند به نام "ما" ....آن دو فرد  از تنهايي رها شدند .... نام رهايي خويش را آرامش نهادند ..... فرد اول كه لطافت و زيبايي عشق را به چشم ذهن ديده بود در وجود فرد دوم تجسم كرد ..... پس از آن فرد اول  نام اين آموزگار لطافت و مهر اين اولين معناي با هم بودن و سبب درك آرامش را را زن نهاد ....! زن بود تا او باشد و او بود تا زن باشد.......زن نام حاصل ديدگانش را مرد نهاد ......  زمان نه بسيار درازي گذشت مرد زن را ميديد و زن مرد را ...

چه بسيار چهره داور حق جهان كه بين آن د و به مساوات وديعه نهاده شد ... مرد در وجود زن آنچه هستي از او دريغ كرده بود "تا حدي نزديك به لطافت مطلق" را ميديد و زن در وجود مرد آنچه ازو دريغ گشته بود " تا حدي قدرت مطلق " را ..... و اين دو چهره درك شدند با واژه اي بنام "ما"

  زمان آنچنان كه از حقيقت جوهرش بر مي آيد مامور فراموشي شد .....

بيهوده ترين سوال اين بود .....: چه كسي اول ديد ؟!

پس از آن شب تيره  تنهايي آفتاب و ماهتاب  شوخ روزگار در پي هم آمدند و زمين وآسمان،  زمان و مكان .... گويي تمام هستي لال ! يكپارچه به خواست پروردگار مامور رشد و بلوغ آن حس مرموز  شدند كه پيام آور شكست خفقان فرياد هستي بود  ... حسي كه باز گويد پيام هستي گنگ را به زباني و بسرايد دليل آفرينش او را ....

 و چنان سيبي از جنس شناخت و فهم حس شود تا  تمام فرشتگان ببينندش... سيبي كه دو نيمه داشت ... 

"...نيمه سيب ، سيب نيست...."

دو نيمه سيب در كنار هم سيب شدند و ديده شدند

.....حال.....آن دو  ميبايد به حكم جوهر وجود خويش مي آفريدند چنان كه پروردگار آنان آفريد ...."چنان كه قطره زلال است چون دريا......

انسان از آفريدگار بود و ميبايد عشق ميورزيد ..... خدا عاشق آفريدن بود .... چه معشوقي براي آن دو تن برتر از آن بود كه پس از يگانه معبود جهان خود بيافريند ...؟!  و به خواست خداوند دو  فرد ازين هستي زوجيت را رقم زدند وخواستند خود نيز بيافريدنند .....به سبب اين آفرينش مقدس پس از آسمان عشق به آفرينش در زمين نيز آفريده شد ....! اما بشكلي تازه...." در ميان بي شمار طرح جهان طرحي نو بود ....

درين آفرينش انسان تنها نبود "ما" بود ...... و زن گلدان گل نو رسته باغ دنيا شد ..... با محبت و نيكو ...... از شيره جان خويش چنان كه خداوند از روح خويش در وجود او دميد در وجود غنچه نو رسته دميد ..... زير پاي غنچه بود با تمام بزرگيش تا او سر فرازي را بياموزد ......آري زن اولين نديم نيكو سرشت و پاك نيت تقدير آفرينش دوم گشت ....و چه نيكو آنچه آفريدگار جهان بر دوشش نهاد با عشق و ايثار و پاكدامني  همراه با نيكو ترين فطرت الهي اش "خلوص"  چون نمازي كه بر قبله هستي اقامه شود آن  كه در دو سوي او دريايي از خواست هاي اهريمني موج ميزد ...... به انجام رسانيد

نيتش با پندار نيكو ،فراتر از خود خواهي و اولين دليل بودن ادامه زندگي و "آفرينش " بود

و با كردار نيكو قدم بر راه ادامه آفزينش و باز زيستن نهاد .....

سپس صداي گريستن اولين نوزاد جهان در منتهاي تكرار فناي آن دو تن  به گوش هستي لال كه در غروبي سرد به انجام زيستن بشر مي انديشيد رسيد....

زجه هايي كه نه از درد  ...كه در اعماق خود شادباشي از ادامه سرود بودن ميداد

پس از آن زن چنان كه آفريدگار پروردگار شد ،مادر شد ...... وجودي شد يكسره پاكي و نيكي  بيرق دار خواست آفريدگارش گلداني زيبا براي نوگل حيات 

با گفتار نيكوي خويش به اولين نوزاد گنگ جهان سخن گفتن آموخت ...... با همه وجود معناي خير و شر آنچه با جان خويش درك كرده بود بدو اموخت ..... خير را آموخت تا بداند بايد خوب زيست و شر را آموخت تا خير درك شود ......

از آن روز ها بسيار ميگذرد و چه بسيار از خير گفتند و چه بسيار از شر

اما اولين كلام گويندگان مادر بود ......

مادر جانشين خداي مهر و صفاست ،جانشين خداي اولين معناهاست .......

با نگاه آميخته به سكوتش به نوزاد بشر صفا و مهر بي توقع را مي آموزد

از شيره جان خويش زندگي ميبخشد و به واژه اي گنگ و بي رنگ، رنگ مي بخشد و ما آن را ايثار ميبينيم

پا به پا نوزاد اولين گام ها را بر داشت و نوزاد معناي كمك كردن را آموخت

هر روز در گوشه گوشه اين اقامتگاه بزرگ  باز هم همان صداي تكراري را ميشنويم ... اولين زجه عميق يك نوزاد

وين بار خبري نو در اعماق خود پنهان ساخته

خبر يك آفرينش نو .... خبر از آغاز يك دنيا گذشت و خلوص .......خبر ميل به بقاي نوع خويش

خبر آغاز دوباره دريايي از عشق به آموختن و همراهي بي توقع براي ياد گرفتن ، آسماني از مهر و محبت به آفريده آفريدگار .....

گويي هر مرد و زن دانا  همراه همه فرشتگان  آسماني سر بر سجده اين نديم پاك نظام آفرينش گذارده با قلبي تپنده كه حق شناسي  را زمزمه ميكند  سر تعظيم در برابر اين جانشين آفريدگار و پروردگار فرو آورده

و با نگاهي آميخته به مهر و خلوص خويش در ميان چين صورت او زيبا ترين تصوير از گذشت و مهرباني را ميبيند

آنها با تو و من  و تمام فرزندان حيات بشر  فرياد ميكنيم يك صدا در دشت سر سبز  وجدان حق شناس خويش

و عبارتي زيبا تر و گويا تر ازين نميابيم براي تقدير از اين اولين آموزگار عشق و محبت و تمام معاني جهان  :

مادر امروز و هر روز دوستت ميدارم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:59  توسط فرشيد  | 

تعطيلي‎‎ برج‎ ايفل‎ به‎ علت‎ يخ‎ زدگي
07:23:18 ق.ظ
پاريس‎‎ ـ در پي‎ بارش‎ برف‎ در پـاريـس و يـخ‎ زدگي‎‎ ناشي از آن‎ برج‎ ايفل‎ بسته‎ شد.
به‎‎ گزارش‎ شـبكـه پنـج‎ تلـويــزيــون‎ فـرانسـه‎‎, علاقه مندان‎‎ بازديد از اين بـرج‎ نمي‎‎ توانند به‎ علت‎ يـخ‎ زدگـي از آن‎‎ ديـدن كنند.
هم‎ اكنون‎ برف‎ و سرما بسياري‎ از نقاط اروپا را فراگرفته‎ است‎.
باران‎‎ سيـل‎ آسـا و بـرف‎ سـنگـيـن در اسپانيا موجب‎ اعلام‎ حالت‎ فوق‎ العاده‎ شد.
در انگليس‎ هم‎ بارش‎ برف‎ و يـخبـنـدان‎ شمار زيادي‎ از مدارس‎ را به‎ تعطيلي‎ كشاند.
برف‎ سنگين‎ زندگـي‎‎ ژاپنـي هـا را هـم‎ مختل‎ كرده‎ و تاكنون‎ پرواز 56 هواپيما لغو شده‎ است‎.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:50  توسط فرشيد  | 

امروز پنج روز از محاکمه مايکل جکسون در دادگاه سانتا ماريا در کاليفرنيا می گذره. مايکل جکسون به اتهام آزار جنسی بچه ها به اين دادگاه احضار شده و از لحظه ای که اين جريان شروع شد، اخبارش لحظه به لحظه در روزنامه ها، اخبار و وب سايت های مختلف منعکس شده.


خلاصه انقدر ماجرای دادگاه سلطان پاپ سر و صدا کرده که در ايران هم يک سری از جوونای طرفدارش غيرتی شدن.

مايکل جکسون متهم است که دو سال پيش يک پسر بچه سيزده ساله رو فريب داده تا با اون همبستر بشه.

اما داخل ساختمان دادگاه چی ميگذره؟ قاضی "رادنی ملويل" با قرائت اتهامات مايکل جکسون دادگاه رو شروع کرد و متقابلا وکلای مدافع، خانواده شاکی رو متهم به باجگيری از مايکل جکسون کردن.


دادستان به هيات منصفه توضيح داد که دنيای مايکل جکسون از پارسال يعنی زمان پخش يک فيلم مستند درباره زندگی او، زير و رو شد.

در اين فيلم مايکل جکسون می گه من عاشق بچه هام و حتی اقرار می کنه که بارها با بچه ها روی يک تخت خوابيده. مايکل می گه از نظر اون اشکالی نداره که مردی به سن او با بچه های غريبه روی يک تخت بخوابن.

سازنده اين فيلم، مارتين بشير خبرنگار بريتانيايی، روز چهارشنبه برای شهادت به دادگاه احضار شد اما به هيچ سوالی پاسخ نداد و گفت فيلم من گويای همه چيز هست.

اما اون طرف دنيا در ايران طرفدارهای مايکل جکسون بيکار ننشستن و همين دو سه روز پيش حدود ۶۰ نفرشون، پلاکارد به دست رفتن تو خيابون تا حمايت خودشونو اعلام کنن.


حميد يکی از طرفدارای پروپا قرص مايکل که خودش در اين تظاهرات شرکت کرده و يک سايت هم در اين رابطه به راه انداخته گفت تظاهر کنندگان از بابل، اهواز، اصفهان، شيراز و غيره در تهران جمع شده بودن و با شعار دادن از مايکل جکسون حمايت می کردن.

اما در حاليکه حميد و بقيه طرفدارای مايکل جکسون حمايت بی دريغشون رو نشون ميدن، دادستان هم مدارکی رو به دادگاه ارائه داده مبنی بر اينکه مايکل صدها مجله سکسی به بچه هايی که به خونش دعوت می کرده نشون می داده. تا جايی که حتی اثر انگشت اونها روی اين مجله ها پيدا شده.


دادستان همچنين از قول اون پسر بچه شاکی تعريف می کنه که چطور مايکل جکسون اون رو روی تخت خودش در نورلند مورد تجاوز جنسی قرارداده.

به هر حال اين پرونده وحشتناک تا به حال ۱۵۰۰ خبرنگار رو به سانتا باربرای کاليفرنيا کشونده و يک جوری زندگی مردم اونجا رو هم به ريخته. بيرون دادگاه شده پر از دکه های اغذيه فروشی و نوشابه فروشی. تمام کازينو ها و هتل ها پر شدن از مردمی که برای تماشای اين سيرک به اونجا اومدن. به نظر گری کل من يکی از همين خبرنگارايی که رفتن سانتا باربارا پوشش ديوانه وار خبری اين پرونده همه چيز رو در اين شهر مختل کرده.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:45  توسط فرشيد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:42  توسط فرشيد  | 

Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - Internet Store and Ecommerce Solution Provider - High Speed Internet
Popular Searches:     dvd rental     footwear     shoes     
                                    
      
   
   
     
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:40  توسط فرشيد  | 

با هم . . .

 

یک سال پیش بود .... آن اتفاق سرد....

آن بلای زمینی و ... آن کاووس وحشتناک

گذشت .... یک سال ... از لرزش تمام دلهای ایرانیان که نه ریزش تمام دلهای جهانیان

یک سال ... گذشت از گریه ایران

آن گاه که زمین به پا خواست

 

یاد تمامی قربانیان زلزله ی دلخراش بم گرامی و روحشان شاد باد

و از درگاه خداوند برای تمامی بازماندگان صبر و بردباری بر این مصیبت و برای خود عبرت ( برای جلوگیری از این مصیبت ) را خواستاریم

***

 

امروز می خوام از یک زاویه ی دیگه به این مسئله نگاه کنیم

متن زیر رو بر اساس نوشته ای از کیوان احتیاط کار ( نویسنده و روزنامه نگار ) نوشتم.

 

بم را به خاطر دارید؟؟ یادتان هست چه شتابی برای کمک رسانی بود؟ حیف هر وقت به آن روزها و امروز فکر می کنم از دست دادن فرصت ها را بیشتر می فهمم. حادثه ای پیش آمده و کاری از دست کسی ساخته نبود. چه قیل وقالی بود آن روزها !! بمی ها همه زمستان را گرم بودند از داغداری و حال در این سرما با داغ عزیزانشان  خود را گرم می کنند . بیش از سه هزار کودک بی سر پرست!! آن ها را دست چه کسانی سپرده ایم؟؟ برای دو هزار زن بی سرپرست چه تدبیری اندیشیده ایم ؟؟ گر چه من با اصل این مفهوم همسو نیستم یعنی چه زن بی سرپر ست؟؟ آیا مگر کسی آماری از مردان بی سرپرست در دست دارد؟

مشکل بم فقط خانه سازی و توزیع ارزاق نیست این مردم تازه چشم باز کرده اند تا به حال که نقش اول نمایش بودند.در کوران فاجعه وقتی آمار ارسال کمک های نقدی وجنسی را می شنیدم ته دلم میگفتم حق ان هاست باید شهری زیبا و خاطره انگیز بر پا شود تا یادآور یک شهرباستانی و نجیب باشد ولی انگار ریاضی من خیلی ضعیف است آخر هر جور ضرب تقسیم میکنم تنها کمکهای خارجی برای این منظور کا فی به نظر میرسید .البته من فقط ضرب کردم وتقسیم را محاسبه نکردم .در خبرها خواندم تازه آقایان به این نتیجه رسیده اند که چند ساختمان برای نگهداری بچه ها بسازند ...چرا باید این همه تاخیر داشته باشیم؟؟

نه به آن دستپاچگی کلنگ پنج هزار خانه را به زمین بزنیم که هنوز شورای شهر بررسی می کند محل مناسب احداث شهر جدید را بیابد و نه این فراموشی......

خدا را شکر که بمی ها آن روزها برق نداشتند که ببینند این صدا و سیما از این آب گل آ لود چه ماهی هایی می گیرد. خدا برای

آقایان ساخته بود روز وشب فقط ویژه برنامه وجنگ و مسابقه با حضور چهره ها برای جمع آوری کمک از (((مردم))) برای (((مردم))) مصیبت دیده ی بم ( بیاید کمک کنید چشم آنها به دستان پر توان شماست ... و دهها تعبیر تحقیر آمیز دیگر)

مگر خارجی ها این گونه عمل کردند ؟؟ می دیدید با چه نظم و آراستگی سرشان به کار بود؟ بی هیچ حاشیه و منتی ؟ و چه افسوس می خورند که می توانستند بهتر از این موثر باشند اگر وقتها هدر نمی رفتند؟ راستی آنها چه طور نظم و برنامه ریزی را آموخته اند ؟؟ ژنتیکی که نیست تازه اگر هم که باشد ژن ما که قویتراست؟!!! ......................

باید در کنار مسوولین اجرایی چند تن برنامه ریز هوشمند هم حضورداشته باشند وحقوق بالایی هم بگیرند وبدون منت وظیفه داشته باشند که برنامه ریزی کنند. آری... اگر احساس ضعف می کنیم چه اشکالی دارد مربی خارجی استخدام کنیم؟ حداقل این است که آنها را می شود نقد کرد .

تعارف به کنار یا بلد هستیم که حکایت این چنین نیست ویا باید بلد شویم چه عیبی دارد؟ می دانم در دل می گویی بیش از دوهزار سال پیش مردم دیگر نقاط جهان را درس نظم و برنامه ریزی می دادیم . درست اما حالا همین است که هستیم واگر هم بخواهیم به دنبال مقصر بگردیم بیشتر از این عقب می مانیم ... .

من هرگز خواهان تمدن غرب نبودم و بر این باورم که در مزارع و باغات بسیار زنده تر خوش تر می زیستیم تا این تمدن نصفه ونیمه شتر سواری دولا دولا... تمدن همان بود که ساسانیان داشتندهمان که کورش داشت تمدن واقعی همان بودکه بر روی زمین کار می کردیم و درو می کردیم وقتی متمدن بودیم که به تولید خودمان میبالیدیم..

آری ..... تمدن .......

و حال دیگر کار از کار گذشته و تا پیشانی در گرداب تمدن غرب فرو رفته ایم پس تا فرصت هست باید آموزش ببینیم وخیال نکنیم همه چیز را فوت آبیم. حالا دیگر آنقدر باید بیدار شده باشیم که اجازه ندهیم مشاور خارجی بشود قیم و بهره برداری شخصی بکند. باید از دانش و تجربه آن ها سود ببریم .باید یاد بگیریم چگونه می شود تملق نگفت ؟ چه طور می شود از دروغ فاصله گرفت ؟ چه طور می شود از حداقل امکانات حداکثر استفاده را کرد؟ کاری که این ژاپنی ها کردند. مگر چی از خودشان داشتند مگر ژاپنی ها برق را اختراع کردند و یا تلفن را وشاید قبل از رازی خودمان الکل را آنها اختراع کرده بودند وشاید بزرگترین زخایر نفتی و گازی را دارند ......... نه...... تاریخ وگذشته افتخارآفرین آنها فقط سامورایی ها و وحشی گریهای آنان است و بارز ترین ویژگی سرزمینشان زلزله خیز بودن آن است . نه قصد توهین به هیچ قوم و نژادی را ندارم ، فقط برای خودمان متاسفم  ..... آنجا نزدیک به 8 ریشتر زلزله می آید وفقط یک کشته می دهد(ان یکی هم لابد پیرزنی بوده که دنبال بهانه ای برای مردن میگشته است) ولی اینجا 6 ریشتر چهل هزار  کشته.............................. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه دوستان حال ما حتی نمی توانیم یک ماشین ژاپنی یااروپایی را منتاژ کنیم در حالی که هم استعداد های علمی و هم نیروی انسانی مشتاق به کار و هم امکانات و منابع طبیعی بسیار داریم . فقط مشکل عدم برنامه ریزی مدیریت و صداقت مسئولان کشوری است.

از هم اکنون مبارزه ی خود را آغاز کنیم زیرا برنامه ریزان آینده ما جوانان امروز هستیم.

 

با هم و دست در دست هم نه دست بر دست هم

 

***

دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت ِ جان خویش

 

ستون به سقف تو می زنم اگر چه با استخوان خویش

 

*

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

یا ضامن آهو

 


به وسیله ی یکی از دوستام با اون آشنا شده بودم . رضا رو می گم . یه جوون بیست و سه ساله که البته چهرش و حرکات و رفتارش بیشتر از اینها نشون میداد . خیلی مودب بود و همیشه سعی میکرد لفظ قلم صحبت کنه . با ظاهری خیلی ساده و بی آلایش .

سال آخر دانشگاه بود ، و تو رشته کامپیوتر (سخت افزار) درس می خوند .تو دانشگاهشون شاگرد اول بود .

درسش به حدی خوب بود که کلاس های حل تمرین بعضی از دروس دانشگاهشون رو استادهای دروسشون به اون واگذار کردند.

همین مسئله باعث شده بود که سایر دانشجوها ارتباط نزدیکی با رضا داشته باشند و اغلب هم به خونشون رفت و آمد داشته باشند . کمتر کسی بود که با رضا آشنا باشه ولی در مورد معلومات ، رفتار و منش کم نظیر رضا این طرف و اون طرف صحبت نکنه البته بعضی ها هم از این موضوع تعجب کرده بودند که با این که خانواده ی رضا وضیعت مالی خوبی نداشتند ، چه طور رضا اینقدر تونسته بود تو برنامه هاش موفق باشه .

رضا تک فرزند خوانودشون بود البته تک فرزند خانوادشون شده بود ، پدر و مادرش قبل از اون داغ از دست دادن پسرشون رو تو جبهه های جنگ دیده بودن پسری که بهای خون اون رو برای دفاع از وطن داده پرداخته بودن ...

آشنایی من با رضا همونطور که گفتم فقط از طریق یکی از دوستانم که با رضا هم دوست بود صورت گرفت و غیر از این ما هیچ نقطه مشترک دیگه ای با هم نداشتیم . . . ولی چیزی که من رو علاقه مند کرد که با اون در ارتباط باشم ( هرچند اندک) این بود که درشخصیت رضا چیزهایی رو پیدا کردم که تو جوونهای امروزی خیلی کم میشه پیداشون کرد.

به هر حال من رضا رو همیشه به عنوان یک پسر نمونه مد نظر داشتم . . .

تا این که همین هفته ی پیش بود .... بله هفته پیش بود که دوستم رو تو دانشگاه دیدم ... دیدم که بر خلاف معمول خیلی ناراحت و پریشونه . ازش پرسیدم که چی شده ؟

و جوابم رو داد که : ( رضا رو یادت می آد .... همون دوستم که سال آخر کامپیوتر بود و تو ، چند بار ... ؟ )

حرفش رو قطع کردم و با نگرانی ازش پرسیدم ( خب آره ! . .. طوری شده ؟؟؟!! )

( _ طوری که نه .. . یعنی آره .... اون الان تو بیمارستانه و تو حالت کماست ... قاصدک .... رضا داره میمیره )

خشکم زده بود ... اصلا باورم نمی شد که چی شنیدم دوباره پرسیدم ( شوخی نکن .... تو که همین دیروز در موردش صحبت می کردی و می گفتی که قراره شنبه رضا پروژت رو واست کامل کنه و بهت تحویل بده )

(_ درسته همین دیروز بود ... و همین امروز بود که با اون تلفنی صحبت میکردم ولی چند ساعت پیش به من خبر دادن که رضا تصادف کرده و تو بیهوشی ، میگن ضربه ی مغزی شده و . . . )

با توجه به شناختی که از دوستم داشتم میدونستم که شوخی نمی کنه و قضیه جدیه . . . بقیه مکالمه ی من و دوستم مهم نیست مهم این بود که رضا ...

خیلی حالم گرفته شده بود ، اصلا نمی تونم وصف کنم که چه حالی شده بودم ...

باز هم مثل همه مواقعی که یه جایی می مونم یا گرفتار می شم . . . به امام رضا متوسل شدم مثله همیشه.

رفتم و تو همون خلوت همیشگی که از اون جاست که قاصدک خبر ها و آرزوها ، امید ها و دعا هاش رو به امام رضا میگه تا شاید واسته ای بشه و ضامن قاصدک بشه پیش خدای بزرگ ، آخه امام رضا پارتی قاصدکه.

یادمه خیلی وقت پیشا بود که خانمی از اقوام خیلی دورمون از تهران اومدند مشهد با این که آنچنان اعتقادی به امام رضا و سایر ائمه نداشتن اومدند و از امام رضا خواستن تا شفا شون بده ، امام رضا هم جوابشون رو داد ، و اون خانم بینایی خودش رو بدست آورد و بعد از اون برای همیشه از تهران اومدند و مشهد زندگی کردند ، خودم با همین دو تا چشمام دیدم پسرکی رو که قادر به راه رفتن نبود و از روستا روی صندلی چرخدار اومده بود مشهد و با نظر امام رضا رو پاهای خودش ایستاد و با دو تا پای خودش برگشت به روستاشون....

اما نمی دونم چرا با این همه این بار هم همه اینها رو از یاد برده بودم .

به هر حال باز هم رفتم سراغش تا واسم پارتی بازی کنه...

گفتم :

( آقا جون سلام ، می دونم که این روزها سرتون شلوغه ولی لطفا یه نگاهی به این قاصدک کوچولوی خودتون بکنید

این دفعه با دفعه های قبل خیلی فرق داره . من این دفعه نیومدم مثل دوران بچگی هام که دبستان می رفتم، دعا کنم که یه کاری بکنید که فردا یه عالمه برف بیاد تا مدرسه ها تعطیل بشه ، نیومدم مثه ترم قبل دعا کنم که یه کاری کنید که بتونم درس " موازنه " رو پاس کنم و یا مثه . . .

البته لطف شما همیشه شامل حال من شده هیچ وقت یادم نمیره که . . .

ولی این دفعه واسه خودم دعا نمی کنم ، این دفعه اومدم که ازتون بخوام که جون یه جوون رو نجات بدید خودتون که بهتر می دونید که اون چه جور آدمی .. . . ، اصلا چرا خدا دست می ذاره رو این جور جوونا ، این همه جوون آس وپاس سر کوچه و خیابونا هست حالا چرا همین یکی ، مگه نمی دونید که تنها بچه ی خانوادشونه ، فکر مادرش رو کردید ، مطمئنم که روی من رو زمین نمی زنید ...، بله اشتباه کردم نباید در مورد جوون های آس وپاس سر کوچه ها همچین دعا یی رو میکردم ولی آخه رضا و پدر و مادرش غیر تو کسی رو ندارن ، تو هیچ بیمارستانی هم آشنا ندارن ، می دونم که روی من رو زمین نمی زنید و نه به خاطر من بلکه بخاطر خود رضا که هم نام شما هم هست اون رو نجاتش میدید تا زنده بمونه

از شما آقا جون به ما خیلی رسیده .....)

چند روز گذشت ولی رضا هم چنان تو حالت کما بود...

تا این که یه روز دوستم زنگ زد و گفت .... رضا به هوش اومده ..... خیلی خوشحال شدم و با خودم فکر کردم که دعام چه زود مستجاب شد .... ولی دوستم ادامه داد که رضا به هوش اومده ولی هیچ احساسی نداره .... هیچ کس رو نمی شناسه و حافظه اش رو به کلی از دست داده ، هیچ کدوم از اعضای بدنش رو قادر نیست حرکت بده و... یعنی رضا ی ما اون پسر نمونه ای که ما همیشه می شناختیمش تبدیل شده به یه موجودی که فقط و فقط نفس می کشه . .. دکترا گفتن که از همین می ترسیدند که به هوش اومدن رضا به این صورت باشه و تا آخر عمرش به خاطر جابجایی مهره های ستون فقراتش معلول بشه که متاسفانه این طور شده ولی گفتن که باید امیدتون به خدا باشه و . . .

باز هم حرفهای دوستم برام بی اهمیت شد و ...

رفتم دوباره سراغ امام رضا ، این بار دیگه هیچ امیدی نداشتم ، آخه بد جوری ضایع شده بودم فقط خواستم یه جورایی ازش شکایت کنم ، آخه خودم رو طلب کار می دونستم.........

( _ باشه ... ولی این رسمش نبود ... فکر کردید که کارتون خیلی درسته ؟؟ ... تقصیر منه که فکر کردم شما همون قدر که برای یه آهو ارزش قائلید واسه یه انسان ، واسه یه جوون با هزار امید و آرزو هم ارزش قائل هستید

ولی مثل این که در اشتباه بودم .... درسته من گفتم نگذار بمیره ... اما نه این جوری.... این خونواده چند بار باید داغ از دست دادن بچه هاشون رو بکشند ، اون یکی پسرشون رو که در راه خدا دادن بسه شون نبود ... آخه چرا ..؟؟ حالا فکر مادرش رو کردید اون که از اون یکی پسرش و حالا این هم از این یکی که باید تا آخر عمر تر وخشکش کنه ...

حداقل به من بگو چه حکمتی تو کاره تا حداقل ما هم بدونیم ......

باشه.... شما می تونید هر کاری بکنید ولی این قرارمون نبود)

بله من از امام رضا پیش خودش شکایت کردم شاید اصلا بهش شک کردم .... و یادم نبود که ...

 

 

چند روز نبودم .... پنجشنبه رسیدم خونه ... اولین کاری که کردم با دوستم تماس گرفتم خودم رو برای شنیدن هر خبری آماده کرده بودم دوستم در جواب این سئوال که از رضا چه خبر با خنده جواب داد (_ بابا کجایی تو قاصدک رضا حالش خوبه خوب شده الان هم شازده مرخص شدن و تو خونشونند......

با تعجب گفتم ( مرخص شده ؟؟!! چه طور ممکنه ...)

( _ حالا که شده .... دکتر ها هم تعجب کردند ..... از همون دوشنبه که تو رفتی روز به روز حالش بهتر شد اول حواسش اومد سر جاش و بعد هم تونست اعضای بدنش رو حرکات بده .... تا این که همین امروز مرخصش کردند رفت البته هر چند می تونست که رو پاهاش بایسته ولی دکتر توصیه کردند که تا یه مدت با ویلچر حرکت کنه تا کاملا خطر رفع بشه...)

نمی دونید چه احساسی داشتم ، من که هیچ وقت آدم احساساتی نبودم اشک تو چشمام جمع شده بود ، نمی دونم چرا ، اشک شوق و خوشحالی بود از خوب شدن رضا ، یا از روی خجالت بود از امام رضا

من اونقدر پیش امام رضا شرمنده بودم که دیگه روم نشد باهاش صحبت

فقط این رو میگم که باز هم مثله این که تو یه امتحان دیگه رد شدم

 

<><><><><><><><><><><><><><><><<><><><><><><>><><>

هرچند که کمی دیر شده ولی خب این چند روز نبودم راستی داستان بالا کاملا حقیقت داره .

به هر حال دوستان خوبم :

ولادت با سعادت امام رضا ( که سلام و درود خدا بر او باد )

مبارک باد

 

*

 

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

یلدا

 


 

شب یلدا

خانه مادر جان

بوی سیب

بوی آجیل

بوی نارنگی نارنجی پاییز

بوی تاریکی و سرما

بوی شبِ بلند و ،گرم یلدا

من و مادر بزرگ تنها

 

تنهای تنها

. . .

/ _ قاصدک بنشین کنارم مادر

وای ببین با خود چه کرده این پسر ، یخ زده است

 

چای دم کشیده است مادر چای داغ ، تنت را گرم می کند بریز /

_مادرم خون وجودم به جوش است لبریز ، چای که هیچ

مرهمی کو ؟ که یخ را در دلم آب کند ، دلم را گرم کند

. . .

 

پی شوق فرار بخار سماور رفتم

تا سقف اتاق

غر غر او مرا باز گرداند

حرارت و عشق به کار در دلش موج زند

با جوش و خروش        / انار/

قاب عکس پدر بزرگ به یادگار

روی دیوار         /انار/

بوی او هست هنوز در خیالم انگار

چه شعاعی دارد این ، همان گردش روزگار       /انار/

/ _قاصدک قاصدک !! /

_ هان!

/ _ کجایی مادر؟! /

_هیچ

/ _بردار /

_چه ؟!

/ _انار دوست نداشتی مگر /

اناری بدست می گیرم و خندم

که گم شده بودم در اتاق

من اناری را می کنم دانه به دل می گویم ؛

خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود ،

می پرد در چشمم آب انار ؛

اشک می ریزم

مادرم می خندد

خب منم می خندم

زندگی دانه اناری است

که گر سخت بگیری آن را

می ترکد،ناگاه

 

. . .

شب یلداست

خانه مادر بزرگ

من و مادر جان تنها

چای خوردیم روی گلستان قالی

کاش می شد دسته گلی از آن باغچه را می چیدم

و به پای مادرجان می ریختم

اما نه

گل همان خوش تر است که در بوستان ، در گلستان باشد

در فرش

گهگداری قدمی چند زنی در گلستان و گلی را ببویی با چشم

تا بردت تا عرش

گل قالی گلی ست که همیشه گل است

هر چه لگدش کنی باز همان هست که هست

 

. . .

 

چه خبر است امشب خانه مادر جان

همه هستند

مهربانی هست ، سیب هست ، ایمان هست

و مادر بزرگ امشب هم میزبان است

به او می گویم بگو از یلدا

بگو از طلوع ِ صبح فردا

تا صبح عقربه های ساعت راه درازی دارند

آهی کشید و گفت : . . .

...

نه هیچ نگفت

پس هیچ نگفتم دیگر

 

نگذاشتم که دریای سکوت مرا در روح خودش غرق کند

در غرغر آب سماور بپزد

 

و باز هم بوی سیب

دسته سیبی دیدم همه سرخ از شادی

سیبی را چنگ زدم با پنجه دل

به یاد این مصراع سپهری رفتم باز تا عمق دلم

رو به مادر گفتم

زندگانی سیبی است گاز باید زد با پوست


مادرجان می خندد و ...

 

می گوید از سیب

/ ؛ آری قاصدکم گاز باید زد آنهم با پوست اما

امان از ، دست و دلهای کثیف

دستانت را با سخاوت کن تمیز

چشمانت را با گریه

چهره ات را با خنده

کلامت را با محبت

و دلت را با عشق

سیقل ده ، صاف و تمیز

حال سیبت را گاز بزن با لذت آبی ِ صفا

. . .

 

شب یلدا

همه تنها

من و مادر بزرگ و . . . خدا

 

. . .

 

*


سلام دوستان عزیزم شب یلدا ی همگی مبارک

شب یلدا بر همه ایرانیان شیرین باد

در مورد این شعر هم می دونم شاید یه جورایی باشه ولی واسه من چیزی که مهمه احساسم در مورد این شعر که دوستش دارم.

خدا رحمت کنه مادر بزرگ و پدر بزرگ عزیزم رو که چند صباحی است که کوچ کردند از این دیار ، روحشون شاد و یادشون گرامی ،

البته من هنوز یه مادر بزرگ وپدر بزرگ گل و مهربون دیگه هم دارم که از این بابت خدا رو همیشه شکر گزار بودم و آرزو کردم تا صد و بیست سال دیگه هم واسه ام حفظشون کنه

به هر حال شب یلدا ما ایرانی ها همیشه به فکر بزرگترا مون می افتیم کاش که همیشه به فکرشون باشیم.

در این شعر ( البته اگه بشه اسمش رو گذاشت شعر) ابیاتی که با رنگ آبی نوشته شدند از سهراب سپهری است ، من این طرز استفاده از اشعار بقیه رو به حساب ( تضمین ) می ذارم .

جا داره از سهراب عزیز هم یادی بکنم (هر کی ندونه فکر می کنه پسر خالشم ) کسی که با تک تک اشعارش من زندگی می کنم ( به لینک سهراب سپهری در قسمت دوستان هم سری بزنید)

 تو این شب حافظ رو از یاد نبرید.

البته این شعر حالا حالا ها ادامه داشت و خیلی طولانی تر از این بود ولی دیگه ملاحظه تون رو کردم.   

راستی

پاییزم رفت ؛ خدفس پاییز

سلام زمستون ، از بهار چه خبر؟؟؟

شب یلدای بلند ، گرم ،شیرین و سرشار از خاطراتی به یاد موندنی رو برای همه دوستان آرزو می کنم.

*

مرغ سحر

 

گل سرخی برای محبوبم

 

بوتیک

 


فرمودید چی لازم داشتید ؟ یک ژاکت !

دقیقا همون جایی تشریف آوردید که باید می اومدید . همین یک ساعت پیش رنگ ها و مدل های جدیدش رسید. شانس شماست دیگه ! خوب این رنگ چطوره ؟ به چهرتون هم می آد ، به تن تان هم برازنده است . از اون رنگهایی که هیچ وقت قدیمی نمی شه . نمی پسندید ؟!

البته حق دارید ، خیلی جوون پسند نیست ، یه کمی هم شما رو وارفته نشون میده . این یکی چطوره ؟ جنسش حرف نداره ! تا ده سال دیگه هم که بپوشید تکون نمی خوره ، پریروزا از مرز رد شده . بفرمایید امتحان کنید . . .

خوشتون نیومد ؟ بله درسته یه کم واستون کوچیکه ، می خواهید یه سایز بزرگترش رو امتحان کنید ، نه ؟

مطمئنم که این یکی رو رد نمی کنید . مدل یقه اش رو ملاحظه کنید . از اون کار هایی که تو بازار هنوز دیده نشده . شما از اولین کسانی هستید که این رو می پوشید . بفرمایید امتحان کنید....

جانم ؟؟ گرم نیست ؟

درسته حق با شماست تو زمستون به لباس گرمتری نیاز دارید .... مخصوصا امسال فکر می کنم زمستون سردی در پیشه ...

این هم از اون کارهای تکه . که فقط برای افراد خوش سلیقه ای مثل شما !

طراحی شده شما فقط پسند کنید ...

 

*

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

چشم تو ...

 


آنقدر از مقابل چشم تو رد شدم

تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم

منظومه ای برابر چشمم گشوده شد

آن شب که از کنار چشم تو آرام رد شدم

گم بودم از نگاه تمام ستارگان

تا اینکه با دو چشم سیاهت رصد شدم

دیدم تو را در آینه و مثل آینه

من هم دچار ِ از تو چه پنهان ، حسد شدم

شاید به حکم جاذبه ، شاید به جرم عشق

در عمق چشمهای تو حبس ابد شدم

شاعر شدم همان که تو را خوب می سرود

مثل کسی که مثل خودش می شود شدم

در حیرتم چگونه ، چرا در نگاه تو

دیروز خوب بودم و امروز بد شدم

 

 


 شعری از محمد سلمانی

*

 

دیر رسیدیم

فرشید---->>>                                                     www.fas_1353@yahoo.com


به بهانه هشتمین سالروز در گذشت زنده یاد علی حاتمی

 

«« مثل اینکه از این سینما هم دیگر باید بروم یا به قول دیالوگ یکی از فیلمهایم « طعمه دام و صید صیاد شوم » شاید این پایان عشق است و آغاز راه ، می دانید ! اگر مرگی هم هست هیچگاه برای من چیز ترسناکی نیست . همانطور که در شاهنامه ما هم نبوده ، من در فیلمهایم مرگ را ترسیم کرده ام در « دلشدگان» ،«مادر» و ... به عبارتی مرگ را تمرین کرده ام . اما شخصیت هایم را پیش از مرگ تطهیر می کنم ، هر چند می دانم خداوند عادل است و رحمان و رحیم . ولی من که در این موارد یک آدم عامی و سنتی هستم ، یا داستانهایم را با مرگ جمع کرده ام یا بیانیه های مهم فیلمنامه هایم با مرگ به تماشاگر القا می شود . شاید هم داستان بشر در مرگ و زندگی خلاصه شود ، اما بی شک مطمئنم که مرگ پایان زندگی نیست . »»

(زنده یاد علی حاتمی)

 

نیازی به معرفی ندارد ،کارگردانی که همه چیز در فیلم هایش ایرانی بود ؛ فیلم هایی چون ؛ «حسن کچل» ، «بابا شمل» ، «قلندر»، «خواستگار » ، « سوته دلان» ، «کمال الملک»، «حاجی واشنگتن» ، «هزار دستان» ، «دلشدگان» ، « مادر » و. . . که در همه از سنت ها ، مردی و مردانگی ، هنر ، فرهنگ و مناسبتهای ایرانی سخن گفت . هیچگاه این جمله حسرت بار اما پر احساس سوته دلان را فراموش نمی کنم که ؛

«همه ی عمر دیر رسیدیم»

یادش گرامی و روانش شاد باد.

*

 

فرشید  دوستدار  شما   نظر  بدهید

 

پاییزان

 


پاییز

ای فصل برگ ریز

ای آنکه بر جنازه گلهای باغ من

جز گریه

هیچ کاری نمی کنی

هر چند غیر مرگ

_ که سرنوشت مشترک برگهاست _

بر ساکنان باغ مقرر نمی کنی

ای همچو مرگ خوب و رهاننده و عزیز

پاییز !

گویم اگر دوستت دارم مثل بهار

باور نمی کنی


از پنجره به آخرین برگ  درخت سیب خیره شده ام

چه استقامتی دارد با اینکه رنگی به چهره ندارد ولی هنوز پا بر جاست

غار غار کلاغ ها نگاهم را به آسمان می برد ، آسمان را سیاهی گرفته ولی باز هم می گویم کلاغ بهترین ِ پرندگان است ،

حداقل برتری او به طاووس این است که کلاغ ها خوش بین اند نه خود بین ،

کلاغ ها جهان را سیاه نمی بینند

. . .

آهِ درخت سیب نگاهم را باز می گرداند به سوی خود

آری ...

آخرین برگ درخت هم دیگر تاب نیاورده است

درخت سیب دیگر کاملا عریان است شرم دارم که به تن او نگاه کنم

دیگر هیچ برگی ندارد

ای کاش برگ به برگ او را در تابستان خوانده بودم

و برگ سیاه بخت که به دیگر برگهای خشک و مرده ی زیر درخت سیب می پیوندد

پس چرا این چنین شادمان است؟!

رقص کنان به نرمی و آهستگی

به کام مرگ می رود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:32  توسط فرشيد  | 

سرخپوستی به تنهایی مشغول گردش در جنگل بود که تخم عقابی پیدا کرد .او با این تصور که آن تخم به  مرغهای وحشی تعلق دارد آن را در آشیانه یک مرغ وحشی قرار داد. جوجه پس از چندی به دنیا آمد . در حالی که اطرافش تعدادی جوجه مرغ می دید ، مرغ هایی که جیک جیک میکردند و عین مرغ دانه و ارزن برمی داشتند. روزی در هنگام بهار پرنده ی جوان با صحنه بسیار زیبایی روبرو شد . پرنده ای عظیم در آسمان مشغول پرواز بود و در ارتفاع بسیار بالا با زیبایی و وقار و متانتی فوق العاده زیاد پهنه آسمان را به خود اختصاص داده بود . جوجه عقاب که در میان مرغهای وحشی بزرگ می شد پرسید « این پرنده چه نام دارد ؟!! » به او پاسخ داده شد : « نام او عقاب است ! او زیباترین پرنده از میان تمام پرندگان است ...! » عقاب کوچک قصه ی ما به این فکر کرد که پرواز با این همه وقار و متانت در آسمان پهناور به راستی که چه امتیاز بزرگی محسوب میشود.

اما از آنجایی که تصور می کرد هرگز نخواهد توانست به یک « عقاب » مبدل شود ، پرنده جوان رویای خود را به فراموشی سپرد . او تمام عمرش را با این فکر که فقط یک مرغ وحشی است سپری کرد و سر انجام با همین فکر نیز از دنیا رفت.

***

تو این داستان باید «عقاب» رو دارای قابلیتهای منحصر بفردی بدونیم که همگی از کمال حکایت می کنند.چه نسلهای بی شماری که به این« جوجه عقاب» شباهت دارند و از استعداد های ناشناخته ای در وجودشون بهرمندند و از ذوق و هنر و مهارتهای فراوان برخوردارند اما خودشون بی خبرند !! ... قابلیتهایی که جامعه بشری می تونه از اونها استفاده کنه و به اونها اجازه بده که آرزوهای قلبی خودشون را تحقق بخشند !

متاسفانه اونا تو « آشیانه هایی » به دنیا اومدند که هیچ شخصیت بزرگی در پیش خودشون نداشتند تا از اونا تقلید کنند .

دوستی داشتم ( و دارم ) که بعد از چند وقت همنشینی با اون متوجه شدم که استعداد فوق العاده ای در ضمینه ی موسیقی داره ... وقتی از اون دعوت کردم که اون هم شروع کنه حداقل به یاد گیری نواختن یه ساز... به من گفت : ( نه بابا ما رو چه به این کارها ... اصلا تو خانواده ی ما سابقه نداشته ... فکر نمی کنم اعضای خونوادمون بپذیرند. به پدرم چی بگم ؟...) برام واقعا جای تعجب داشت که چرا باید یه جوون با اون همه استعداد ، با اون قدرت مثال زدنی از این مسائل واهمه داشته باشه . چرا باید از این که میتونیم آغازگر یه سبک نوع باشیم بترسیم.

چرا باید همیشه منتظر این بنشینیم که یه نفر قبل از ما شروع کنه ؟! ...

*

  • اگر من بخواهم برای کلمه « شهامت » کلمه ای متضاد پیشنهاد کنم کلمه
  •  « دنباله روی » را بر واژه ی « ترس » ترجیح می دهم .   ( وین دایر)

 

  • ساعتی میزان اینی ساعتی میزان آن     

 یک نفس میزان خود شو تا شوی موزون خویش   (حضرت مولانا جلاالدین بلخی خراسانی)

 

  • چنانچه هسته باید نخست در دل خاک بشکافد تا راز دلش در آفتاب عریان شود . شما نیز باید رنج « شکافتن » را تجربه کنید تا به « شکفتن » برسید.                (جبران خلیل جبران )

*

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:22  توسط فرشيد  | 

آهای آهای !! خبر خبر !! ...

بهار در راه است ...

سبز باید شد... سبز

 

زمستان پیر هنوز بر دامن تپه نشسته بود و کوله بارش را می بست که اولین نسیم بهار از راه رسید و آسمان سینه ی مهربان خود را برای پرواز اولین پرستوها آراست.

دانه ی کوچک با خمیازه ای کوتاه چشم خود را باز کرد ،

و به دشتی که هنوز خاکستری بود نگریست ،

و از قاصدک که بی قرار و شتابان سوار بر نسیم می گذشت ، تا آمدن بهاران را به تمامی اهالی دشت کناره ی رود مژده دهد ، پرسید :

« چه اتفاقی افتاده است ؟»

قاصدک در گوشش نجوا کرد :

« بهار در راه است ، سبز باید شد .»

 

*

سبز باید شد ... نام داستانیست نوشته ی خانم دکتر مینو مروارید... که در کتابی با همین نام از ایشون به چاپ رسیده . البته بعید می دونم که شما با خانم مراورید آشنایی داشته باشید ، خوب طبیعی هم هست ، چون ایشون یه نویسنده ی حرفه ای نیستند و شغل اصلی ایشون پزشکی و فقط گاهی به خاطر علاقه ای که به نویسندگی دارند ، دستی به قلم می برند ، من هم به لطف همشهری بودن و آشنایی خانوادگی که با ایشون داشتیم ؛ با ایشون و کتابهاشون آشنا شدم...و از این بابت خیلی خوشحالم چون به نظر من قلم معجزه آسایی دارند...

اما سبز باید شد رو باید داستان تولد و آغاز زندگی انسان و حرکت در جهت رسیدن به کمال دونست... قصه ی قدیمی بودن یا نبودن و اون مسئله ی حل نشدنی ... حکایت به آینه رسیدن و شناختن خود ...

تو این دوره زمونه خود بودن هنر از یاد رفته ای شده و چقدر غم انگیزه که ما زیر نقابی سنگین و پوسته های مجازی ، روزهای شگفت انگیز زندگی مون رو تباه میکنیم.

اما یه روز ؛ موقع خوندن یه کتاب ، یا وقتی در حال قدم زدن در آغوش طبیعتی ، و یا یک حادثه ناگوار ، باعث میشه که آدم یاد خودش بیافته ، می بینه دلش چقدر واسه خودش تنگ شده     ...    خود ِ خودش .

برای اون چیزی که واقعا هست ...جدا از همه ی تشریفات و باید ها و نبایدها .

راستی ما هر کدوممون خودمون رو کجا گم کردیم؟ چند وقت پیش بود؟ چند ساله بودیم؟ ...

به گفته ی ویراستار این کتاب :

((این کتاب برای جوانتر هاست ، شاید آنرا که بخوانند عهد کنند تا خود خود باشند ،این پیمان بزرگی است با خویشتن.))

و دکتر مروارید نویسنده ی این کتاب در مورد این داستان توضیح داده که :

((من این داستان را برای بچه ها نوشتم ، برای آنها که با دختر بهار بیگانه نیستند و لطافت وجودشان ، یادآور نرمای دستان اوست ، آنگاه که از سر مهر به دشتها بذر می پاشد .بچه ها خوب میدانند که خود بودن زیباترین است. و اما بزرگتر ها که هر یک به درون خود کودکی را می شناسند سرشار از پاکی . امید که با خواندن این داستان در باغ خاطرشان درخت هستی به بار نشیند و آنها دیگر بار ضربان قلب او را به گوش جان بشنوند و منزلت روح آفرینشگر طبیعت را گرامی بدارند. باشد که همه تلاش کنند آن باشند که در جوهر وجود خود هستند، مباد که از زیبایی زمین چیزی کم شود.))

مسیح (ع) میفرماید ... تا کودک نشوید نمی توانید وارد ملکوت الهی شوید ... کودک شدن یعنی چی ؟؟. میگن کودکان معصومند ، چون هنوز باورها و اندیشه های غلط و ناروا تو ذهن و روحشون نفوذ نکرده ...کودک شدن یعنی خالی شدن از تمام افکار نا صوابی که مثه بندهایی محکم ما رو احاطه کردند و فرصت زندگی واقعی رو از ما گرفتند ... زندگی ما واقعی نیست ...جون که هیچ کدوم از اعمال و گفتار و تصمیماتمون از خودمون نیست...

زندگی ما وبلاگیست (دستنوشته ایست ) که هر چند به ظاهر توسط ما نوشته می شود ، اما نقل قولهای دیگران است.

البته من پیش از این هم به موضوعاتی مشابه این قضیه اشاره کردم ولی به خاطر اهمیتی که این موضوع داره ... احساس کردم رسیدن بهار بتونه بهانه ی خوبی باشه که ما یه خونه تکونیه درست و حسابی بکنیم ... اول از همه این نقاب رو از صورتمون برداریم تا خودمون به جای خودمون حرف بزنیم ، بخندیم و نفس بکشیم...

بگذریم ...وای خدا چقدر نوشتم ... آدم که دیر به دیر آپ کنه همین میشه دیگه ... به هر حال در زیر قسمت اول داستان " سبز باید شد " رو (با کمی تغییرات که خودم دادم) براتون می نویسم... قسمت دومش هم هفته ی دیگه می نویسم ( البته این به این معنی نیست که تا هفته ی دیگه آپ نمی کنم) ... به یک بار خوندنش می ارزه ...پشیمون نمیشید...

 

***

دانه ی کوچک که هنوز بدرستی از خواب زمستانی بیدار نشده بود خمیازه ی خویش را نا تمام رها کرد و با تعجب گفت : « سبز باید شد ؟ ... اما ... »

اما صدایش به نسیم نرسید . درختان زمستان زده یک یک از خواب برمی خاستند، بازوان عریان خویش را در هم فرو می بردند ، و شادی کنان آمدن بهار را می سرودند.

دانه ی کوچک این بار به صدایی بلند گفت :

« آهای با شما هستم ، شما که چندین بهار را پشت سر گذاشته اید ، به من بگویید چه باید کرد؟»

درحتان سر خود را جنباندند و گفتند : « سبز باید شد .»

و دانه تکرار کرد : « سبز باید شد . سبز ؟ ... اما ...»

اما صدایش در طنین آوای بال پرستویی که خبر از آمدن بهار داشت ، گم شد.

دانه ی کوچک از جویبار که حال ، شکوه زمزمه اش هر لحظه افزون می شد پرسید:

« با آمدن بهار چه باید کرد؟»

و رود روان و شفاف ، نغمه سر داد :

« من با هر بهار دوباره آغاز می شوم ، پر بارتر و پویا تر ، و آوازم تمامی کوهساران و همه ی دشتها را پر می کند ، می پیچم و نقره فام می روم ، و دو کرانم سبز می شود... سبز. »

و دانه ی کوچک تکرار کرد « سبز ... سبز باید شد .»

آنگاه رو به آسمان کرد ، در آن آبی آسمان کرد ، در آن آبی وسیع ، تکه های ابر هر یک به نقشی می مانست .

دانه فریاد زد :   « آهای ! به من بگویید با آمدن بهار چه باید کرد ؟ »

و ابر ها که شتابان می رفتند ، پاسخ دادند :

« در بهاران ما به جنب و جوش می آییم ، می خروشیم تا رعد ، دل ِ آسمان را بلرزاند ، و برق ، سینه اش را بشکافد ، آنگاه باران می شویم و بر زمین می باریم تا که دامانش سبز شود ... سبز .»

دانه ی کوچک سر به زیر انداخت و تکرار کرد : « سبز ...آری سبز باید شد .»

آنگاه به درختان نگریست و به خارهایی که پنچه های خشک خود را از خاک به در کرده بودند و به صدایی بلند گفت:

« می دانم که بهار بزودی از راه می رسد و باید که سبز شوم ، اما من می خواهم زیباترین باشم .»

با طنین صدایش ، دشت به غوغا شد . درختها چنان سر به ساییدند که پنداری زیباترین هستند .

جویبار به ترنمی موزون آوای خویش را تکرار کرد : « من قشنگ ترینم »

و پرستوها دست از بال زدن شستند ، و دایره وار در افق سریدند ،چنانکه گویی اشرف مخلوقاتند.

و ابرها در گستره ی آسمان ، شکوهمند و سر فراز ، خرامیدند ، انگار تماشایی ترینند.

دانه ی کوچک حیران از چگونه سبز شدن و نگران زیبایی خویش ، سر به دامان زمین نهاد و بغض آلود گفت : « بی گمان سبز خواهم شد ، ولی آیا زیباترین خواهم بود؟»

اندک زمانی سکوت بر همه جا حکمفرما شد،

و سپس کلاغی که به فراز سپیداری نشسته بود  به آوایی بلند گفت : « می خواهی بدانی چگونه همچون من زیباترین موجود عالم باشی؟»

و دانه ی کوچک مبهوت سیاهی پر های کلاغ ، او را که حال به کنار جویبار آمده بود می نگریست و حرکتش را می پایید که نه جهیدن بود و نه راه رفتن ، و بی اختیار گفت :«نه ، تو نمی توانی زیباترین باشی »

با شنیدن این سخن ، کلاغ بر جای خود ایستاد ، ابرها بر سینه ی آسمان میخکوب شدند و درختان بی حرکت ، همچون مجسمه هایی خشک و بی جان .

جویباران دست از نغمه سرایی شستند، و دیگر بار همه جا در سکوت فرو رفت ، انگار زمستان بازگشته بود.

پس از گذشت لحظاتی سنگین ، باز هم این کلاغ بود که سکوت را شکست و گفت :« بی هیچ تردیدی ، من قشنگ ترین موجود روی زمینم ، می دانی چرا ؟ چون خودم هستم ، یک کلاغ پر سیاه و با شکوه . و تو نیز اگر می خواهی زیباترین باشی ، تنها خود باش.»

دانه ی کوچک به حیرت گفت : « خودم ؟... ولی من نمی دانم چه هستم .»

کلاغ دیگر بار منقار به تکرار حرف خود باز کرد :

« سبز شو و خود باش. که این یگانه راز زیبای ست »

دانه ی کوچک سر بر زمین نهاد و اندوهگین گفت : « ای مادر مهربان ! ای زمین سخاوتمند ! مرا یاری کن تا قشنگ ترین باشم . می خواهم پیچکی شوم و بازوان سبز خویش بر پیکر ستونی بپیچم و بالا روم ... بالا ... بالاتر .»

درختان یک صدا فریاد برآوردند: « اگر ستون خراب شود ، به خاک خواهی افتاد .»

و دانه فکر کرد چسبکی شود و بر سینه ی دیوار بالا رود . بالا ... بالاتر ... ، که  ناله ی جویبار رشته ی افکارش را از هم گسیخت :

« اگر دیوار فرو ریزد ، به زیر آوار مدفون خواهی شد.»

دانه در فکر یک نیلوفر آبی بود تا بر سطح آرام برکه ای بیاساید که ابرها خروشیدند :

« اگر برکه خشک شود به گِل خواهی نشست.»

دانه گفت : « پس تاکی خواهم شد و بر داربستی تکیه خواهم زد تا خوشه های انگورم در آفتاب بدرخشند.»

چلچله ها دم خویش جنباندند و گفتند :

« اگر داربست بشکند و فرو پاشد ، خوشه هایت آلوده ی خاک خواهند شد .»

دانه از سر نا امیدی گفت : « پس چه باید کرد ؟ مگر نه اینکه با آمدن بهار سبز باید شد؟»

همه یکصدا گفتند : « آری ، سبز باید شد.»

دانه دیگر بار نالید :« آه ... اما چه کنم من میخواهم زیباترین باشم ؟»

کلاغ قدری جلو آمد و گفت : « برای زیبا بودن تنها سبز شدن کافی نیست ، باید خود بود.»

آنگاه پر کشید و خط سیاه پروازش بر آبی سینه ی آسمان نقش بست.

دانه ی کوچک در خود فرو رفته و می اندیشید:

« براستی من چه هستم ؟»

که ناگاه آوای نسیم برخاست ، به آهنگی دلنواز ، ابرها رقصی شگفت انگیز و شکوهمند آغاز کردند ، جویباران بی تاب شدند ، و درختان را همهمه ای غریب گرفت ؛ دختر بهار از راه رسیده بود ، بر اسبی سپید و نقره یال.

...

*

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:19  توسط فرشيد  | 

 

سلامم را نگاهم را

درون پر ز آهم را

تمام آن چه را گفتم

فدایت می کنم شاید

در این واپس نفس هایم

نگاهت مرهمم گردد

و گرنه ای بهار من

نمی خواهم به غیراز تو

کسی دیوانه ام گردد

دل من لاله ای زخمی است

که غیر از تو نوازشگر برایش نیست

درون شهر ناز دل

تو تنها پادشاهی کن

که قلب من به غیر از تو

پریشانی نمی خواهد

دل من غنچه ای زیباست

که غیر ازتو بهاری را نمی خواهد

اگر از پیش من رفتی

فقط این را بدان ای بی وفا یارم

شب تناهیی است و

تنها فقط یک همصدا دارد

و آن این که اگر با تو مدارا کرد

به پاس! آن نگاه پر زخواهش بود

وگرنه این دل رسوا

به عشقت کی نیازش بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:14  توسط فرشيد  | 


با سلام و درود خدمت همه عزیزان:

 

باز هم این جمله ی تکراری :            "انگار همین دیروز بود"

بله انگار همین دیروز بود ، یک ساله پیش تو یه روز مثه همین روزا ،  اواخر اسفند و دم دمای عید...

چه خاطراتی ... یادش بخیر ... و امسال چقدر قشنگه این زندگی باز هم در آستانه ی اومدن بهار

...

خوب .... خسته نباشید....

 

خسته نباشید از انجام کارهای عقب مونده ی آخر سال ، خسته نباشید از خونه تکونی ها ، خسته نباشید از یک سالی که گذشت ، خسته نباشید از سی و یک میلیون و پونصد و سی و شیش هزار ثانیه ای که با هم شمردیم و رفت.... خسته نباشید از کارهایی که تو این مدت انجام دادید و ندادید ، خسته نباشید از کارهایی که  دیگران تو این یه سال انجام دادند یا ندادند و شما فقط دیدید که انجام دادند یا ندادند ، خسته نباشید از حرفهایی که تو این مدت شنیدید ،         از نا جوانمردی هایی که دیدید ، دروغ هایی که شنیدید ، زشتی هایی که دیدید و زیبایی هایی که ندیدید که وای چقدر خسته کننده ست زندگی اگر زیبایی ها رو آدم نبینه

خسته نباشید از دیدن تکرار همیشگی قصه ها... و خونه تکونی دل از غصه ها...

 

 واقعا ... خسته نباشید...

 

من که حسابی خسته شده بودم   البته ... فقط یه خونه تکونی لازمه تا غبار این خستگی ها رو از دلامون پاک کنیم و دلهامون رو صیقل بدیم ... همین کافیه ، و برای یک ساله دیگه آماده شدیم ...

*

و اما ادامه داستان ... باز هم از شما می خوام که برای یک بار ( حتی اگه شده سر ، سری ) این داستان رو بخونید ضرر نداره.

 

 

ادامه داستان :

 

و دانه ی کوچک به حیرتی سخت او را می نگریست . دختر بهار را که آرام از دشت می گذشت و بذر عشق می پاشید. و چون سوار با دستی به لطافت نور او را برگرفت تا در خورجین بلورین خویش گذارد...

دانه به او گفت :  «... این اولین بهار منست ، با آمدن تو می دانم که باید سبز شوم ، اما ...»

و سپس ساکت و خاموش بر جا ماند که بغض راه گلویش را بسته بود.

دختر بهار لبخندی زد و گفت : « اما چه ؟ »

و دانه که دیگر نمی توانست اشکهایش را مانع شود گفت :  « اما ... اما نمی دانم که پس از رویش چه خواهم بود ، و این برای من که می خواهم زیباترین باشم دردناک است.»

دختر بهار به محبت او را نگریست و گفت :

« عزیز دلم ، دنیا پر از زیبایی است و زمین پر از حیوانات متفاوت ، گیاهان رنگارنگ و گوناگون و انسانهایی که هیچکدام مثل هم نیستند، اگر همیشه پاییز باشد و یا همیشه بهار ، در دنیایی که تنها یک فصل دارد ، همه چیز خیلی زود یکنواخت خواهد شد. هر موجودی در نوع خود زیباست ، زیبایی یعنی خود بودن .من تو را به دشتی پر آفتاب و زمینی حاصلخیز می سپارم و تلاش تو تنها این باشد که به قاموس خود سبز شوی .»

دانه افسرده و غمگین آهی کشید و گفت :

« من می ترسم ، چون براستی نمی دانم چه هستم. شاید پیچکی باشم ، حایل به یک ستون ، که چون ستون خراب شود بر خاک بیفتد. و یا چسبکی باشم ، بر سینه ی دیوار ، که اگر دیوار فرو ریزد به زیر آوار مدفون شود.ممکن است نیلوفر آبی باشم غنوده بر آرامش برکه ای خاموش که چون برکه خشک شود ، به گِل نشیند.و شاید ... »

 سپس لب از گفتن فرو بست و گریستن از سر گرفت دختر بهار با سر انگشت مهربان خویش ، اشکهای او را سترد و گفت: «بیهوده اشک مریز . تنها خود باش. بی هیچ نگرانی رویش آغاز کن . ستونِ دنیایی بی پیچک را هرگز بازوان سبز و زیبایی نمی آراید ، و دیوار بی چسبک همواره در حسرت سبز شدن می سوزد. زیبایی برکه ها در گشودن چشم نیلوفران بر گستره ی آنهاست ، و اگر داربستی فرو ریزد ، دانه های انگور به خاک آلوده هنوز سرشار عصاره های حیاتند. پس تنها بکوش در خاکی پر بار ، به سوی آفتاب بالنده شوی ، سبز ِ سبز.»

 

و او را در خورجین بلورین اسب ِ خویش نهاد و راهی دشتهای پر بار و پر آفتاب شد.

دانه ی کوچک در دل خاک جای گرفت ، کوشید تنها خود باشد و سبز شود... سبز ِ سبز.

و هنوز بهار به نیمه ی عمر خود نرسیده بود که سر از خاک بدر کرد و در گذر روزها ، ماهها ، فصلها و سالها به جانب خورشید بالید. تنها با این اندیشه که خود باشد. بدین سان سالها از پی هم رفتند و دانه ی کوچک بهاران زیادی را پشت سر نهاد ، تا که سر انجام درختی شد به نام بلوط ، روییده بر دشت ، استوار به ریشه های خویش، که پنجه در سینه ی خاک داشتند و هر لحظه مقاوم تر می شدند ، و مغرور به شاخه های پر بار و گشوده بر آفتاب خود که مامنی بودند برای پرندگان تا بر آن بیاسایند و نغمه سر دهند ، لانه بسازند و بیارامند.

 

 

اما بلوط هنوز دل به شک بود و با خود می گفت : « وای بر من اگر پیچیکی بودم ، یا چسبکی ...»

سپس با فراغ بال خدای را سپاس می گفت که اینک درخت سترگی است ، و با غرور به دانه های خویش می نگریست که دانه ی بلوط بودند.

روزگار این گونه سپری می شد و بلوط ، تسلیم هر آنچه آموخته بود ، و رها به طبیعت خویش ، در هر بهار سبز می شد، درهر تابستان به میوه می نشست ، می گذاشت تا که پاییز پیکرش را به هزار رنگ بیاراید، و زمستان چون که از راه می رسید ، او برهنه و عریان ، زیر آسمان خاکستری می نشست و قندیلهای یخ را میزبان می شد.

در یکی از زمستانها ، برف و بورانی شدید ، یکی از شاخه هایش را آسیب رسانید ، نه آنچنانکه از وی جدا شود ، فقط تا بدان حد که دیگر توان سبز شدن در بهار آینده را نداشته باشد . و این برای بلوط اندوهی جانفرسا بود.

نگران از منظر خویش با آن شاخه ی خشک و آویخته ، افسرده و مغموم ، درخت به انتظار بهار نشسته بود.

زمستان  پیر بارو بندیل خویش می بست تا که راهی شود. و باز پیام آور نسیم بود و چلچله ها ؛ این پیشقراولان موکب بهار . با آمدن بهار تمام شاخه های درخت به تمامی سبز شدند . و تنها آن شاخه ی شکسته و خشک بود که بر قامتش ، ناساز می نمود. بلوط نگران بود و پریشان ، که براستی نمی دانست چه باید کرد و چون تفکر حاصلی نداشت ، هر دم افسردگی اش افزون می شد.

روزها اینگونه می گذشت ؛ تا که بهار به نیمه ی عمر خویش رسید و ساقه ی نازک پیچکی سر از خاک بر آورد و بی هیچ سخنی رویش آغاز کرد ، به جانب آفتاب .

و در اندک مدتی بر ساقه اش که بر گرد شاخه ی شکسته و خشک درخت پیچیده بود ، برگهایی روییدند همه سبز . و در کوتاه زمانی پس از آن غنچه هایی چند سراپایش را پوشانیدند. شب همه شب گلهایش که نیلوفر بودند چشم خویش می گشودند و همچون چراغ در مهتاب می درخشیدند و به هر بامداد بازوانش ، تنگ تر و مهربان تر بر پیکر خشک شاخه می پیچیدند، آنچنانکه نه تنها بر قامت بلوط نشانی از ناسازی نماند ، که در تابستان در سراسر دشت ، تماشایی ترین درخت ، او بود ، به لطف حضور سبز پیچک.

فصلها از پی هم رفتند تا که زمستان دیگر بار دم ِ سرد خویش در سینه گیاهان فرو دمید و افسون خواب آغاز کرد. نیلوفر خشکید و درخت برهنه و عریان ، به برف نشست و باز در زمانی که باید ، پیکهای بهاری ، بی قرار و شتابان ، از راه رسیدند، و با عبور چلچله ها دروازه های آسمان دیگر بار بر بهاران گشوده شد.

پیکهای بهاری ، بی قرار و شتابان ، از راه رسیدند ، و با عبور چلچله ها دروازهای آسمان دیگر بار بر بهاران گشوده شد.

بلوط پیر تازه برف از شانه های خویش تکانده بود و به زمزمه ی هر دم افزون ِ جویبار گوش می کرد که ناگهان صدایی شنید:

« چه اتفاقی افتاده است؟»

بلوط به دانه ای که با حیرت موکب بهار را می نگریست گفت: « بهار در راه است.»

صدا دوباره در گوش بلوط نشست: « چه باید کرد؟»

و او پاسخ داد : « سبز باید شد.»

لحظه ای گذشت ، آنگاه ، دیگر بار صدا سکوت را شکست و گفت:

« سبز باید شد ؟ اما ...»

دانه ی کوچک به درخت تناور و زیبای بلوط نگریست و گفت:  « اما من می خواهم زیباترین باشم »

درخت دیگر بار آرام از سر ایمان گفت:

« تنها بکوش در خاکی پر بار ، به سوی آفتاب ، بالنده شوی و خود باشی که هیچ چیز با شکوه تر و زیباتر از خود بودن نیست.»

و صدایش از چنان ایمانی لبریز بود که همه پرسشها از ضمیر دانه رخت بر بست.

آنگاه دختر بهار بر اسب نقره یال خویش از راه رسید و با دستانی به لطافت نور او را بر گرفت . دانه گفت:

« این اولین بهار عمر منست ، می دانم که باید سبز شوم و می دانم که باید خود باشم.»

دختر بهار خندید و صدایش نوازش و آوایی گرم بود که بر دل دانه می نشست:

« و من تو را به دشتی پر آفتاب و خاکی پر بار خواهم سپرد...»

زنجیر زمان ، گردونه ی سالها را یکی از پی دیگری به دنبال می کشید و با آمدن هر بهار ،دانه های بیشتری می پرسیدند: « چه باید کرد؟»

و صداهای بیشتری پاسخ می گفتند : «سبز باید شد و خود باید بود.»

و بلوط که دیگر به پایان راه رسیده بود و شاید حتی به آخرین بهار عمر خویش ، به پاسخ دانه هایی که می خواستند زیباترین باشند با تمام وجود و به ایمانی هر دم افزون می گفت:

« خود بودن ، زیباترین است.»

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:12  توسط فرشيد  | 

جذابيت زيبايي نيست! روزي شيوانا همراه عده اي از شاگرادان كنار پلي ايستاده بودند و به رودخانه نگاه مي كردند . ناگهان از راه دور كالسكه اي ظاهر شدكه در آن زوجي نشسته بودند. مرد بسيار خوش هيكل و زيبا بود و برعكس زن زشت و بد ريخت ديده مي شد. اما با وجود اين مرد با نگاهي بسيار عاشقانه به زن نگاه مي كرد و تقريباً او را مي پرستيد . يكي از شاگردان طاقت نياورد و از شيوانا پرسيد: مگر اين دختر مهره مار همراه دارد كه پسر زيبا رو را اين چنين اسير خود نموده است؟! شيوانا تبسمي كرد و گفت اين دختر جذاب است جذابيت با زيبايي تفاوت دارد. جذاب بودن يعني قدرت جاذبه داشتن و چه بسيارند زيبارويانيكه قدرت دافعه شان بسيار بيشتر از نيروي جاذبه آنهاست . شما گمان مي كنيد براي خواستني بودن بايد زيبابود در حالي كه چنين نيست و آنچه باعث نزديك شدن دونفر به يكديگر مي شود ميزان جذابيت آندوست نه زيبايي . مطمئن باشيد اگر اين زن به ظاهر زشت صورت در بين هزاران دختر پري چهره قرار ميگرفت باز هم به خاطر هنر جاذبه وخصيصه هاي خواستني كه داشت باز هم مرد خوش چهره او را بر مي گزيد . جذابيت با زيبايي يكي نيست. اين را هرگز از ياد مبريد!(مجله موفقيت)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 4:5  توسط فرشيد  | 

سلام من اومدم و اينبار به بهانه دلتنگی واسه همتون!!!
 
 
سیگار میکشی و مرا دود می کنی !
طفلک دو ریه ای که تو نابود می کنی!
طفلک نگاه های قشنگی که پشت دود
با فکر های کهنه غم آلود می کنی
اصلا کجاست هوش و حواست ، برای چه _
خود را به چند خاطره محدود می کنی؟!
راه گلوی خشک خودت را برای که
با بغض های یکسره مسدود می کنی ؟
این روزها تمامی افکار خوب را
با آه های غمزده مردود می کنی
بس کن ، ببین ، ببین همه ی عمر با خودت
یک جنگ ظالمانه ی مشهود می کنی
بس کن ، تو با قیافه ی اخموی درهمت
دل را اسیر آتش نمرود می کنی
بس کن بخند ، بخت مرا بعد از این سکوت
با خنده هات طالع مسعود می کنی
این روزهای دودی ِ بی حس و حال را
سرشارِ بوی معجزه و عود می کنی
حالا برای  قلب خودت هم شده مرا
یک بوسه در شرایط موجود می کنی ؟!!!
 
 

مرا به ....

....................................................................


دوباره دغدغه اي زنگ منزلم را زد

گمان كنم كه خوشيها ته دل را زد

تمتم دار و ندار مرا به يغما برد

كسي كه آمد و چرخي زد و دل را برد

شما چه سخت دير و-زود مي فهميد

قضيه ساده تر از عشق بود مي فهميد؟

جنون كنار دلم بود خانه اي كم داشت

جنون براي شكفتن بهانه اي كم داشت

تو آمدي و دل تو بهانه دستش داد

بهانه اي كه دو چشم تو قبض و بسطش داد

كدام دست چرا بي هدف هلم مي داد

كدام باد؟چرا هرطرف هلم ميداد

مگر نه اينكه منو تو بهاي هم بوديم

بهانه هاي قشنگي براي هم بوديم

تو از صداي پر شاپرك دلت پر بود

تو هم شبيه دلم از ترك دلت پر بود

چقدر گفتمت ازخود جدا مكن منرا

ميان زمين خورده ها رها مكن منرا

مرا بحال خدم وا گذاشتي رفتي

ميان زمين خورده ها گذاشتي رفتي

مرا به حادثه هاي بزرگ بخشيدي

مرا به جنگل لبريز گرگ بخشيدي

خدا بخير كند ماه و سال عمرت را

به آسمان برساند نهال عمرت را

ترا چه كار به اين دل دل مقوايي

خرابتر شود اين منزل مقوايي

بهار را به كدامين بهانه بسپارم

كه من سه ماه زمستان خويش را دارم ....

.................................................................................................................................

چگونه

.............

................................................

 

 


صد سال دیگر هم بیایی من همینم
یک دختر دیوانه ی تلخ غمینم
من هیچوقت احساس خوبت را ندیدم
بگذار این احساس بد را هم نبینم
من بارها گفتم : :بیا این دست هایم
هر چند من به گفته هایت هم ظنینم
من هی مدارا می کنم اما تو آقا...
از دیدگاه تو فقط یک نقطه چینم !
 
تو فکر کردی من چه هستم ؟! یک عروسک؟!
با کوک ِ : من خوبم ، خوشم ، زیباترینم ؟!
نه...! من همان بانوی اشعار تو هستم
با آن نگاه تلخ و محزون و حزینم
 
گاهی برایت شعر می گویم و گاهی
در آرزوی اینکه پهلویت بشینم ...
هر چند وقتی هم کنارت می نشینم
انگار زیر داغی یک ذره بینم !
 
تقویم سال قبل را من میبرم تا . . .
خط خوردگی های دلت را هم ببینم
خون شما بر گردن من نیست اما ...
اسمت چرا ، اینجاست ، بر روی جبینم 
 
اینقدر ناشکری نکن من را مسوزان
من آسمانی نیستم ، اهل زمینم
آقا خدا را شکر کن دور از تو باشم
من دختری دیوانه ام ، من اینچنینم !
.........................................................................................

غزلهاي خودم

...................


اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
            چند وقتست كه هر شب به تو مي انديشم
به تو آري به تو يعني به همان منظر دور
             به همان سبز صميمي به همان باغ بلور
به همان سايه همان وهم همان تصويري
             كه سراغش ز غزلهاي خودم ميگيري
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
             يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم
به تبسم، به تكلم، به دل آرايي تو
             به خموشي، به تماشا، به شكيبايي تو
به نفس هاي تو در سايه سنگين سكوت
           به سخن هاي تو با لهجه شيرين سكوت
شبحي چند شب است آفت جانم شده است
            اول اسم كسي ورد زبانم شده است
يك نفر ساده چنان ساده كه از سادگيش
            مي شود يك شبه پي برد به دلدادگيش
يك نفر سبز چنان سبز كه از سرسبزيش
          مي توان پل زد از احساس خدا تا دل خويش
در من انگار كسي در پي انكار من است
          يك نفر مثل خودم عاشق ديدار من است
رعشه اي چند شب است آفت جانم شده است
                 اول اسم كسي ورد زبانم شده است
آي بي رنگ تر از آينه يك لحظه بايست
               راستي اين شبح هر شبه تصوير تو نيست
اگر اين حادثه هر شبه تصوير تو نيست
              پس چرا رنگ تو و آينه انقدر يكيست
حتم دارو كه تويي آن شبح آينه پوش
           عاشقي جرم قشنگي است به انكار مكوش
آري آن سايه كه شب آفت جانم شده بود
             آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود
اينك از پشت دل آينه پيدا شده است
             و تماشاگه اين خيل تماشا شده است
عشق من آن شبح تار شبانگاه تويي
                آن الفباي دبستاني دلخواه توئي
.........................................................................................................................................

از من گذشت

..............


از من گذشت جاي توقف شتاب كرد
چشمت كه شعله وار تنم را مذاب كرد
اصلا چه فايده به تو نفرين كنم پري؟!؟
حالا كه عشق زندگي ام را خراب كرد
آن شب كه شاخه هاي گلم را كنار در
دستان بي تفاوت سردت جواب كرد
حوا شدي وفاجعه از نو...خداي من!!!
روي دو شاخه گل كه نبايد حساب كرد!
گرچه هنوز هم به سرم مي زند ولي
بايد زچشم آبي تو اجتناب كرد
كم كم همين نگاه خطرناك مي شود
بايد سرنترس تو را زير آب كرد
........................................................................................................................................ 

نه !!!!!!!

................. 


نه ! تو از پيش من ساده نبايد بروي
دردمندي به تو دل داده ، نبايد بروي
شعر و شاعر پس از اين عاشق زيبايي تو
اتفاقي است كه افتاده ،نبايد بروي
زندگي راه درازيست پر از وسوسه ها
بي من از وحشت اين جاده نبايد بروي
زخمي ام ، خسته ام ،آشفته و بي سامانم
نيستم جان تو آماده ،نبايد بروي
آه صياد! در اين دشت بلا مي ميرم
شد اسيرت دل ديوانه ،نبايد بروي
از شب بي تپش پنجره ام اي مهتاب
اي گل روشن شبزاده ،نبايد بروي!!


///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

امشب شب يلداست

...................


تقديم به آنهايي كه امشب را با تنهايي مي گذرانند                      

امشب شب يلداست . پاييز با همه زيبايي هايش ، خدا حافظي مي كند و جايش را به زمستان پاك و سفيد مي دهد . زمستان سردي كه با وجود دلهاي گرم و با محبت ، زيبايي اش دو چندان مي شود 

در يك لحظه به ياد خزان عمر خود مي افتم . عمري كه بهارش را بدون هيچ لذت و خوشي به پايان رسانيد وبالاخره به خزان رسيد . خزاني كه جز حسرت روزها و فرصت هاي از دست رفته ، ثمره اي نداشت 

آري ... خزان عمرهم به پايان خواهد رسيد وبه زمستانش ميرسد

در بهار، تنهايي ... در پاييز ، تنهايي ... در زمستان هم ، تنهايي ...سرمايش را احساس مي كنم ... برخود مي لرزم ... مي ترسم 

اي دل ...آيا دلي نبود كه براي تو بتپد ... آيا دلي نبود كه در انتظارت باشد ... آيا دلي نبود كه نگرانت باشد

اي دل با رفتن به سوي غربت ، خيلي ها فراموشت كردند . خيلي ازآنهايي كه دوستشان داشتي و دوست داشتي دوستت بدارند . اصلا" اي دل ميدوني ... همه اش تقصير اين غربت هست ... غربت يعني مرگ تو ... يعني فراموشي ... يعني غم ... يعني رنج ... يعني هجران ... يعني تنهايي ... يعني بي كسي 

اي دل تنها! تنهايي ، تنها... تنها ... تنها و تنها ميماني 

چقدر دوست داشتم امشب كه شب يلداست ، من هم در كنار آنهايي كه دوستشان داشتم و دارم و دوستم داشتند و نمي دانم كه آ يا باز هم دوستم دارند ، بودم .آن وقت پدر بزرگ يا مادر بزرگ ميشدند، ماه شب يلدا. فرزندان و نوه ها، ستاره هايش . گرماي دلهايمان، كرسي اتاقمان . ياقوت دلهايمان، انار دانه دانه شده اش . پر باري عشق و محبت و تقسيم كردن آن بين همه، هندوانه اش . لذت در كنار هم بودن با هر مزه اي، آجيلش . مزه ي لحظه هاي خوش با هم بودن، شيريني اش . خواندن حمد وسوره، سپاسش از خداوند . بيان خيال يار و دلبر و آرزوها، فال حافظش . وفا و مهرباني و عشق، طولاني بودنش . آه كه چه شبي مي شد امشب ... ولي افسوس 

به ياد داشته باشيد كه يك نفر، يك گوشه ي دنيا، تو غربت در اين شب طولاني تنها نشسته و به ياد يك مشت خاطراتي كه كم رنگ شده اند ؛ افتاده وفقط مي خواهد يك برگ از حافظ را به نيت بودن در كنار ياران بخواند 

//////////////////////////////////////////

گریه فرشید


گريه نمی کنم نرو

آه نمی کشم بشين

حرف نمی زنم بمون

بغض نمی کنم ببين

......................................................................................................................................

یک محال ... آه

فرشید


یک محال ... آه

من ، تو ، به هم رسیدنمان ، یک محال ... آه
ما ، آن نیاز های قدیمی به بال ... آه
شک دارم این دو خط موازی به هم رسند
حتی پس گذشت فراوان سال ... آه
ما ، جمله های مضحک : « خب ، از خودت بگو » !
یا این سکوت مسخره ی پر ملال ... آه
این صبر نابجای تو وقتی گرفته ام :
یعنی همین که هست ، تو هم بی خیال ... آه
 
بغضی به سرزمین دلم چنگ می زند
آن سرزمین ساکت رو به زوال ... آه
وقتی به شانه های تو می آورم پناه
آن شانه های ساکت بی حس و حال ... آه
 
نه ... بس نمی کنم ، دلم از دستتان پر است
باید سبک شوم ، شده با این جدال ... آه
این هم جواب اخم شما از سه ماه پیش :
من ، قطره های اشک ، ورق ، قهوه ، فال ... آه
.........................................................................................................................

باز كن چشمت را
خواب اينك كافيست
دل دگر زمزمه‌ي ياد تو را
مي‌برد از خاطر
و من آن گمشده‌ام كه برفتم پي تو
در رهي بس باطل

باز كن چشمت را
آن كه عاشق شد و قلبي ب‌سپرد
در زمستان تو مرد
آن كه دل داد و قسم بر سر تو مي‌آورد
دگر آهنگ تو را از ياد برد

باز كن چشمت را
عاشقي از سر من در شده است
در دلم عشقي نيست،
همه‌اش به رنگ نفرت شده‌است
به خيالت كه من آن ساده‌دلم كه هنوز
در خيالت به زندان شده‌است
نه دگر شيدايي نيست تو را
دگر اينجا چون من، كس تو را ياد نكرد
و تو را بخشيدم، به لقاي دگران

باز كن چشمت را
خواب آخر تا كي‌؟
و تو چون عزرايي كه شكستي در چشم
ز دلم بر بستي يادت را
من دگر عشقت را، در كف باد رهايش كردم
و رها گشتم از اين دور بلا

بر خودت باليدي كه چنان چون من زار
عاشقي مست و پريشان داري
و گمانت اين بود به هزاران شيوه
بر تن زخمي او خنجري ب‌سپاري
و نمي‌دانستي طاق دل كوتاه است
چون كه تو عشوه كني
دل پي دلدار است

باز كن چشمت را
من دگر بيدارم
من همانم كه فريبم دادي
در پي شيفته‌اي بي‌مانند، با دروغي ساده
بوسه‌ي گرمت را، برلبانم دادي
چون كه شيدا ديدي در پي‌ات ‌آمده‌ام
قهري بي‌نصيبم دادي
من همانم كه به بادم دادي

اي كه با عشق دروغ، در دلم كينه بكاشت
من دگر بيدارم
در پي ساده دلي ديگر باش
باز كن چشمت را
فكر فردايت باش

.......................................................................................................................................

کدر

.........


رها کمی کدر شده مثل همیشه نیست
مثل ستاره های دلش رنگ شیشه نیست !
قلبش نمی زند ! به گمانم که مرده است !
این مثل قصه های خودش یک کلیشه نیست
 
دارد کنار پنجره هی آه می کشد
از چشمه های اشک خودش کار می کشد
با حلقه های خسته ی این دودهای داغ
بین خودش و آینه دیوار می کشد
 
هی میزند به این درو آن در که پا شود
از این طلسم لعنتی بد جدا  شود
بود و نبود او به کسی بر نمی خورد
می خواهد از ادامه ی بودن رها شود
 
می ترسم از تداوم این حس که خسته است
در چشم های قهوه ایش غم نشسته است
مثل درخت خشک و اسیری و که ریشه اش
مرده ست و ساقه هاش یکا یک شکسته است
 
بهانه، کمی کدر شده ، نه ... عادلانه نیست !
از زندگی ، حیات ... نه اصلا نشانه نیست !
شرمنده ام ادامه ی این شعر منتفی ست
باور کنید مرده و این ها بهانه نیست ... !

................................................................

گوش کن

 


گوش کن این غزل که می گویم
غزلی عاشقانه خواهد شد
یا اگر عاشقانه هم نشود
اعترافی زنانه خواهد شد
حس نابی که امشب از دل من
فوران میکند و می ریزد
آه...این شوق اگر که بگذارد
همه اش یک ترانه خواهد شد
 
آن شبی که تمام هستی من
در نگاه صمیمی ات آمیخت
به خدا فکر هم نمی کردم
که چنین جاودانه خواهد شد
 
فکر کردم که خط چشم سیاه
لاک و مهر نگاه خواد بود
بی خبر بودم این سیاهی چشم
یک شروع و بهانه خواهد شد
 
خط قرمز زدم به دور لبم
تا که مرزی میان ما باشد
و چرا زودتر نفهمیدم...
حیله ای دخترانه خواهد شد!
 
روزهای گذشته ی تاریک
اگر از برگ و بار من دزدید
عشق زیبا و پاک و معصومت
بر وجودم جوانه خواهد شد
 
آه من عاشقت شدم آقا
هی نگو کی بزرگ خواهی شد
و در این حالتی که من دارم
شعر ها کودکانه خواهد شد!
 

...............................................................

تو تنها

 


سلامم را نگاهم را

درون پر ز آهم را

تمام آن چه را گفتم

فدایت می کنم شاید

در این واپس نفس هایم

نگاهت مرهمم گردد

و گرنه ای بهار من

نمی خواهم به غیراز تو

کسی دیوانه ام گردد

دل من لاله ای زخمی است

که غیر از تو نوازشگر برایش نیست

درون شهر ناز دل

تو تنها پادشاهی کن

که قلب من به غیر از تو

پریشانی نمی خواهد

دل من غنچه ای زیباست

که غیر ازتو بهاری را نمی خواهد

اگر از پیش من رفتی

فقط این را بدان ای بی وفا یارم

شب تناهیی است و

تنها فقط یک همصدا دارد

و آن این که اگر با تو مدارا کرد

به پاس! آن نگاه پر زخواهش بود

وگرنه این دل رسوا

به عشقت کی نیازش بود

 

.....................................................................

اشتباه ساده

 


گفتي ستاره ماندنيست، ديدي ستاره هم شكست!؟

عهدي ميان ما نبود ،عهدِ نبسته هم گسست!!

اين خوابِ سبز از ابتدا ، يك اشتباه ساده بود

يك اشتباه ساده كه ، آخر مرا در هم شكست

از دست زخم روزگار، به غم نشسته بود دل

به غم نشسته بود ، باز ، ديدي كه در خون هم نشست

گفتم چه غم از حادثه ، وقتي تويي سد ، سيل را

ديدي خيالي خام بود ، ديدي كه اين سد هم شكست

گفتي كه: « چشم از من بدار، لايق نئي اينجا ، برو

اين دل نه جاي هر كسي ، نه جاي تو ،تو، توي پست »

گفتي :« تو را تقصير نيست ، نتوانمت در دل نشاند»

اين آخرين حرف تو بود ، حرفي كه بنيانم گسست

آري! بلور عاطفه ، با سنگِ بي مهري شكست

اين دل شكسته بود ، باز ، يكبار ديگر هم شكست

يادي كن از تنهائي ام ، زين صيد مانده در قفس

آه اي خداي هرچه بود ، آه اي خداي هرچه هست

 

////////////////////////////////////////

یاد داری

 


یاد داری نسنجیده جوابم کردی
قصه غربت خود گفتی و خوابم کردی
تا که قلبم به هوای دل تو پر میزد
شمع سوزان شدی ای اشک ، کبابم کردی
حال دیگر سخن عشق و وفا کودکی است
که به صجرای دلم تشنه ، سرابم کردی
من برای تو گند کار شدم بی انصاف
مست عشق بودم و تو مست شرابم کردی
گرچه من عشق تو را شهره شهری کردم
تو به انگ بی وفایی ناشنوایم کردی
لیک دیگر نشوم شوی تو ای شهره شهر
خلق داند که تو در عشق خوابم کردی

///////////////////////////////////////

تو رو از .....


تو رو از خوبي حرفات شناختم
تو هر جا با من و از من جدايي
تو شبهاي قشنگ و پر ستاره
تو تنها ياور شبگرديامي

هنوزم تو شبام هيچكي نبوده
تا مثل تو برام آواز بخونه
منو كه با همه رنگا غريبم
دليل بوندن عمرش بدونه

تو رو از آفتاب مهرباني
تو رو با رنگ سبز بي‌ريايي
تو رو آبي مث يك دشت دريا
به هر جا دارمت حتي تو رؤيا


تو نتهاي ظريف پر طنيني
تو آواي غريب ساز سبزم
توي غربت شبهاي جدايي
هنوز با ياد چشمات مي‌نوازم

دلم مي‌خواست توي تنهايي تو
منم سهم كوچيكي داشته باشم
برات از آشناييها بخونم
توي دنيا تو رو دوست داشته باشم

ولي سيل نگاه بي ترحم
منو از زنده بودن نادمم كرد
براي يه گناه بچگونه
توي معصوميت تيربارونم كرد

خيال كردي كه از من دل بريدي
منم دل كندم و بي تو مي‌مونم؟
ولي اينو بدون تا لحظه‌ي مرگ
واست شعراي عشقم رو مي‌خونم

برات مي‌گم عزيزي، هر جا باشي
اگه حتي ديگه با من نباشي
اگه حتي توي ذهنت شكوندي
به هر جاش بوده از من يك نشوني

با هر كس كه با دست مهربونت
مي‌شه بانوي قلب پر غرورت
با هر كس توي شهر بي‌نشونت
مي‌شه خورشيد وقتاي غروبت

با هر كس هستي‌و هر جا كه هستي
ولي اينو بدون ما رو شكستي
مي‌شد ما هم بشيم سنگ صبورت
ولي قهر كردي‌و ما رو نخواستي

من از دلتنگي‌هام شكوه ندارم
كه من هر جا كه هستم تكيه گاهي
اگه حتي تنت رو پس گرفتي
با قلب روشنت يك قبله گاهي

يه قبله از تو و قلب سپيدت
يه قبله از تموم مهربونيت
واسه روي نمازم ساختم از نو
شدم يك بنده‌ي عشق خداييت

من از حس صدات تو بي‌كسي‌هام
خودم رو بد به آتيش مي‌كشوندم
به دور از اين خيال سهو و باطل
تنم رو با فريبهات مي‌سوزوندم

مي‌دونستم يه روز تنهام مي‌ذاري
مي‌ري تا غصه‌هات با من بمونه
مي‌دونستم كه از روي غرورت
مي‌ري تا هيچ كسي چيزي ندونه

تو رو با پاكي قلب سپيدت
تو رو هر جور كه بودي مي‌شناختم
به من گفتي نده آسون به من دل
به من گفتي تو رو خوب نشناختم

بهم گفتي نمي‌توني، نمي‌شه
به من عاشق بموني تا هميشه
تو مي‌گفتي رخم توي نگاهت
واسه ديدن تو رو لايق نمي‌شه

بهم گفتي برات سخته بتوني
به من تا به‌ ابد عاشق بموني
تو مي‌گفتي حديث خط عشقو
بايد با ديگري از سر بخوني

بهم گفتي مي‌خواي آزاد بموني
تو اين دنيا يه عاشق يه اسيره
تو مي‌گفتي ديگه مثل گذشته
دلم با ديدنت پر نمي‌گيره

بهت گفتم برام خيلي غريبه
بدون تو، تو اين شبها بمونم
بهت گفتم برام يك جا تو قلبت
بذار تا از تو شعرامو بخونم

به من گفتي فريبه هر چي عشقه
تو دنيا هر چي هست عشق دروغ
به من گفتي چشام پيش نگاهت
واست مثل چراغ بي فروغ

بهت گفتم برام خيلي عزيزي
نمي‌خوام باز نمك رو زخم بريزي
بهت گفتم توي دنياي بي‌ مهر
ندارم ديگه از عشقت گريزي

بهم گفتي كه تو بازنده بودي
آخه دل دادي و بي دل نشستي
بهت گفتم همون هستم كه يك روز
به جز عشقم تو هيچ چيزي نخواستي

اگه توي قمار عشق پاكت
نشد باشم واست برگ برنده
بدون از ماتي شاهت گذشتم
شدم كيش دو تا چشم سياهت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو مي‌آيي. يقين دارم كه مي‌آيي
زماني كه مرا در بستر سردي ميان خاك بگذارند
 

.............................................................

من تو اما ما؟......

 


من تورا می خواهم تو مرا می خواهی

من تورا می بينم تو مرا می بينی

من تورا می فهمم تو مرا می فهمی

درد من درد تو است درد تو درد من است

درد تنها اينست : من وتو می دانيم

دردمان يک درد است که ندارد درمان

من سکوتم درد است تو سکوتت زجر است

من نگاهم اشک است تو نگاهت خون است

من تو را می خواهم و تورا می فهمم

تو مرا می خواهی همينها کافيست

ديگران نگذارند من و تو ما بشويم

 

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

ماه من

 


خاموش ميشوم و مكث می كنم تو آه می كشی
من گريه می كنم ديوانه می شوم
تو روی دفترم ، يك قلب می كشی يك راه می كشی
من روی راه تو صد اشك می چكم
تو قهر می كنی يك ماه می كشی ! من روی ماه را نقش " تو" می كشم .
تو ناز ميكنی . . . ـ آرام می شوم ـ
تو با مداد سبز آغاز می كنی يك راه ميكشی ، يك دشت ميكشی
يك عالمه فلوت پر آهنگ ميكشی .
من سنگ ميكشم با جوهر سياه تصويری از خودم دلتنگ ميكشم ...
بی رنگ می شوم ، چون سنگ می شوم
آزرده می شوم از دوری تو باز ، افسرده می شوم .
لبخند می زنی . . . و روی راه را ، يك " ضرب " می زنی !
من روی صورتت صد بوسه می زنم
ديگر نمی روی آرام می شوم
بيدار می شوم . . .
اما تو نيستی . . . !

.............................................................

من ...

 


سکوت سهم عزيزيست تا دلش را من...

تمام آينه های مقابلش را من...

سکوت سهم عزيزيست تا لب دريا

نشسته باشد و شنهای ساحلش را من...

صدای قلبش آرام قلب من باشد

به خنده ساده کنم هر چه مشکلش را من!

که آفتاب شود خانه دلم را او

که ماهتاب شوم چشم و منزلش را من

چه قدر پاک و صميمی که قابل من را...

چه قدر صاف شدم تا که قابلش را من...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 3:38  توسط فرشيد  | 

شعر

 

دلي دارم كه از تنگي در او جز غم نمي گنجد

 

غمي دارم ز دلتنگي كه در عالم نمي گنجد

 

.....................................

امروز كه خاك دگران شد چمن من

 

تا روز دگر خاك من و تو چمن كيست

 

.............................................

 

همچو مرغان سحر برآسمان پر مي كشم

راز پنهان را درون دل ؛ به دفتر مي كشم

..............................................

 

دلي در آشيان يك سحر بود

خودش اينجا و رويايش سفر بود

همه يك يك رسيدند از ره دور

ولي او همچنان چشمي بدر بود

......................................

به خدا غير تو هرگز هوسي نيست مرا

به تو دل بستم وغير از تو كسي نيست مر

 

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 2:12  توسط فرشيد  | 

نامه

 

 

دلم ارام نمي گيرد ساعت هاست كه خواب به چشمانم راه نيافته است. بعضي وقت ها خواب و فراموشي

 

چقدر خوب است.سرم درد گرفته مي نشينم دلم ارام نمي گيرد دراز ميكشم! مي ايستم! قدم مي زنم ولي

 

فايده اي ندارد. دلم همچون سير وسركه مي جوشد.اين بار دلم ميخواهد با تو حرف بزنم حرف هاي دلم

 

را حرف هاي خودم را شايد حرفهاي همه آنهايي كه با تو آشنا هستند.حرف كه نه درد ودل كنم.واقعا"

 

نمي دانم دردودل است يا سوز دل .

 

اگر حالي كه من دارم سوز است پس آتش چيست؟ اگر آتش است پس سوختن چيست؟ اجازه بده با تو

 

راحت با شم راحت حر ف بزنم بگذار از هر قانون جمله نويسي كه دست وپاي زبان دلم را مي بندد

 

آزاد باشم. دلم مي خواهد من با شم وتو زير سقفي كه سا يه اش سبز است ونور خورشيد ش  ابي و

 

زير پايمان تا چشم كار مي كند حرير سرخ. انوقت بين ما هيچ چيز حايل نبا شد مگر اشك چشم من

 

كه از پشت پردهء زلالش صورت خور شيدي ترا ببينم. ميداني... دلم براي لطافت وگر ماي دستانت

 

تنگ شده دلم براي لبخندت پر مي زند و وجودم در حسرت شنيدن صدا يت مي سوزد و خا كستر

 

مي شود. به خدا دلم مي خواهد مثل كود كان نوا زشم كني نصيحتم كني حتي دعوايم كني با من

 

قهر كني و من التماس كنم و به پايت بيفتم آنوقت تو مرا ببخشي و اجازه بدهي كه د ستانت را

 

ببوسم و در آغوشت آ را مش همهء هستي را يكجا حس كنم .

 

اي كاش گرماي تنم از خورشيد وجود و آفتاب نگاهت گرم مي شد. اي كا ش بيا يي! اي كا ش

 

مي شد در مقابلت دو زانو بنشينم و خودم را در عمق درياي نگاهت غرق كنم.چه مي شود اگر

 

بخوا هم بيايي ؟  بخدا دلم برا يت تنگ شده اي كا ش مي آ مدي بخدا اگر بيا يي ديگر دلت را

 

نمي شكنم ديگر به خا طر يك وجب دنيا كران در كران حر فها يت را نشنيد ه  نمي گيرم

 

بجان اخرين عشقت ديگر دل تو را نميشكنم.

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 2:9  توسط فرشيد  | 

 

 

شعر

 

روستا زاده با ذوق

 

روستا زاده اي به شهر امد

 

با زن شصت ساله اش از ده

 

برد زن را به پيش محضر دار

 

گفت هي منتي تو بر من نه

 

اين زن شصت ساله را بردار

 

مرحمت كن سه بيست ساله

 

.................................................................................

 

كو عشق وكو وفاداري؟

 

گفت با شوهرش زني بد خو         گر بميرم چه مي كني تو بگو؟

 

گفت كاري كه گر بميرم من        تو كني بعد مرگ من اي زن

 

زن بفرياد و شيون وزاري         گفت كو عشق وكو وفاداري

 

پس تو هم بعد من اي مرد         واقعا" ازدواج خواهي كرد؟!

 

...............................................................................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/26ساعت 2:6  توسط فرشيد  |